|
شاليزارها را تكه تكه مي كنند
|
|
|
دورتر از اين تهران، جايي كه ريه هاي زمين خوب نفس مي كشد، فرصت زيستن براي كشاورزان شاليكار با واحد «وجب» تعريف مي شود. وقتي «زمين» وجب وجب فروخته مي شود تا ويلاهاي شمال در صفحه روزنامه ها معناي واقعي پيدا كند، شاليزارها و جنگل ها تكه تكه مي شوند و دراين تكه تكه شدن سه اتفاق مي افتد، زمين شولاي سبز خود را ازدست مي دهد! كشاورز زمين خود را و شمال مفهوم خود را. سفره هاي پربركت ايراني با برنج شمال معني مي دهد و دراين ميان علاوه بر تهديد ويلاها، ازدياد جمعيت و كش آمدن جمعيت و كم شدن زمين صفحه سبز شمال را به تكه هاي كوچك تقسيم مي كند و آنان كه هنوز كشاورز باقي مانده اند ته مانده زمين ها رابا هزاران آرزو و نياز گره مي زنند تا سفره ايراني بي ـ عطر ـ برنج نماند. يكپارچگي اراضي حافظه تاريخي مردم را به سالهاي دور مي برد، جايي كه نبرد سنت و مدرنيسم در حيطه رزق و روزي مردم را رقم مي زدند. اكنون ادامه همان مدرنيسم، شمال را قطعه قطعه مي خواهد و ادامه همان سنت، شمال را قطعه قطعه مي كند… . طرح استفاده بهينه از اراضي شاليزاري و به كارگيري روشهاي مطالعاتي اجرايي با اهداف افزايش توليدات برنج، سالها است ذهن محققان، پژوهشگران و كارشناسان امور كشاورزي را به خود معطوف داشته است. چرا كه بهره برداري از اراضي شاليزاريهاي سنتي شمال كشور از گذشته تاكنون بامعايب و مشكلات فراواني به همراه بوده است كه درنهايت به توسعه نيافتن اين محصول استراتژيك در كشور منجر شده است. عدم بهره وري مطلوب از منابع موجود، مصرف بي رويه از نهاده هاي كشاورزي به واسطه كشت سنتي، عدم امكان كاشت ارقام اصلاح شده واريته هاي مختلف در زمين هاي مجاور هم، نياز به كارهاي سخت و طاقت فرسا درتمام مراحل بادست به واسطه نبودن جاده هاي دسترسي، رواج بيماريهايي نظير روماتيسم به دليل تماس دائمي با آب و همچنين عدم امكان بهره وري و كشت دوم به لحاظ آب ماندگي در پاييز و زمستان از مهمترين موانع پيش روي برنجكاران استانهاي شمالي ايران است. براي رفع معضلات ضروري ترين اقدام در بهبود وضعيت موجود ازسوي كارشناسان امور كشاورزي اجراي طرح تجهيز نوسازي و يكپارچه سازي مزارع توصيه مي شود. زيرا با اجراي مناسب طرح مذكور از روند رو به رشد تبديل و تخريب اراضي جلوگيري و زمينه اجراي كار با راندمان بالا در شرايط مناسب فراهم خواهد آمد. امروزه برنج پس از گندم، پراهميت ترين محصول كشاورزي جهان است و نقش تعيين كننده اي در تغذيه مردم دنيا دارد به همين دليل بيشترين سطح زيركشت مزارع جهان پس از گندم به گياه برنج اختصاص داده شده است. استان مازندران با اختصاص نزديك به ۲۳۰ هزار هكتار سطح زيركشت به روش سنتي درحال حاضر ۴۴/۶ درصد از كل توليدات برنج كه غذاي ۲۲ ميليون نفر را در برمي گيرد را تأمين ميكند. كشت و كار در عرصه هاي سنتي كشاورزي و قطعات پراكنده و نامنظم مزارع شاليزاري كه ناشي از خريد و فروش و همچنين تقسيمات ارثي اراضي تحت كشت است به گونه طبيعي موجب شده است فرآيند كشت شالي از ابتدا تا انتها محتاج به نيروي كار انساني بوده و به كارگيري ماشين آلات مرتبط با كشت بسيار مشكل و گاه غيرممكن به نظر برسد. سختي و صعوبت كار و همچنين افزايش تقاضاي اشتغال، به همراه توسعه فعاليتهاي غيركشاورزي موجب شده است بخش قابل ملاحظه اي از اراضي ارزشمند در مازندران از رده توليد خارج و بي تناسب به فعاليتهاي غيركشاورزي اختصاص يابد كه اين روند زنگ خطري در زمينه كاهش توليدات كشاورزي و همچنين عوارض زيست محيطي است. از طرفي با وجود سطح گسترده اراضي كه از طريق خرده مالكين به توليد برنج اختصاص داده شده است با وجود تلاش ها و زحمات زياد آنان به دليل روشهاي سنتي در قطعات كوچك و پراكنده با برداشت حداقل محصول با مسائل و مشكلات عديده اي روبرويند كه نياز به تحول اساسي دراين خصوص احساس مي شود، تحولي كه جز از طريق اجراي طرحهاي جامع توسعه و اصلاح شبكه هاي آبياري و زهكشي و سپس تجهيز، بهسازي و يكپارچه سازي مزارع زيركشت ميسر نمي شود. با توجه به نظام هاي سنتي موجود در هر منطقه كه ساليان متمادي شكل گرفته و كشاورزان در طول زمان خود را با مسائل ومحدوديتهاي آن وفق داده اند بي ترديد هرگونه تغيير و تحولي در اين زمينه مشكلات فرهنگي و اجتماعي خاصي را به دنبال خواهد داشت. بانگاهي به پيشينه تاريخي كشورهاي توسعه يافته مشاهده مي شودكه بخش كشاورزي آنها نقش بسزايي در توسعه اقتصادآن كشورها ايفا كرده است. صرفنظر از نوع حكومت ـ نژاد ـ فرهنگ و سيستم اعتقادي تقريباً تمامي كشورهاي پيشرفته (توسعه يافته) جهت پيشبرد اهداف اقتصادي خود از سالهاي قبل با شدت تمام اقدام به يكپارچه سازي اراضي كرده اند. سابقه اجراي طرح تجهيز ونوسازي در ايران به پيش از انقلاب اسلامي برمي گردد كه عمده فعاليت هاي انجام شده در قالب چندپروژه آزمايشي به صورت شركتهاي زراعي و ۱۰۰درصد دولتي انجام پذيرفته است، اين پروژه نوپا در آن زمان به دليل كارشكني هاي مخالفان اصلاحات ارضي چندان توفيقي نيافت تا آنكه پس از پيروزي انقلاب اسلامي به واسطه دگرگوني نظام ارباب رعيتي و فرار مالكان بزرگ و در اختيار گرفتن اراضي توسط كشاورزان، تا سال۱۳۶۷ تقسيم اراضي به صورت خرده مالكي با شدت تمام انجام پذيرفت كه ضربه جبران ناپذيري را بر پيكره كشاورزي مكانيزه كشور وارد آورده است. مهندس احمد نبوي كارشناس ومشاور حقيقي دفتر مطالعات البرز در زمينه پيش نياز توسعه طرح هاي تجهيز، نوسازي و يكپارچه سازي اراضي شاليزاري ناحيه ساحلي خزر مي گويد: «بطور كلي لزوم اجراي طرح هاي تجهيز ونوسازي را مي توان در ايجاد فرصت استفاده بهينه از منابع پايه وكمك به حفظ آنها از يك سو و افزايش توليد، تقليل صعوبت كار و تقويت گرايش به كشت برنج و افزايش درآمد از سوي ديگر خلاصه كرد. وي ضمن بيان اين مطلب كه طرح تجهيز و نوسازي و يكپارچه سازي اراضي شاليزاري حاصل تجربيات كشور ژاپن است گفت: بستر اين تحول درمنطقه مورد پذيرش قرار گرفته است اما توسعه كمي و كيفي آن در گرو تأمين پيش نيازهايي نظير قانونمند شدن يكپارچه سازي و بعد اجتماعي آن است. دكتر عسكري تشكري استاديار ومدير گروه زراعت و اصلاح نباتات نيز مي گويد: با اجراي طرح تجهيز و نوسازي، امكان مراقبت بهتر از زمين و تعيين مناسب ترين زمان براي مبارزه با آفات و كاهش مصرف سم از طريق مبارزه بيولوژيك مهيا خواهد شد. وي افزود: علاوه بر آن، اعمال مديريت مصرف بهينه كود و آب در تمامي قطعات فراهم خواهد شد و تلفات آب كاهش و راندمان مديريت انتقال آب افزايش خواهد يافت. وي تسريع كرد براي اجراي طرح تجهيز، نوسازي و يكپارچه سازي اراضي كشاورزي هنوز مسائل و مشكلاتي مختلف وجود دارد كه بايد توسط كارشناسان مورد بررسي قرار گيرد. مهندس قاسم عنايتي مدير جهاد كشاورزي قائمشهر در خصوص چالش هاي موجود پيش روي طرح تجهيز و نوسازي اراضي مي گويد: كثرت قطعات وكوچك بودن اراضي وتعداد زياد مالكين در يك پروژه بزرگترين موانع بر سر راه طرح مذكور است كه جلب رضايت كليه صاحبان اراضي نياز به پيگيريهاي زياد و كار فرهنگي بسيار دارد. وي ضمن تأكيد به حل مسائل فرهنگي، اجتماعي و باورهاي كشاورزان، از رسانه هاي گروهي خصوصاً صدا و سيما و روزنامه ها را مهمترين ياور مجريان طرح تجهيز و يكپارچه سازي اراضي شاليزارهاي مازندران قلمداد مي كند. مهندس حسن حسن زاده كارشناس ارشد ومهندس محيط زيست اظهار مي دارد: اگرچه اثرات توسعه كشاورزي بر محيط زيست طبيعي عموماً غيرمستقيم است، ولي در بسياري از موارد شديداً مخرب است. وي افزود: مصرف بي رويه كود و سموم شيميايي به دليل پيامدهاي مخرب و زيانبار آن برمحيط زيست و سلامت انسان تأثير منفي مي گذارد ولي با وجود يكپارچه سازي اراضي شاليزاري مي توان مصرف كود و سموم را به مقدار قابل توجهي كاهش داد و از اثرات زيانبار آن بر محيط زيست پيشگيري كرد. دكتر رضاعلي محسني استاديار و معاون پژوهش دانشگاه مي گويد: مدرنيزه كردن واحدهاي كوچك و پراكنده اگرچه براي توسعه اقتصاد روستايي واشاعه تكنيك پيشرفته در مملكت لازم است، اما چنانچه درست و با برنامه ريزي دقيق و با حمايت ازتوليدكنندگان خرده پا صورت نگيرد نمي تواند باعث توسعه شود. وي افزود: تجربه اقتصاد كشاورزي بخش قابل توجهي از كشورها در آسيا و آمريكاي لاتين مبين اين واقعيت است كه چنانچه اين موضوع در اجراي طرحهاي تجهيز، نوسازي ويكپارچه سازي اراضي كشاورزي مدنظر قرار نگيرد، چنين پروژه هايي بازده و كارايي لازم را نداشته وچه بسا ممكن است آثار زيانبار و پيامدهاي حاد اقتصادي ـ اجتماعي را هم به دنبال داشته باشد.
|