|
سي و پنج سال از مرگ جهان پهلوان سپري شد
• حالا تختي شناسي مورد توجه نسل حاضر شده و حتي دوستان ديروزش همراهان هميشگي او در ورزش هم مي خواهند از اين همه محبوبيت سر در آورند
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گفت وگو با دايي
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سي و پنج سال از مرگ جهان پهلوان سپري شد
راز و رمز جاودانگي تختي
• حالا تختي شناسي مورد توجه نسل حاضر شده و حتي دوستان ديروزش همراهان هميشگي او در ورزش هم مي خواهند از اين همه محبوبيت سر در آورند
|
|
|
ديروز در ابن بابويه درسي و پنجمين خزان ابرمرد ورزش ايران همه آمده بودند تا يادآور بزرگي ها، ارزش ها ودلاوريهاي قهرماني باشند كه امروز ديگر در ميان ما نيست ولي غيبت ۳۵ ساله او نه تنها سرپوشي برارزشهاي ويژه او نگذاشته بلكه گام به گام اين نسل جست وجو گر، اين نسل پويا وخواهنده بيشتر وبيشتر در زواياي زندگي ابرمرد ورزش وارد شده اند تا پي به راز و رمز جاودانگي و ماندگاري او ببرند. عجيب اين است ، اكثر كساني كه بر سر مزار او حاضر مي شوند دسته اي هستند كه حتي مرگ او را به خاطر ندارند ولي نام تختي، نام بزرگي هاي پهلوان دوست داشتني و مهربان كشتي آن چنان جذبه و پركشش بوده كه ستايشگرانش برآنند كه بيشتر و بيشتر از او بدانند و به همين خاطر سال به سال در سالروز مرگش جوانان و آنهايي كه در زمان مرگش قدم به عرصه گيتي نگذاشته بودند بيش از پيش مي شود. حالا تختي شناسي مورد توجه نسل حاضر شده و حتي دوستان ديروزش ، همراهان هميشگي او در ورزش هم مي خواهند از اين همه محبوبيت سر در آورند و بر حول محوري مي گردند كه بهتر وبرتر از گذشته درباره ارزشهاي معنوي او بدانند. اين خواهندگي ها را بايد چگونه تعبير كرد؟ چه سان بايد آن را تفسير نمود؟ مگر در ورزش ما فقط اول وآخر قهرماني همين زاده فقر و رنج بوده كه سر بر آسمان افتخار ساييده، مگر ديگر قهرمانان از طبقه اشرافي و درجه اول كشور بوده اند كه فقط او مورد توجه و در كانون تفكر و نگرش مردم بوده است. ديروز هم در ابن بابويه وقتي دسته دسته به آرامگاه هميشگي او وارد مي شدند و تنها يادگار او يعني مهندس بابك تختي را روياروي خود مي ديدند انگار با جهان پهلوان رو در رو هستند، صميمانه به او نزديك مي شدند، در آغوشش مي گرفتند برگونه هاي مردانه اش بوسه مي زدند و حتي بدون رد و بدل كردن كلامي از او جدا مي شدند و در حومه خاطرات خود با تختي تنها مي شدند و با او به گفت وگو مي پرداختند. تنها جوانان و گمنامان نبودند كه بدون بيم از گزند سرماي آزاردهنده زمستاني، بدون توجه به بعد مسافت و بدون نگرش به گذر زمان پيرامون مقبره او ساعتها وقت خود را سپري كردند، از دستگاه ورزش، از كميته ملي المپيك، از فدراسيونها وازجانب هيأت هاي ورزشي هم نمايندگاني در اجتماع ۱۷ دي ، سرمزار او در ابن بابويه حضور داشتند تا پاسدار روز تختي، روز جوانمردي، روز پهلواني و روز ورزش باشند. منصور مهديزاده ـ محمد ابراهيم سيف پور ـ ابوالفضل حسين پور ـ رضا سوخته سرايي ـ عليرضا سليماني ـ محمود ملاقاسمي ـ منوچهر برومند و خيلي هاي ديگر با يارانشان با برنامه ريزي قبلي وارد محوطه آذين بندي شده ابن بويه مي شدند تا پاسدار آنهمه بزرگي و آنهمه مردانگي باشند. تختي كه بود؟ تختي كه بود كه اين همه ستايشگر حتي پس از مرگ پيرامونش بحث و گفت وگودارند؟ تختي كدامين قهرماني بود كه همه او را الگوي خود معرفي مي كنند؟ تختي از چه طايفه اي بود كه همه مي خواهند تختي شوند؟ بچه جنوب شهر، بچه خاني آباد، بچه آقا رجب تختي ، مگر مي شود اين همه صاحب شهرت وافتخار شود ولي ديگران در حسرت جاودانگي او و راز و رمز ماندگاريش در تكاپو باشند. تختي افسانه نبود، تختي اسوه و اسطوره تخيلي مردمان روزگار خودش نبود. تختي حقيقتي انكارناپذير بود كه از دل مردم برخاست و با مردم حركت كرد و هيچگاه خود را از مردم جدا نكرد تا جهان گستر شد، تا بر قلبها حكومت كرد. و زماني كه خبر مرگش در تهران بزرگ پراكنده شد يك شهر كه نه، يك كشور عزادار شد. در مراسم تشييع پيكر پهلوان بزرگ كيلومترها بدرقه كننده او را مشايعت كردند ودر سفر آخرين تا غسالخانه و بعد ابن بابويه كنترل مردم از وقوع چنين حادثه دور از باوري (مرگ جهان پهلوان) حتي از دست مأموران پليس خارج بود. حالا تختي اين ابر مرد جاودان دنياي ورزش ۳۵ سال است از هجرت ابدي اش سپري شده ولي سؤال هاي جوانان، مردم و حتي آنهايي كه دور از ورزش قرار دارند درباره زنده ياد پايان ناپذير است. در چنين شرايطي است كه بايد به گذشته بازگشت و به سالهاي آغازين ظهور تختي. اودر زندگينامه خود اعتراف دارد كه فرزند درد ورنج و فرزند مشكلات است. او كشتي راازباشگاه پولادتهران زيرنظر حاج عبدالحسين فيلي آغاز كرد. ولي در حقيقت استاد و سازنده او عباس زندي بود كه قبل از اوشركت دربازيهاي المپيك ۱۹۴۸ لندن را تجربه كرده بود، تنش به حريفان خارجي خورده بود، مسابقات بزرگ را از نزديك نظاره كرده بود و مي دانست كشتي گير تيم ملي شدن و از سكوي قهرماني بالا رفتن فقط شركت در مسابقات نيست. عباس آقا در لندن ديد با اين كه خوب تمرين كرده و جوان است و سرنترس هم دارد ولي حريفان چنته اي برتر از اودارند وبه همين خاطر بود كه قهرماني از او روي برتافت و تركها حكومت خود را به او و تازه واردان ديگر تحميل كردند. تختي جوان وقتي از مسجد سليمان بازگشت به كشتي پيوست. اهالي خيابان شاپور هر روز جوان ساك به دوش سيه چرده اي را ملاقات مي كردند كه بدون بيم از سرما و گرما به باشگاه پولاد وارد مي شود وچند ساعت بعد خسته و كوفته با همان شكل وشمايل از درب باشگاه بيرون مي رود. اولين سفر جهاني جهان پهلوان بعدها گفت: «آنقدر از زندي و ديگران زمين خوردم كه پشتم بوي تشك گرفته بود ولي مي دانستم اگر مي خواهم كشتي گير بشوم بايد از خود بيش از اين ها مايه بگذارم». تختي در سال ۱۳۳۰ بعد از زجر فراوان بخاطر پشتكار ،بخاطر شجاعت، بواسطه تداومش در تمرينات مسافر مسابقات جهاني شد. هنوز روسها وارد ميدان نشده بودند.محل تلاقي قدرتها شهر هلسينكي در كشور فنلاند بود. «مربي ما يك مربي اهل تركيه به نام صائيم بيك اريكان بود يك اهل فن و يك كشتي شناس كه خوب كشتي دنيا را مي شناخت وحكومت كشتي جهان را نيز همين تركها بر دست داشتند. من حيدر ظفر را نمي شناختم ولي پا به پاي او حريفان را از سر راه دور كردم تا شانس مبارزه در فينال را با اين قهرمان بزرگ پيدا كنم. نفوذ تركها و تجربه كم دست به دست هم دادند تا پيروزي ۲ بر ۱ به «حيدرظفر» برسد و من در اولين دوره مسابقات جهاني ۱۹۵۱ به مدال نقره اي دست پيدا كردم كه برايم حكم كيميا را داشت. سال بعد فنلانديها باز هم ميزبان بودند و من دستگيرم شد كه بايد حالا، حالاها تلاش كنم تا بتوانم در هر دو جبهه، هم روي تشك و هم با افراد با نفوذ كشور تركيه مقابله كنم. در المپيك ۱۹۵۲ چشم من به روسها خورد، «ديويد جيماكوريدزه» در ۷۹ كيلو يعني وزني كه من هم در آن مدعي بودم شركت كننده بود، حيدر ظفر ترك هم براي دفاع از مقام قهرماني به ميدان آمده بود. حيدرظفر را بردم ولي بازهم جاي من روي سكوي افتخار تغييري نكرد، كشتي گير تازه وارد روسها«ديويد جيما كوريدزه» كشتي سرنوشت را با همان فاصله اي كه حيدرظفر برده بود از من برد و باز هم طلا برگردن رقيب من درخشيد وسهم من مدال نقره سال قبل بود!» در آن سالها كشتي آزاد هر ۲ سال يكبار انجام مي شد، براي توكيو خيلي تلاش شده بود و به صلاحديد مربيان حاضر و آقا بلور تختي و زندي و زنهاي خود را عوض كردند و تختي براي اولين بار به صف مردان ۸۷ كيلو پيوست. او يك حريف تازه تر از يك كشور اسكانديناوي به نام وايكينگ پالم را دركنار رقيبان ديگر يافت، مردي با مدال طلاي المپيك هلسينكي و تازه وارديني هم چون بوريس كولايف. تختي در نيمه نهايي به چيزي كه هرگز نمي انديشيد مبتلا شد و براي اولين و آخرين بار شانه هايش درمقابل پالم سوئدي به تشك چسبيد و ضربه فني شد و به مقام چهارم قناعت كرد و مدال طلا به تازه وارد روسها يعني كولايف روسي رسيد. در جشنواره ورشو تختي با اين حريف روبرو شد ولي نتيجه هماني بود كه در ماههاي گذشته و در ديدار دوستانه با كولايف نصيبش شده بود، شكست. مدال نقره سوم اين بار در و رشو به گردنش آويخته شد ولي او قبل از اين مسابقه در ديداري انتقامي در استكهلم در كنار فردين ـ توفيق ـ زندي ـ بلور مقابل پالم سوئدي قرار گرفته بود و او را مغلوب ساخته بود. غرور ناشي از اين پيروزي بود كه تختي را از خود بي خود كرد ولي وقتي در ورشو باخت افق بازيهاي المپيك ۱۹۵۶ ملبورن او را به حركت جدي تر وادار كرد. حالا جهان كشتي غلامرضاي توانمند و سختكوش را شناخته بود. حالا همه مي دانستند ايران صاحب كشتي گير والامرتبه اي است كه به زيور تجربه هم آراسته شده، حالا همه در چهره او قهرماني را جست و جو مي كردند. در ملبورن تختي بزرگ و بزرگتر شد و با شكست همه حريفان حتي كولايف روسي در بالاترين پله افتخار قرارگرفت، او به يكي از آرزوهايش يعني خم شدن و آويخته شدن مدال قهرماني برگردنش رسيده بود و حالا طلاي المپيك و مقام قهرماني او را شهره خاص و عام كرده بود. تقسيم جايزه نقدي او مظلوم تر و معصوم تر از آن بود كه دست به فخرفروشي بزند و حتي دردهكده المپيك بعد از پيروزي كمتر دربين جماعت ورزشي دنيا حاضر مي شد. درونگراي ورزش ما وقتي از ملبورن بازگشت جايزه نقدي ۵۰ هزارتوماني خود را بين ۴ نفر بي مدال تيم تقسيم كرد كه البته يارانش عباس زندي ـ نبي سروري ـ ناصر گيوه چي و حسين نوري هرگز تسليم او نشدند و فتوت و جوانمردي او را گرامي داشتند و پاداش قهرماني او را به تختي بازگرداندند. در استانبول بازهم تختي بزرگ حاضر بود. دستگاه خودكامه ورزش كه از محبوبيت او به خشم آمده بود او را كه فقط ۹۴ كيلو وزن داشت به جنگ سنگين وزنها فرستاد. يعني مبارزه با غول پيكران ۱۳۰ كيلويي. تختي مظلومانه به زورگويان لبيك گفت ولي درمصاف با مردان روسي و آلماني تسليم سنگيني وزن آنها شد و بدون پيروزي از گردونه رقابتها بيرون رفت. در توكيو و در بازيهاي آسيايي حريفي قدرت رويارويي با او را نداشت. آسيايي ها به راحتي تسليم او شدند و در صوفيه وزن كم كردن او و فاصله نزديك مسابقه آسيايي با جهاني او را درگام اول تسليم نورسيده تازه روسها يعني آناتولي آلبول ساخت ولي تختي وقتي خود را بازيافت ابتدا شكست دهنده مرد روسي يعني «قره باجاق» ترك را ضربه فني كرد و بعد «پتكوسيراكف» قهرمان سال ۱۹۵۷ استانبول را كه با آلبول مساوي كرده بود با امتياز فراوان برد و با يك نمره منفي كمتر نسبت به آلبول روسي مدال نقره را برد. در تهران تختي همه را منهاي «بوريس كولايف» ضربه فني كرد تا بار ديگر مدال طلاي جهان را پيشكش ملت خود كند و در سومين المپياد زندگي خود پس از ۵ پيروزي با ضربه فني به مصاف حريفي به نام عصمت آتلي رفت. قهرمان ترك ابتدا قصد مبارزه با تختي را نداشت ولي آنهايي كه دوروبر تختي بودند به عوض اينكه راهنمايش باشند نابخردانه او را گمراه ساختند تا به حريف يورش برد تا قهرماني دوم را در المپيك تجربه كند. تختي براي فتح مدال طلاي دوم به يك تساوي نياز داشت ولي دشمنان دوست نمايش او را نابخردانه بسوي شكست هل دادند تا باز هم مدال نقره به او برسد. اين سومين مدال المپيكي او بود. در يوكوهاما تختي دستگيرش شد كه بايد گردن به حكم جدول بدهد. او در برابر گورويج حريف پنجم روسي خود پيروز شد و اين مغلوب «حسن گنكور» قهرمان بزرگ ترك را شكست داد تختي ديد با مساوي هم مدال طلا به او مي رسد و چنين بود كه آخرين عنوان قهرماني همراه با قهرماني تيم ملي كشتي به او رسيد. سال بعد در توليدو اوهايو او در ۳۲ سالگي بازهم آهنگ قهرماني درسرداشت. شكست خانگي مقابل مدويد نو خاسته چيزي از او كم نكرد و هنگامي كه در توليدو تختي به انتقام بازيهاي رم عصمت اتلي را سه برصفر شكست داد همه راهها به فينال ختم شد و مدويد به عنوان ششمين حريف روس دستهاي تختي را فشرد و مبارزه سنگين آنها بي حاصل و مساوي به آخر رسيد و سنگيني وزن طلاي ۹۷ كيلو را به مدويد روسي بخشيد و بازهم تختي در سكوي دوم قرار گرفت. در صوفيه او غايب بود ولي در المپيك توكيو تختي ۳۴ ساله حاضر بود و به راستي او مي توانست به مدال برنز يعني مدال چهارم المپيك برسد ولي افسوس كه هيأت سرپرستي ايران خلاف همگان به تساوي او و مصطفي اوف اعتراض نكرد تا رأي داوران برگردد و مدال برنز المپيك نصيب او شود. ۲ سال ديگر هم تختي را براي له كردن ظاهري بازهم به ميدان فرستادند غافل از آنكه اعتبار تختي به مدالها و عنوانهايش نبود. تختي در سفر آخر گرچه بي مدال ماند ولي محبوبيتش و شهرتش چنان شد كه در هنگام بازگشت هجوم بي امان مردم او را چندبار به گريستن واداشت و در ۱۶ دي ماه ۱۳۴۶ بزرگمرد هميشه جاويد كشتي دست به عملي زد كه همگان از علت آن باخبر بودند و تختي به اين ترتيب ازدل مردم به تاريخ پيوست و جاودانه شد. از آن واقعه شوم حالا ۳۵ سال مي گذرد روانش شاد، يادش گرامي و روزش خجسته باد.
|
|
|
|
|
سازمان تربيت بدني راه را براي حضور پررنگ بانوان هموارمي كند
ايرنا ـ مهندس محسن مهرعليزاده معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان تربيت بدني درجشنواره كاراته بانوان كشور اظهارداشت: راه را براي حضور دختران جوان كشورمان درعرصه هاي جهاني و دررشته هايي كه بتوانند با قدرت و افتخار ظاهرشوند، هموارمي كنم. وي درعين حال افزود: به عنوان يك خدمتگذار و نماينده دولت جمهوري اسلامي اعلام مي كنم، با همواركردن شرايط حضور بانوان ورزشكار درميادين جهاني، قدرت دختران جوان كشورمان را به جهانيان نشان خواهيم داد.
|
|
|
|
|
پيوند ورزشي مدرسه و دانشگاه
گروه ورزشي: دكتر سجادي، معاونت تربيت بدني وزيرآموزش و پرورش كشورمان در ديدار با دكتر قديمي مديركل تربيت بدني دانشگاه آزاداسلامي درباره همكاري دوجانبه به گفت وگو نشستند. در اين نشست دكتر سجادي خواهان همكاري نزديك درباره ارتقاي سطح معلمين ورزشي و ادامه تحصيل آنان شد. دراين جلسه همچنين مقررشد وزارت آموزش و پرورش درحد توان اردوگاههاي خود را دراختيار اداره كل تربيت بدني دانشگاه آزاد اسلامي قراردهد.
|
|
|
|
|
اگر برانكو نيايد، مگيچ مي آيد
گروه ورزشي: با وجود اصرارهاي فراواني كه طي هفته گذشته از سوي مسؤولان فدراسيون فوتبال براي بازگشت برانكو ايوانكوويچ به ايران صورت گرفته است و به نظر مي رسد اين مربي كروات اواسط هفته آينده براي تسويه حساب يا تجديد قرارداد به تهران سفر كند، اما مسؤولان فدراسيون فوتبال بيكار ننشسته و براي جذب مربي جايگزين به جاي برانكو درحال رايزني هستند. از قرار معلوم، فدراسيون فوتبال قصد دارد از ميان وينكو بگوويچ سرمربي فولاد خوزستان و رايكو مگيچ يكي از تئوريسين هاي فوتبال كرواسي را براي مربيگري تيم ملي اميد انتخاب كند. «مگيچ» بنابر شنيده هاي ما درحال حاضر سرمربي يكي از تيمهاي ليگ كرواسي است كه از شرايط چندان مساعدي هم برخوردار نيست.
|
|
|
|
|
گفت وگو با دايي
سرمايه گذاري و مديريت صحيح مي خواهيم
گروه ورزشي: هرچند دهه يكبار در فوتبال دنيا بازيكناني ظهور مي كنند كه تبديل به اسطوره مي شوند. در مقياس كوچك تر آن كشور ما هم شامل اين گذر زمان مي شود. علي دايي نيز يكي از همين اسطوره ها است. صحبتهاي دايي را با هم مي خوانيم.
الشباب در نيم فصل دوم
* به نظر من تيم الشباب احتياج به زمان دارد تا نشان بدهد در چه جايگاهي قرار دارد. شرايط فعلي برازنده اين تيم نيست و ما سعي داريم در نيم فصل دوم به شاخص هايي كه در نظر گرفته ايم دست يابيم.
خروج دوقطبي
* حالا ديگر تيم هاي شهرستاني در فوتبال ايران از پيش باخته نيستند. من بازيهاي ليگ برتر را دنبال مي كنم و مي بينم كه آنها براي پيروزي به ميدان مي آيند و همين امر سبب مي شود فوتبال ايران از دو قطبي بودن خارج شود.
ليگ ايران مساوي است با ۲۰ ليگ امارات
من براي اين كه در زندگي ام آرامش داشته باشم به فوتبال ايران باز نمي گردم وگر نه مطمئن باشيد فوتبال ايران سطح اش خيلي بالاتر از امارات است و حتي مي توانم بگويم با اين پتانسيلي كه ليگ برتر كشورمان دارد مي توانيم ۲۰ ليگ امارات را درست كنيم. اگر بخواهيم فوتبال ما حرفه اي شود فقط نياز به سرمايه گذاري و مديريت صحيح داريم.
غصه گذشته را نخوريم
درست است كه برانكو براي فوتبال ما زحمت كشيده و ما بايد وي را حفظ مي كرديم اما نبايد در مقطع كنوني غصه گذشته را خورد بلكه بايد به فكر جايگزين كردن فرد بهتري به جاي وي بود و شرايط را طوري فراهم كرد كه آن مربي ديگر نرود
گزارش كيكر از درخشش دايي در دبي
مجله كيكر آلمان در گزارشي كوتاه از درخشش علي دايي مهاجم ايراني و سابق آرمينيا بيله فلد، بايرن مونيخ و هرتابرلين در فوتبال امارات تمجيد كرد.به نوشته كيكر دايي كه در ابتداي فصل با مصدوميتي نسبتاً شديد مواجه شده بود، پس از بازگشت به تمرينات الشباب با هدايت «رينر هولمن» آلماني گلهاي حساسي را براي اين تيم فانوس به د ست به ثمر رسانده كه مهمترين آن مقابل الاهلي به ثمر رسيد.
|
|
|
|
|
مراسم بزرگداشت سالگرد شادروان جهان پهلوان تختي برپاشد
گروه ورزشي ـ روزگذشته مراسم بزرگداشت سي و پنجمين سال درگذشت شادروان جهان پهلوان تختي بر سر مزار وي در ابن بابويه شهرري برپاشد. دراين مراسم كه با حضور جمع كثيري ازمردم، ورزشكاران، هنرمندان، پيشكسوتان، دانشجويان، دانشگاهيان و مسؤولان ورزش به اجرادرآمد، حسين عرب و خيرالله اميري دوتن از همدوره اي هاي مرحوم تختي سخنراني كردند.
|
|
|
|
|
رسول خطيبي، يار كمكي پرسپوليس در آسيا
گروه ورزشي ـ بعد از آن كه معلوم شد حامد كاويانپور به عنوان بازيكن كمكي در جام باشگاههاي آسيا نمي تواند پرسپوليس را كمك كند، اكبر غمخوار با رايزنيهايي كه با مسؤولين پاس تهران انجام داده اسم رسول خطيبي را به عنوان تنها بازيكن كمكي سرخ پوشان به A.F.C ارسال داشت. رسول مدتي بود كه در تمرينات تيمش شركت نمي كرد و در بازيهاي پاس ديده نمي شد.
|
|
|
|
|
جاي خالي كخ در تمرين پرسپوليسي ها
گروه ورزشي: آخرين تمرين سرخ پوشان قبل از ترك تهران براي مصاف در برابر آبي پوشان، رأس ساعت ۲ ديروز در ورزشگاه كارگران برگزار شد. در اين تمرين جاي كخ خالي بود تا تاكتيك پروين را براي مقابله با استقلال به چشم ببيند. حال اگر گزارش تمريني ديروز سرخ پوشان را بخوانيد متوجه اين موضوع خواهيد شد. آقاوسط * پس از گرم كردن و حركت كششي بازيكنان به صورت چهار به دو آقا وسط بازي كردن و بعد از آن به شوت زني از پشت هجده قدم پرداختند كه باقري و جباري نفرات اول بودند. تمرين دفاعي * بعد از اين تمرين به دستور پروين بازيكنان به دو گروه تقسيم شده و به دفاع تيمي پرداختند كه در اين بين تحرك ابراهيمي قابل توجه بود. چاره تكنيكي هاي استقلال * حفظ توپ و پاسكاري در فضاي كوچك يكي ديگر از تمرينات ويژه پروين بود كه سعي داشت با اين كار از تكروي بازيكنان تكنيكي استقلال جلوگيري كند. پرس نفر به نفر
* پاسهاي تكضرب و نفوذ از جناحين و به دنبال آن پرس نفر به نفر در زمان دفاع جزو برنامه هاي دفاعي پرسپوليس در اين تمرين بود. ديگر تاكتيك سرخ ها در زمان حمله بردن بازي به كناره هاي زمين و اضافه شدن سه بازيكن به خط حمله كه نشان مي داد سيستم پروين در حالت عادي ۱ـ۶ـ۳ است و در زمان حمله ۳ـ ۴ـ۳ خواهد بود. جدي مثل مسابقه درگيري مهدوي كيا و جمشيدي و فريادهاي انصاريان بر سر انتظاري باعث شد ه بود اين تمرين مانند يك مسابقه براي سرخ پوشان ارزش بيشتري پيدا كند.
|
|
|
|