ـ بيست و چهارم آبانماه سال جاري، نمايشگاهي با عنوان «سه معمار ارمني » به مدت يك هفته درخانه هنرمندان به همت «مؤسسه فرهنگي هور» برگزار شد؛ كه خوشبختانه در رسانه هاي گروهي بازتابي فراتر ازحدتصور داشت.
ـ اين نمايشگاه ، مجموعه اي از اسناد و مدارك مصور موجود از آثار سه معمار پركار ارمني بود كه بيش از بيست سال است از ميان ما رفته اند/ اين سه معمار ايراني ، سه تن از برجسته ترين معماران تحصيلكرده اروپا درنخستين دهه هاي قرن حاضر بوده اند. براي بيشتر معماران وهنرمنداني كه به معماري تهران پايتخت، بويژه آثار دوره معاصر علاقه مند هستند، «وارطان هوانسيان» ، «پل آبكار» و «گابريل گوركيان» نامهايي آشنا هستند. اين معماران متجدد، به عنوان پيشروان نهضت مدرنيسم درايران، براي اولين بار به ساختمانها سادگي بخشيدند ومبدع صنعت جديد ساختمان سازي در ايران شدند ـ بيشتر ساختمانهاي اداري و تجاري، سينماها، بانكها، وزارتخانه ها و تعداد قابل توجهي خانه هاي مسكوني شاخص، در محدوده مركزي تهران ، يادگار اين معماران بزرگ است .
ـ دراين ميان گابريل گوركيان ، تنها معمار ايراني است كه در عرصه بين المللي بسيار فعال بوده واز گردانندگان كنگره هاي بين المللي معماري مدرن در اروپا بوده است . گفتني است وي ، اولين مدرنيستي است كه پيش از ساير طرفداران اين مكتب درايران شروع به سازندگي كرده، و بدين جهات ، جايگاهي بالاتر از سايرين به خود اختصاص داده است.
ـ گوركيان در ۱۳۱۲ شمسي براي ديدار بستگانش به ايران سفر مي كند وفوراً از سوي رضاشاه، به ساخت چندوزارتخانه وچندين ويلاي خصوصي براي برخي از مرفهين آن روز دعوت مي شود. دوران اقامت كوتاه او درايران به چهار سال نمي رسد، اما اين دوران، پربارترين سالها در طول زندگي او محسوب مي شود.
ـ از ساختمانهاي عمومي گوركيان در تهران مي توان به وزارت دادگستري، وزارت امور خارجه، وزارت جنگ، باشگاه افسران وآمفي تئاتر مدرسه نظام اشاره كرد؛ كه غالباً پس از خروج او از ايران ، توسط ساير معماران به اتمام رسيده اند. گوركيان، به دليل رنجها ومشكلات حاصل از نبود امكانات تكنيكي ومصالح غربي ، نقصان مهارتهاي مختلف ، قيمت بالاي واردات وحمل ونقل آهن ، شيشه ، سيمان ، تجهيزات مكانيكي ، خدماتي ، بهداشتي والكتريكي ، از ادامه كار درايران دلسرد مي شود و به فرانسه باز مي گردد؛ همچنين روايت مي كنند كه رفتار و منش گوركيان با رضاشاه بسيار مغاير بوده است.
ـ به روشني مي توان دريافت كه گوركيان براي به ثمررساندن ايده هاي آوانگارد خود در آن دوران، متحمل چه مشقاتي بوده است. او به عنوان يكي از بنيانگذاران اسكلت بتني درايران به شمار مي آيد وستونهاي بتن مسلح در تمام كارهايش حضور دارند. گوركيان در شرايطي دست به چنين ساخت و سازهاي عظيمي مي زند كه ادعا مي كند: «حمل كالا برپشت قاطر، ابعاد را در بسياري موارد محدود مي كرده است»!
ـ گوركيان در سال ۱۹۳۰ ميلادي، در سن سي سالگي در اتريش ، ساختمان مسكوني مدرني در كنار آثاري از معروفترين پيشگامان مدرنيسم اروپا بنا مي كند. اين ساختمان در خلال جنگ جهاني دوم، براثر اصابت بمب، به شدت آسيب مي بيند؛ اما بلافاصله، توسط مالك خانه و سازمان ميراث فرهنگي وين، دوباره سازي شده ودر فهرست آثار ملي به ثبت مي رسد. او سه سال بعد وارد ايران مي شود ودست كم بيست ويلاي خصوصي طراحي واجرا مي كند.
ـ حضور گوركيان با شهرت جهاني درايران وساخت وسازهاي مدرن توسط او براي اولين بار و با حداقل امكانات، توفيقي است كه زماني نصيب شهر تهران شده و محققين معماري معاصر كشورمان در حد توان، با برگزاري نمايشگاه ، انتشار مقالات وپژوهشها وحتي مذاكرات حضوري بامسؤولان سازمان ميراث فرهنگي ، سعي در معرفي اين موضوعات داشته اند؛ اما جاي تأسف است كه پاسخ و واكنش مسؤولاني كه در رأس اين سازمان قرار دارند، هرگز مقبول و باب طبع معماران وهنرمندان «آكادميسين» نبوده است.
ـ اقدام براي حفظ خانه اي كه گوركيان ، زماني به سفارش خانواده «نظام مافي ـ فرمانفرمائيان» بناكرده و از سالها پيش كاربري تازه اي يافته، از ديدگاه زمامداران ميراث فرهنگي كشورمان، گويا نياز به گذشت سي وپنج سال ديگر داشته تا اين تنها يادگار شناسايي شده از گوركيان، از ميان معدود خانه هاي به جامانده او، درجشن «صدسالگي» (و نه زودتر!) در فهرست آثار ملي ثبت گردد؛ شايد يكبار ديگر افتخاري جهاني نصيب ايرانيان شود! واين در شرايطي است كه در گوشه وكنار تهران، صدها خانه قاجاري كه دستاورد استاد ـ بناهاي گمنام است ، به صرف قدمت و ديرينگي ونه هيچ امتياز ديگر، ثبت،و براي مرمت واحياي آنها (خوب يا بد) مخارج هنگفتي صرف مي شود.
ـ متأسفانه درحالي كه ازكشف وحتي معرفي خانه نظام مافي ـ فرمانفرمائيان ، واقع در خيابان حشمت الدوله سابق (آذربايجان)، هم درنشريات و هم در سازمان ميراث فرهنگي ، بيش از يك سال گذشته ودرحالي كه مسؤولان مدعيند اقدامات لازم در جهت حفظ آن صورت گرفته است ، پيكر نيمه جان اين خانه سه طبقه سيماني، هفته هاست به حال خود رها شده است؛ گويا اسكلت منحصربه فرد بنا ، با اتصالات غيرمتعارف، كه تدريجاً ضمن تخريب هويدا شده اند، كارگران «مجرب» و نه «فرهيخته» را به خود آورده واز ادامه كار تخريب بازداشته است (اين خوش بينانه ترين تعبيري است كه براي تسلي خاطر مي توان به آن دلخوش بود!) و جالب تر اينكه، گماشتن نگهباني مسلح به چوب و چماق در مقابل ورودي خانه، نه به منظور حفاظت از لاشه بنا و ممانعت از ادامه تخريب است ، بلكه صرفاً براي مبارزه بامعتاداني است كه اين خانه را ، در زنده ترين و پررفت وآمدترين نقطه شهر، محل اختفا قرار مي دهند!
|
|
|
ـ دلايل حضور نيافتن رؤساي سازمان ميراث فرهنگي (به رغم دعوت رسمي ) در نمايشگاههايي مانند نمايشگاه «سه معمار ارمني» كه حتي بسياري از غيرمتخصصين را به خود جلب كرد وهمچنين علل مسامحه در بررسي تاريخ معماري معاصرتهران همپاي آثار سده هاي گذشته توسط اين سازمان، برايمان كاملاً روشن نيست، اما به نظر مي رسد همراهي كردن با پژوهندگان علاقمند معماري «دوران تحول» درايران برمشكلات ومسؤوليتهاي اين سازمان ، بيش از پيش خواهد افزود.
ـ منابع :
۱ـانتشارات خانم ع. فرمانفرمائيان (پيرنيا).
۲ـ كتاب Gabriel Guevrekian, Ure autre architeccture moderne, 1987, Elisabeth Vitou.
۳ـ احسان الله مؤيد، «گنجينه هاي هنر ومعماري ايران در اتريش » ، مجله هنر ومردم ، شماره .۱۷۴