شماره ۲۱۷۷ - سال هشتم - چهارشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۱
Wed, Jul 10, 2002
Gozand black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
در گفت و گو با دكتر محسن باستاني ـ مشاور معاونت غذا و دارو وزارت بهداشت عنوان شد

داماد نيست، پسر است از صد تا پسر هم مهربان تر
آقاجان هرچه با خودش فكر كرد نفهميد كه بالاخره خانجون ريش تراش برقي و ساعت مچي مردانه را براي چه كسي از سفر مكه سوغات آورده است. غير از خودش و سه تا دختر نرگس و پري و اختر و ابوالفضل كه هنوز كوچك بود، مردي در خانه نداشتند كه اين وسايل به دردش بخورد. خانجون از او خواسته بود كه زبان به دهان بگيرد و صبر كند و صدالبته اگر قيافه جدي و اخم خانجون نبود، آقاجان بالاخره سر از كار درمي آورد. اما بايد سالها مي گذشت و آبجي نرگس شوهر مي كرد تا آقاجان هم جواب سؤالش را مي گرفت! همان روزها بود كه خانجون كند و سنگين جلوي صندوقچه قديمي اش زانو زد و در آن را با صداي جرق جرق مخصوصي باز كرد و ريش تراش برقي و ساعت مچي را از توي آن درآورد و آنها را به عنوان اولين عيدي خانواده عروس براي شوهر آبجي نرگس فرستاد. اين شد كه آقاجان و بقيه كم كم فهميدند كه بايد حضور عضوي را در خانواده جدي بگيرند كه خانجون از سالها پيش خودش را مهياي پذيرايي از او كرده بود. به اين ترتيب رابطه تازه اي در خانواده شكل گرفت كه در دوسوي آن خانجون در حكم مادرزن و شوهر آبجي نرگس در حكم داماد قرار داشتند.
***
خانم شما داماد داريد؟
ـ بله يك دختر داشتم كه سه سال پيش فرستادمش خانه بخت.
از دامادتان راضي هستيد؟
ـ خيلي خوب است. داماد نيست، پسر است. از صدتاپسر هم مهربان تر است.
چه كاري مي كند كه با پسرها فرق دارد؟
ـ از قديم گفته اند پسر كه زن گرفت، ديگر براي تو نيست. لابد چون داماد مهر و محبتش بيشتر است. من كه از دامادم بيشتر از پسرم توقع دارم. موقع سختي و گرفتاري هم دامادم زودتر از پسرم به كمكم مي آيد.
چرا؟
ـ بالاخره هر مردي كه از خانواده اي دخترمي گيرد، مخصوصاً اگر از او راضي باشد، به خانواده زنش پشت نمي كند. اگر زن برايش عزيز است پدر ومادر او هم عزيزند…
براي خيلي ها ازدواج نگراني هاي ديگري غير از انتخاب همسر مناسب دارد. معمولاً پسران و دختران جوان در سالهاي پيش از ازدواج درباره يك موضوع مهم ديگر هم مي انديشند: «پدر ومادر همسر آينده ام چگونه خواهند بود؟» هرچند امروزه كمتر پدر ومادري با فرزندان وهمسران آنها زندگي مي كنند اما اين مسأله به معناي قطع كامل روابط نيست. ديدارهاي هفتگي، تماسهاي تلفني ومهمانيهاي مشترك وسيله اي براي برقراري ارتباط ميان اعضاي تازه وارد با والدين هستند. متخصصان معتقدند سه چهارم زن و شوهرها با والدين همسرشان اختلاف دارند. در عين حال اگر آنها يكديگر را بشناسند به كار، افكار، سرگرمي ها و تجربيات هم علاقه نشان دهند، كمتر ميانشان سوءتفاهم به وجود خواهد آمد.
***
خانم شما چند وقت است كه ازدواج كرده ايد؟
ـ شش سال.
رابطه همسر ومادرتان باهم چگونه است؟
ـ يكي دو سال اول ازدواجم كه باهم خيلي مشكل داشتند. مادرم از روي دلسوزي و محبت حرفي مي زد، شوهرم برداشت ديگري مي كرد. تا مدتها كارم ميانجيگري بين آنها بود.
بعد چه كرديد؟
ـ احساس كردم شوهرم در خانواده من يك غريبه است و احتياج به توجه و شناخت بيشتري دارد. از مادرم خواستم به استقلال وحريم خصوصي زندگي من و شوهرم احترام بگذارد و كاري نكند كه دلسوزي اش جنبه دخالت داشته باشد. و به شوهرم توضيح دادم كه مادرم فقط خوشبختي ما را مي خواهد و به محض اين كه خيالش از اين بابت آسوده شود، ديگر كاري به كارمان نخواهد داشت.
مادرتان در چه مسائلي از زندگي مشترك شما دخالت مي كرد؟
ـ يك بار سال نو پدرم مقداري پول به من هديه داد. آن موقع شوهرم به خاطر خريد خانه قرض داشت. من هم پول هديه پدرم را به او دادم تا بخشي از قرض ها را بدهد. مادرم موضوع را فهميد و اعتراض كرد و گفت كه بايد آن پول را براي خودم خرج مي كردم. به مادرم گفتم آنها پول را به من هديه داده بودند، پس چرا بايد برايشان مهم باشد كه آن را صرف چه كاري كرده ام؟!
گفته مي شود اغلب مادران دختران خود را به گونه اي متفاوت از فرزندان پسر دوست دارند. اما به عقيده دكتر مهين سلطاني فرد متخصص تعليم و تربيت اين تفاوت در دوست داشتن به اين معنا نيست كه مادران فرزند دختر را بيشتر و فرزند پسر را كمتر دوست دارند. بلكه منظور اين است كه شكل دوست داشتن فرزند پسر و دختر در نزد مادر متفاوت است. به دليل همجنس بودن و داشتن بسياري از علايق، احساسات و ويژگيهاي شخصيتي مشترك رابطه مادر و دختر بويژه بعد از ازدواج دختر از حساسيت خاصي برخوردار است. درواقع مادران در فرزندان دختر جواني، آرزوها و اميدهاي خود را مي بينند و با همانندسازي شرايط خود و دخترانشان درصدد اين برمي آييد كه مشكلاتي را كه احياناً در گذشته با آن روبرو بوده اند از سر راه دخترشان بردارند و شرايط ايده آلي براي او به وجود بياورند.
***
خانم شده تا به حال بين پسر و داماتان فرق بگذاريد؟
ـ البته پسرها هميشه مي گويند من فرق مي گذارم و به دامادها توجه و محبت بيشتري مي كنم. اما به نظر خودم اينطور نيست. كاري هم اگر براي دامادها بيشتر مي كنم بخاطر اين است كه داماد از يك فاميل ديگر مي آيد، هر حركتي از خانواده زنش ببيند، همانطور هم با او رفتار مي كند.
چه كارهايي براي دامادتان انجام مي دهيد كه پسرها مي گويند فرق مي گذاريد؟
ـ يك وقت بنابه گرفتن هديه اي باشد يا بخواهم دعوتشان كنم، سنگ تمام مي گذارم. هرچه باشد داماد است ديگر!! چون معمولاً مادرها با دختر احساس راحتي و نزديكي بيشتري دارند، هواي داماد را دارند تا او هم به دخترشان سخت نگيرد. اصلاً بيخود نيست كه از قديم وقتي مردي سر سفره وموقع غذاخوردن وارد خانه اي مي شود مي گويند: «مادرزنت خيلي دوستت دارد!»
يك متخصص روانشناس در تحليل رابطه مادر و دختر اينگونه به بحث مي پردازد كه: «مادر ابتدا اين تصور را در ذهن خود دارد كه هر مردي لياقت همسري دخترش را ندارد. اين تصور سبب مي شود به سختي تن به واقعيت ازدواج دختر بدهد. در ذهن او داماد مانعي در رد و بدل كردن احساسات و عواطف مادر و دختري محسوب مي شود. اما بتدريج كه تغييرات بعد از ازدواج در دختر محسوس شد، يك رابطه توأم با احترام و محبت ميان مادرزن و داماد برقرار مي شود. درواقع مادر به ا ين نتيجه مي رسد كه براي سعادتمندي و خوشبختي دخترش بايد موجوديت عضو جديد خانواده را به رسميت بشناسد. به او اعتماد كند تا در مقابل دخترش هم از سوي همسر محبت و توجه بيشتري ببيند.»
***
آقا شما از مادر همسرتان راضي هستيد؟
ـ اين حرفها ديگر از ما گذشته… بعداز ۲۰ سال زندگي مشترك با همسرم ديگر عضوي از خانواده و فاميل او شده ام.
از اوايل زندگي مشترك هم مشكلي در ايجاد ارتباط با خانواده همسر يا مادر او نداشتيد؟
ـ پدرزنم سالهاي اول ازدواجمان فوت كرد. مادرزنم هم اوايل شارت و شورت مي كرد، اما من اهميتي نمي دادم. مي گفت تقصير شوهر مرحومش بوده كه دخترش را داده به يك آدم بي اصل و نسب و…
مگر شما چه رفتاري داشتيد؟
ـ جواني بود و هزار جور ندانم كاري… اما گذشت حالا ديگر مادرزنم به سرم قسم مي خورد!
چه كار كرديد كه اعتماد او جلب شد؟
ـ يك زندگي راحت و بي دغدغه براي دخترش فراهم كردم. فرستادمش سفر مكه وكربلا و… ديگر از اين بهتر چه مي خواست!
دكتر فرشاد فقيهي مشاور و روان درمانگر معتقد است: «اگر والدين حس كنند زن و شوهر در يك جبهه واحد قرار دارند، آسوده خاطر خواهند شد. به عبارت ديگر اگر زن و شوهر نشان دهند يكديگر را واقعاً دوست دارند، والدين مطمئن مي شوند كه فرزندشان خوشبخت است و به اين فكر مي افتند كه وقتي فرزند آنها همسرش را دوست دارد پس آنها نيز بايد او را دوست بدارند و برايش احترام قايل شوند. معمولاً دخالت وقتي پيش مي آيد كه چه خانواده زن و چه خانواده شوهر گمان مي كنند فرزندشان از زندگي مشترك خود راضي نيست. براي اين مداخله مي كنند كه جلوي ضايع شدن حق او را بگيرند و همين مسأله خود منجر به بروز مشكلات بيشتر و متعددتر مي شود.»
***
آقا شما به همان اندازه كه مادرتان را دوست داريد به مادر همسرتان هم علاقه منديد؟
ـ البته، مادرزن من، زن خوبي است. نه درمراسم خواستگاري سختگيري زيادي كرد و نه بعد از ازدواج از آن مادرزنهايي بود كه مدام خانه دخترشان هستند و خلاصه از در بيرونشان كني از پنجره تو مي آيند و در هر كار آنها دخالت مي كنند. اتفاقاً دوستي داشتم كه پدر ومادرزنش يك روز در ميان به بهانه سركشي به بچه ها خانه آنها بودند. خلاصه از دستشان آسايش نداشتند. بالاخره خجالت را كنار گذاشتند و حرف دلشان را زدند. البته پدر ومادر خانمش اولش كمي رنجيده خاطر شدند، اما بعد فهميدند كه در رفت و آمدشان بايد تعادل داشته باشند و اين كه لازم نيست مدام نگران خانواده دخترشان باشند و بهتر است سرگرم امور زندگي خود شوند.
دكتر مهين سلطاني فرد در اين باره مي گويد:
ـ اگر رفتار والدين زن يا شوهر با افكار و اعتقادات ديگري مغايرت دارد، بهترين راه براي حل مشكل يك صحبت دوستانه و محترمانه است. در اين موارد در عين قاطعيت مي توان مؤدب هم بود. واقعاً در بيشتر موارد مي توان مشكلات را صريح و ساده باوالدين در ميان گذاشت.»
***
خانم شما ارتباط خوبي با دامادتان داريد؟
ـ … من كه دستم نمك ندارد. هركاري كنم بازهم دامادم مرا كه مي بيند روترش مي كند.
چرا؟
ـ پرتوقع است. مدام به دخترم غر مي زند كه مادرت چرا فلان چيز رانخريد و بهمان كار را نكرد!!
از اول همينطور بود؟
ـ از اول كه خوب او را نمي شناختم. از شكم خودم و بچه هاي ديگرم زدم تا دخترم را با جهيزيه حسابي بفرستم خانه شوهر. بچه اولش هم كه دنيا آمد چيزي از وسايل براي بچه كم و كسري نگذاشتم… هنوز هم توقع دارد همانطور خرج كنم.
دخترتان چه مي كند؟
ـ چه كار مي تواند بكند. از اول اشتباه خودم بود. روي زيادي به داماد دادن نتيجه اش اين مي شود! همه مي گفتند كه اينقدر از لحاظ مالي آنها را به خودم وابسته نكنم، اما دختر اولم بود و كله ام داغ بود. براي سربلندي او همه كار كردم، دامادم به جاي دستت درد نكند گفت چرا زياد نكردي!!
***
اما گاهي برخي مسائل از محدوده فرهنگ و سنن يك ملت با كشور خاص فراتر مي رود و به موضوع مشتركي ميان فرهنگ ها و آيين ها در جوامع ديگر تبديل مي شود. رابطه ميان مادرزن و داماد نيز از همين قاعده پيروي مي كند. مي گويند هري ترومن رئيس جمهور آمريكا تا سالهاي زيادي ناچار شد شماتت هاي مادرزنش را تحمل كند. مادرزنش كه تلاشي براي پنهان كردن احساسش نمي كرد معتقد بود كه او پسردهاتي بيچاره و ساده لوحي است كه با دختر شهري ثروتمند ازدواج كرده است. حتي سالها بعد كه هري ترومن به مقام رياست جمهوري رسيد بازهم فرمانداري اصلي خانه او مادرزنش بود.
واقعيت اين است كه به همان اندازه كه رابطه والدين با فرزندان خود ممكن است دستخوش تغيير و يا تنش شود، بروز اختلاف نيز ميان والدين و اعضاي تازه وارد خانواده نظير عروس و داماد نيز عادي و بديهي به نظر مي رسد. اما همانقدر كه شناخت والدين از روحيات و علايق فرزندانشان به حل اختلاف و نزديكي بيشتر ميان آنها منجر مي شود، توجه به ويژگيهاي شخصيتي، علايق، خواسته ها و روحيات اعضاي جديد خانواده نيز در ايجاد رابطه اي متعادل و توأم با احترام متقابل ميان آنها مؤثر خواهد بود.

فال هفته
071238.jpg
فروردين ماه (حمل): ممكن است استعداد و ذوق لازم براي انجام امور را داشته باشي اما اين بدين معني نيست كه تمام ابزارهاي صحي
فروردين ماه (حمل): ممكن است استعداد و ذوق لازم براي انجام امور را داشته باشي اما اين بدين معني نيست كه تمام ابزارهاي صحيح را نيز در دست داري. بنابراين، حداقل يكي از كارها را ـ لااقل براي زمان كوتاهي ـ بايد كنار بگذاري. اگر كمي استراحت كني و از تلاش براي انجام كارهايي كه از توان تو خارج است دست بكشي، براي تو و براي همه بهتر خواهد بود. به كارهايت نظم ببخش، با ديگران هماهنگ شو و در مسير جريان آب شنا كن. سعي كن يك مشكل موقتي را به يك معضل هميشگي تبديل نكني. اگر به فرد مناسب برخورد كرده اي، ترديد نكن و مقدمات ازدواج با او را مهيا كن. از او بسيار توقع نداشته باش تا او بيشترين محبت را خود نثار تو كند.
ارديبهشت ماه (ثور): هر چند در قفس تعصب هاي خود گرفتار شده اي، اما مي تواني اين قفس را ويران كني. خوشحال باش كه ديوارهاي قفس تو در هفته آينده به ضخامت ورقه هاي كاغذ خواهد بود. هيچكس بيش از تو به اين نكته واقف نيست كه جهان هيچگاه در اطراف يك فرد نمي چرخد. خود را با ديگران مرتبط كن و بگذار كه به بخشي از زندگي آنها تبديل شوي. اگر براي مدتي افكار، تمايلات و علايق غير قابل انعطاف خود را به كنار بگذاري، زندگي برايت آسانتر خواهد شد. حتي مي تواني گاهي بخندي. با همسرت به سردي رفتار مي كني چون در خود توانايي نزديك شدن به او و جلب علاقه او را سراغ نداري.
خردادماه (جوزا): انتظار نداشته باش چون تو آن كار را ترك كرده اي، همه چيز متوقف شود. تو در قلب يك هيجان قرارداري و اين هيجان مي تواند يك طوفان، يك سانحه، يك مهماني بزرگ و ياعواطف يك فرد باشد. اما آگاه باش كه تمام توجهي كه ديگران به تو مبذول مي كنند، براي توهيچ مفيد نخواهد بود. تو به بيش از يك تلنگر كوچك نيازداري. تو به يك فرد قوي نيازداري تا در كنار تو قرار بگيرد. بيش از همه، تو به كسي احتياج داري كه انرژي تو را به تو بازگرداند. تو و همسرت در يك برج فلكي و در نتيجه در هماهنگي كامل قرار داريد.
تيرماه (سرطان): انتظار نداشته باش كه شگفتي موجود در زندگي توبه خودي خود حل شود. بايد وقت و انرژي قابل ملاحظه اي براي درك آن مصرف كني. توجه داشته باش كه اگر اين صندوق شگفتي ها گشوده شود ممكن است در آن يك اژدها، سكه هاي طلا و يا پوچي مطلق بيابي. در هرحال صرفنظر از اينكه در آن چه مي يابي، عمل جسورانه گشودن آن براي موفقيت هاي آينده تو حياتي است. از فكر كردن به آنچه كه مي خواهي داشته باشي دست بكش و به نيازهاي واقعي خود بپرداز. كار و عشق را كاملاً از هم جدا كن. بايد توضيحات لازم را در اختيار كسي كه از او درخواست يك لطف كرده اي قرار بدهي.
مردادماه (اسد): زمان آن رسيده است كه در آينه به خود بنگري و اعمال و گفته هاي اخير خود را در آن مرور كني. با خود رو راست باش. از اينكه ضعف ها، سستي ها و اشتباهات خود را در آينه ببيني ترس نداشته باش. باور كن حتي كساني كه كاملاً به تو اعتقاد و اعتماد دارند از اشتباهات تو دلسرد شده اند. از ضعفهاي خود آگاه هستي و در عين حال خود را بسيار دست بالا مي گيري. انتخاب رنگ لباس، نوع غذا و حتي نوع هديه ها از طرف تو نشاندهنده بسياري از احساسات توست. حسادت ديگران به تو حتي مي تواند عامل پيشرفت تو بشود.
شهريورماه (سنبله): اخيراً زمان زيادي را در عضلت تنهايي گذرانده اي تا ديگران را در مشكلات خود شريك نكني. واقعاً لازم است كه اين رفتار خود را تغيير بدهي و اين كار را بايد قبل از اينكه آسيب جدي و هميشگي به روح تو وارد كند انجام دهي. هرچه از دستت بر مي آيد انجام بده تا روابط پيشين خود را از سر بگيري. اكنون زمان آن نيست كه به يك جنگ منفرد تن بدهي. تو در خيالات و اوهام خود غرق شده اي. اگر تصورات خود را نابود كني، واقعيت براي تو به شكل شيرين تري جلوه خواهد كرد.
مهرماه (ميزان): در اين هفته بايد به جاي آن كه صرفاً در برابر ديگران واكنش نشان دهي، خود منشأ عمل قرار بگيري. به جاي تكيه بر اوضاع جاري، بايد اقدامي بكني. به محيط زندگي خود مسلط شو و اطمينان حاصل كن كه نقشه هايت عاقلانه و ماهرانه هستند. در غير اين صورت، يك فرصت استثنائي را از دست خواهي داد. اخيراً بيش از حد توقع داشته اي كه همه چيز را به پاي تو بريزند. تو در جمع يك بچه گربه ملوس و خجول و در خلوت يك پلنگ درنده هستي. نسبت به احساسات و افكار خود آگاهي پيدا كن و رفتار خود را بر مبناي آن اصلاح كن.
آبان ماه(عقرب): هيچ نيازي نيست كه تو هميشه رهبر و عالم گروه باشي. بر عكس، اگر در يك نقش منفعل ظاهر شوي، بسيار به نفع تو خواهد بود. اگر شخص ديگري را جايگزين خود بكني خواهي ديد كه راحتي، سهولت و شيريني بيشتري وارد زندگي كاري تو خواهد شد. اگر همزمان بخواهي در دو نقش ظاهر شوي، در هر دو موقعيت كاملاً ناكام خواهي ماند. احساس مي كني تنها شانس زندگي تو، دارد از دست مي رود. اگر به عمل احمقانه و ديوانه واري دست بزني، اين حس به واقعيت تبديل خواهد شد. طبيعت سركش خود را سركوب كن و بگذار جهان در مدار خود بچرخد.
آذرماه (قوس): آيا مي خواهي از لاك خود خارج شوي؟ آيا مي خواهي ديگران به تو بيشتر توجه كنند؟ بهترين راه آن است كه خود را آماده كني تا با ديگران ارتباط بر قرار كني و وارد شادي آنها شوي. حتي مي تواني براي رسيدن به اين هدف كمي ولخرجي كني و وقت خود را به بطالت نگذراني. اگر به احساسات ديگران توجه لازم را مبذول كني، مي تواني تقريباً هر كاري كه دلت مي خواهد انجام دهي. صورت فلكي تو در شادي و تفريح قرار گرفته است. با اين حال، نسبت به برخي ناكاميها هوشيار باش.
دي ماه(جدي): لازم است بين دو جهان موازي حركت كني. به نظر مي رسد فرو رفتن در لاك خود تنها راه حل مشكلات جاري تو باشد. ديگران از تو توقعات متضاد دارند انتظار دارند تو در دو مسير كاملاً متفاوت حركت كني. قلب و مغز تو در دو جهت مختلف كشيده مي شوند. اين به آن دليل نيست كه تو تعهد نداري بلكه به آن خاطر است كه فرد پيچيده اي هستي و به راحتي راضي نمي شوي. اولويتها را براي خود مشخص كن. بگذار «خود» فرهيخته در درون تو آينده تو را تعيين كند. رابطه تو با همسرت خوب است، اما فاقد هرگونه هيجان و شور اشتياق است.
بهمن ماه(دلو): هر چند شايد فكر كني كه در زندگي اجتماعي تو همه چيز رو به نزول دارد، اما واقعيت آن است كه بزودي تو به آنچه شايستگي آن را داري خواهي رسيد و واقعيت وجودي تو ظاهر خواهد شد. يعني آنچه درگذشته سياه و بي معني و گنگ به نظر مي رسيد، در اين هفته براي تو روشن، زنده و روحيه بخش خواهد شد. به زمان بيشتري نياز داري بزودي توجه همه به تو جلب خواهد شد. همه به تو مراجعه خواهند كرد و تلفن تو شبانه روز زنگ خواهد زد. عشق هميشه در زندگي تو ظهور سازنده اي داشته است و اين به خاطر تلاشهاي تو در تمام دوران گذشته است.
اسفندماه (حوت): يك شخص بسيار شگفت انگيز و قابل ملاحظه توجه تو را به خود جلب كرده است. او شايد حتي نداند كه تو هميشه او را از گوشه چشم خود زير نظر داري و همه جا او را با روح و مغز خود دنبال مي كني. با اينحال، واقعاً هيچ نيازي نيست كه خود را به او نزديك كني و همه چيز را به او بگويي زيرا معجزه زمان همه چيز را حل خواهد كرد.

آخرين انتخاب
071205.jpg
خودكشي دانشجويي و چالشها
«زندگي خوب نيست، اما مي توان خوب زندگي كرد. بنابراين، فرد خردمند آنقدر عمر مي كند كه بايد عمر كند، نه آنقدر كه مي تواند... او هميشه به كيفيت زندگي مي انديشد نه به كميت آن»
سنسا (فيلسوف رواقي قرن اول اهل روم)
در قرون اول كه مذهب مسيحيت ممنوع و تحت تعقيب بود، بسياري از مسيحيان به عنوان عملي شهادت گونه اقدام به خودكشي نمودند «هيد و بلوچ ۱۹۸۱،» اما پس از اينكه سنت اگوستين خودكشي را نوعي جنايت ناميد، تفكر غربي در قرن چهارم از اين لحاظ دچار تغيير شد، زيرا اين عمل حكم ششم خداوند مبني بر اين كه انسان حق كشتن ندارد را نقض مي كرد. سنت توماس آكونياس در قرن سيزده اعلام كرد خودكشي گناهي مهلك است، زيرا قدرت خداوند بر زندگي و مرگ را غضب مي نمايد و بنابراين، گرچه نه در عهد عتيق (منظور مقررات و تعاليم يهودي است) و نه در تعاليم مذهبي جديد (منظور مسيحيت است) خودكشي بطور صريح ممنوع نشده بود، اما دنياي غرب آن را معادل جنايت و گناه قلمداد نمود. «شنايدمن ۱۹۷۳»
در حقيقت تا سال ۱۸۲۳ هر كسي كه در لندن خودكشي مي كرد، درحالي كه تيري چوبي در قلبش فرو مي كردند، دفن مي شد و تا سال ۱۹۶۱ در بريتانياي كبير هنوز خودكشي عملي جنايي محسوب مي شد، اما چه خطايي بر كسي كه مي خواهد خود را بكشد، مي توان گرفت! در بسياري از كشورهاي غربي خودكشي را به عنوان نوعي رفتار نامناسب طبقه بندي مي كنند، اما چنين رفتاري به ندرت مورد تعقيب قرار مي گيرد.
بنابر يك مطالعه جديد، طي ۳۰ سال گذشته نرخ خودكشي در جوانان بيش از سه برابر شده است. چشمگيرترين افزايش نرخ خودكشي در دامنه سني ۱۵ تا ۲۴ سال ديده مي شود. به دنبال آن گروه سني ۲۰ تا ۲۴ سال قرار دارد كه هر دو گروه در واقع در دامنه سني دانشجويي قرار مي گيرند. نكته بسيار تأمل برانگيز اين است كه خودكشي دومين علت مرگ جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال (پس از سوانح اتومبيل) است.
خودكشي يك واقعيت دردناك اجتماعي است كه در چند سال اخير عليرغم افزايش آمار آن در جامعه ما، به صورت جدي و علمي با آن برخورد نگرديده است و در اكثر موارد اين تلقي وجود دارد كه اقدام به خودكشي افراد به علت كسب پاره اي امتيازات مي باشد كه به راحتي به دست نمي آمد. اما زنگهاي خطر زماني به صدا درآمدند كه خبر اقدام به خودكشي ۲۰۰ دانشجو در سال ۸۰ در دانشگاههاي كشور توسط مسؤولين رسانه هاي گروهي در هاله اي از ابهام توأم با نگرشها و تفاسير متعددي كه اغلب داراي رنگ و لعاب سياسي مي باشد، مطرح و افكار جامعه را به خود مشغول داشته است و متأسفانه اخباري از اين نوع كه بسيار ناگوار مي باشد و آگاهان مسائل اجتماعي را نيز متأثر مي سازد، هنوز به صورت منطقي و پيشگيرانه در جامعه بازتاب مناسب نيافته و صرفاً همانند بسياري از مسائل مبتلا به جامعه وسيله اي براي محكوم نمودن طرف مقابل قرار گرفته است.
071193.jpg
نبايد فراموش كرد كه جوامع دانشجويي در هر كشوري خصوصاً كشورهاي جهان سوم به عنوان نبض جامعه سياسي و اجتماعي، نشاندهنده ميزان و درصد سلامت آن جامعه دست كم نزد روشنفكران و دلسوزان هستند. عدم توجه به جايگاه و ويژگيهاي رواني و اجتماعي دانشجويان و نيازهاي فكري، اجتماعي، سياسي و فرهنگي آنان، جامعه تحصيلكرده را كاملاً در معرض آسيب قرار خواهد داد. ترك خانواده و جمعهاي آلوده و سازگار شدن با تقاضاها و مسؤوليتهاي محيط جديد، براي دانشجويان سال اول بسيار استرس زا و خطرناك مي باشد و پس از طي نمودن اين مرحله در سالهاي بالاتر نيز دانشجو از لحاظ فكري و اجتماعي دچار چالشهاي عميقي مي شود كه شايد نيازها، باورها و انتظارات آنان از سوي جامعه و مسؤولين غير قابل قبول و گاهي نامتعارف جلوه نمايد، حال اينكه از مشخصه هاي اصلي اين دوران آرمان خواهي، تحول خواهي، دگرانديشي، نقد باورها و پذيرفتن فكر و انديشه و انتظارات ايشان از سوي جامعه مي باشد. مسلماً عدم توجه جامعه به نيازهاي قشر دانشجو و عدم تأمين بهداشت رواني و اجتماعي آنان به عنوان عامل اصلي گرايش دانشجويان به تفكرات خودتخريبي است.
نشانه هاي هشدار دهنده
هرچند نمي توان صد درصد پيش بيني كرد چه كسي و چه وقت خودكشي خواهد نمود. ليكن نشانه هاي زير را مي تواند بر خطر خودكشي جوانان دلالت داشته باشد.
احساس بي ارزشي و نا اميدي:
در جوانان اين تفكر كه مشكلات تداوم خواهد يافت يا شديدتر خواهد شد و اوضاع هرگز بهتر نخواهد شد، باعث به وجود آمدن احساس بي كفايتي، شرم، گناه، بيزاري از خود، بي كسي، ترس مربوط به از دست دادن كنترل و نهايتاً آسيب زدن به خود و ديگران مي گردد.
از دست دادن توان در مقابله با مشكلات:
دردي كه از حد ظرفيتهاي مقابله اي شخص فراتر رود، اين احساس را در جوان به وجود خواهد آورد كه منابع شخصي براي كاهش دردهاي ناشي از مشكلات از دست رفته و فرد كاملاً فرسوده شده است. احساسات خودكشي معمولاً نتيجه مشكلات طولاني مدتي هستند كه به واسطه حوادث تسريع كننده جديد، آشكار شده اند. عوامل تسريع كننده مي تواند درد و رنج جديد و يا از دست دادن منابع مقابله با درد باشد.

در گفت و گو با دكتر محسن باستاني ـ مشاور معاونت غذا و دارو وزارت بهداشت عنوان شد
توصيه هاي بهداشتي براي تابستان
071187.jpg
فصل تابستان، فصل شيوع بسياري از بيماري هاي فصلي، روده اي، انگلي و اسهال و استفراغ هاي خطرناك است.
از آنجا كه آب دراين فصل به علت گرماي هوا براي آشاميدن بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد و افراد در بيرون از خانه در طول روز اقدام به آشاميدن آب يخ مي كنند، لازم ديديم كه با دكتر محسن باستاني ـ مشاور معاونت غذا و دارو وزارت بهداشت به گفت و گو بنشينيم.
* با توجه به اينكه فصل گرماست و دراين فصل بيماري ها زياد مي شود، شما به عنوان يك متخصص مهمترين مسأله را در چه مي دانيد؟
ـ انتقال بيماري هاي روده اي در اين فصل زيادمي شود و آن هم به خاطر استفاده از يخهاي قالبي است.
مايك سنت حسنه داريم و مردم اكثراً دوست دارند در فصل گرما با رساندن آب يخ به ديگران ثواب ببرند، ولي نمي دانند كه عامل انتقال بيماري مي شوند.
* منظورتان حتماً يخ هاي قالبي است؟
ـ بله. سيستم عرضه يخ هاي قالبي در شرايط بسيار نامطلوب و غيربهداشتي است. حمل ونقل عرضه و مصرف اين يخ ها اكثراً براي خانواده هايي است كه يا يخچال ندارند يا اينكه در سفر هستند. همين طور رستوان ها براي سردكردن مواد خود از اين يخ ها بايد استفاده كنند ولي مشاهده مي شود كه آنان اين يخ ها را در اختيار مشتريان خود قرارمي دهند تا نوشابه و آب خوردن را سرد كنند.
* براي توليد اين يخ ها چه مجوزي لازم است؟
ـ كارگاههاي توليد يخ بايد پروانه وزارت بهداشت داشته باشند درضمن بايد آبي كه براي توليد اين يخ هاي قالبي استفاده مي كنند، سالم باشد. زيرا اگر آب سالم نباشد هر كسي از آن يخ كه با آب آلوده تهيه شده استفاده كند، دچار بيماري خواهد شد.
* اين يخ ها چگونه حمل ونقل مي شوند؟
ـ يخ هاي قالبي به وسيله كاميون هاي غيربهداشتي منتقل مي شوند و اكثراً صبح زود كارگران شهرداري اين يخ ها را كنار پياده رو قرارمي دهند و براي اينكه يخ ها ديرتر ذوب شوند يك گوني يا برزنت روي آن مي اندازند. تمام اين كارها غيربهداشتي است و آلودگي منتقل مي كند.
بايد توجه داشته باشيم كه زمين پياده رو محل رفت و آمد افراد مختلف با آلودگي هاي گوناگون و حيوانات است وقتي يخ روي زمين قرارمي گيرد اين آلودگي به سطح يخ منتقل مي شود.
* وزارت بهداشت دراين خصوص چه اقدامي كرده است؟
ـ با شهرداري از سال گذشته مكاتبه كرديم. قرار شده بود كيوسك هايي براي اين كار تهيه شود و براي نگهداري و حمل ونقل اين يخ ها از وسايلي استفاده شود كه احتمال سرايت ميكروب را كمتر كند و در شرايط مناسب به خانواده منتقل شود قرار بود شهرداري ها همكاري كنند ولي تاكنون هيچ اقدامي صورت نگرفته است.
* مسافران چه نكاتي را بايد رعايت كنند؟
ـ مسافران علاوه بر اينكه يخ هايشان كنار جاده گذاشته شده است احتمال دارد كه اين يخ ها از آب آلوده تهيه شده باشد و به اين صورت آنان در معرض بيماري هاي فصلي قرارمي گيرند.
مسافران از اين يخ ها براي خنك كردن غذاهاي خود استفاده كنند و براي آشاميدن آب سرد از يخ منازل خود استفاده كنند.
* درخصوص شبكه هاي آب كه در خيابانها در دسترس مردم است، آيا نكته اي وجود دارد؟
ـ اين مسأله از قديم به عنوان سنت در ميان مردم ما رواج داشته است. به اين علت است كه سقاخانه ها در مناطق پرتردد بنا شده است. اين سقاخانه ها به تدريج جاي خود را به بشكه ها دادند، اغلب كسبه هر روز قالبي يخ خريداري كرده و دراين بشكه ها مي اندازند و بعد با يك ليوان كه با زنجيري به شير آن بشكه وصل است، آن را براي استفاده عموم قرارمي دهند.
بايد توجه كرد كه در شهرهاي بزرگ انواع مسافران با مليت هاي مختلف در تردد هستند بخصوص مهاجريني كه عاملان بسياري از بيماري هاي روده اي هستند.
از سوي ديگر آلودگي يخ و آلودگي اين بشكه ها كه هيچگاه ضدعفوني نمي شوند دو راه ديگراند كه علاوه بر ليوان آلوده، باعث آلودگي هستند.
براي رفع اين مشكل و حفظ سنت در بعضي از مراكز و در بعضي از بانك ها و ادارات آب سردكن قرارداده اند. بنابراين راه حل معقول اين است كه كسبه و اصنافي كه نيت انجام اين كار خير را دارند، متناسب با شرايط روز و بهداشت به سلامتي مردم انديشيده و راهكارهاي بهتري را انتخاب كنند. از سوي ديگر به نوعي ليوان يك بار مصرف در اختيار افراد قرار گيرد.
* شهرداري در اين خصوص چه كار مي تواند انجام دهد؟
ـ شهرداري نقش بسيار مؤثري دارد. با كمك اصناف و مردم مي تواند فرمولي براي اين كار خير فراهم كند.
من خودم در چند مكان سياحتي و زيارتي ديده ام كه براي تأمين آب آشاميدني مردم تدابيري انديشيده اند براي مثال در بعضي از قسمت ها در مشهد اين مسأله رعايت شده است.
* بخشي از آب آشاميدني و مصرفي از چاههاي جديدالاحداث تأمين مي شود، عده اي از پزشكان توصيه مي كنند اين آب را قبل از آشاميدن حتماً بجوشانند.
- در آب مصرفي تهران چه از چاه تأمين شده باشد، چه از ساير منابع گزارشي از آلودگي نداشته ايم.
سازمان آب تهران با آزمايشگاه مفصلي كه دارد خود متولي كنترل تصفيه است و با اين سيستم از نظر آلودگي مشكلي نداريم زيرا كلرزني از واجبات است اما براي شهرك هاي اطراف تهران يا مناطق ديگر كه آب لوله كشي ندارند و آب را با تانكر تأمين مي كنند اين مطلب بسيار مهم است كه اهالي شهرك ها مطمئن باشند تانكر آب از منابع مطمئن باشد و آب سالم و بهداشتي باشد و از اين تانكرها براي كارهاي ديگر استفاده نشده باشد.
اين مسأله حتي در كارخانجاتي كه در فواصل دورتر از شهر قراردارند و آب آشاميدني براي پرسنل ندارند، مصداق دارد. در يك كارخانه آجرسازي كه در اطراف تهران بود به علت اينكه تانكر آب قبلاً براي فاضلاب مورد استفاده قرارگرفته بود عده زيادي از كارگران بيمار شدند.
توصيه ما اين است كه به آب چشمه ها و رودخانه و يا آب تانكرها حتماً كلرزده يا آن را بجوشانيد.
* آيا صابون به عنوان يك منبع براي انتقال ميكروب از شخصي به شخص ديگر شناخته شده است؟
ـ صابون به عنوان يك ميكروب كش است، در تمام مراكزي كه كارگران با موادغذايي سروكار دارند بايد دستان خود را با صابون بشويند و كيفيت صابون به گونه اي است كه اگر آلودگي ميكروبي داشته باشد، از بين مي رود.
در استفاده از صابون مدت زمان شست وشو مهم است. صابون بايد به مقدار كافي با دست مالش داده شود ولي استفاده از صابون هاي مايع در مراكز عمومي بهتر است.
خانواده ها توجه داشته باشند صابون نقش مهمي در از بين بردن انگل ها دارد و بايد به عنوان يك مسأله مهم مورد توجه بخصوص براي اطفال قرار گيرد زيرا در ايران انگل و اسهال هاي ناشي از آميب زياد است.

حديث عشق
علي (ع): بدترين همراهان و ياران كسي است كه زود تغيير حالت مي دهد.
علي (ع): چه بسا فاميلي كه دوست نيست.
علي (ع): بپرهيز از دوستي كردن با انسان بخيل كه به راستي در زماني كه سخت ترين نياز را به او داري، دست از تو بردارد.
علي (ع): سه چيز است كه هر كه آنها را داشت، ايمان خود را كامل كرده است؛ مراعات عدالت در حال خشم و خوشي، ميانه روي در حال نداري و دارايي، رعايت اعتدال در حال ترس و اميد.
علي (ع): به وسيله ايثار و برگزيدن ديگران بر خود، آنان را فرمانبر خويش گردان.
علي (ع): عادل ترين مردم كسي است كه به انصاف عمل كند، نسبت به كسي كه به او ستم كرده است.

حضور كودك معلول در خانواده ـ قسمت دوم
071190.jpg
نقش مشاوره و راهنمايي
دكتر محمد كمالي WWW.mkamali.com
هفته گذشته از شوك ناشي از حضور كودك معلول در خانواده براي والدين، سخن گفتيم و بيان كرديم كه براي انجام برنامه توانبخشي و درمان مناسب و به موقع براي كودك، لازم است تا فاصله زماني بين اين شوك ومرحله پذيرش كودك توسط والدين راكوتاه نمائيم. در اين فاصله زماني ، سؤالات متعددي براي خانواده مطرح مي شود مانند: علت معلوليت چه بوده است؟ آيا ازدواج فاميلي باعث آن بوده است؟ شدت معلوليت او چقدر است؟ آيا او روزي طبيعي خواهد شد؟ آيا معلوليت اوقابل درمان است؟ آيا او مي تواند با ما زندگي كند؟ چگونه اين موضوع را به خويشان وآشنايان در ميان بگذاريم؟ آيا صحيح است فرزند ديگري داشته باشيم؟ ديگراني كه چنين فرزنداني دارند چه كرده اند؟
همه اين سؤالات و پرسش هاي ديگري كه ممكن است به ذهن والدين خطور كند، بي پاسخ خواهند ماند چنانچه والدين نتوانند به راهنمايي ومشاوره لازم دست يابند. اغلب حالت انكار معلوليت در بين والدين و استناد به اين جمله معروف كه «مشكل مهمي نيست، كمي صبر كنيد بزرگتر كه شود مشكل رفع خواهد شد» دامن گير والدين شده و مانع از پيگيري موضوع در زمان مناسب و طلايي مي شود. البته كتمان نمي كنم كه گاهي نيز كادر پزشكي و پيراپزشكي نتوانسته اند به وظيفه خود كه ارائه يك مشاوره خوب و راهنمايي به موقع باشد ، عمل كنند.
بنابراين آنچه در اين برهه حائز اهميت است مشاوره و راهنمايي براي والدين است كه از سوي پزشكان، كادر مددكاري اجتماعي و متخصصان توانبخشي محورهاي مهمي كه مشاوره بايد به خانواده داراي فرزندمعلول ارائه شود تا زمينه پذيرش كودك براي آنان فراهم آيد، در ادامه مورد بررسي قرار مي دهيم كه مهمترين آنها لزوم تفكر عاقلانه در مورد كودك از سوي والدين است. اين موضوع بايد با صراحت به خانواده تفهيم شود كه كودك عليرغم انتظار شما براي داشتن فرزندي سالم ، باهوش و مستعد داراي ناتواني هايي است كه بايد با شناخت دقيق از ميزان و نوع ناتواني، به درك صحيحي از توانايي هاي باقيمانده در آنها برسيم، تا قادر باشند ضمن تحمل نقايص و كمبودها از توانمنديهاي باقيمانده او شادمان باشند تا از آنها به عنوان عنصري اصلي براي ادامه حركت به سوي دستيابي به زندگي عادي تر استفاده نمايند. در همين زمان است كه مشاور بايد والدين را راهنمايي كند تا رفتاري مناسب و آگاهانه با كودك داشته باشند در اين گونه موارد پدر خانواده گاهي حتي حاضر به ديدن فرزند نيست، دير آمدن شبها به خانه و يا زماني كه كودك در خواب است و عدم برقراري ارتباط با او، نشاندهنده آن است كه نه تنها رفتار مناسبي براي رشد و تكامل كودك انجام نگرفته است بلكه به بهداشت رواني خود وهمسرش نيز ضربه مي زند.
گاه خانواده از بيان ناتواني يا معلوليت كودك احساس شرم و خجالت داشته و كودك را مخفي مي كند تا ديگران به وجود او پي نبرند، اما تا چه هنگامي قادر به انجام اين كار است؟ خانواده و مشاور بايد در يك تعامل صحيح به اين نتيجه برسند كه راه حل اصلي آن است كه به جاي حبس ومخفي كردن كودك بايد با كمال شهامت معلوليت كودك را ابراز كرد واز خويشان و دوستان بخواهند كه او را همانند يك انسان بپذيرند، او را درك كنند و دست از نگاههاي خاص به او بردارند. والدين بايد فضايي صميمي در خانه ايجاد نمايند تا هرگونه تصميم گيري در مورد كودك با شناخت و صبر صورت پذيرد. دسترسي خانواده به منابع اطلاعاتي و نيز مراكز و متخصصان مربوطه كمك شاياني به اين شناخت مي نمايد ومشاور نقش مهمي در دسترسي خانواده به اطلاعات خواهد داشت. مشاوره بايد با هر دو نفر ـ مادر و پدر ـ صورت پذيرد. تجربه نشان داده است كه فراموش كردن صحبت با پدر خانواده، اغلب باعث عدم انسجام والدين براي پيگيري برنامه هاي درماني و توانبخشي بوده است و در بسياري موارد پدر هيچ گونه نقشي در اين برنامه ها به عهده نمي گيرد كه طبعاً تأثيرات منفي به دنبال داشته است.
به هر حال برخورد صادقانه، دقيق ولي نه فني و علمي مشاور در اين مرحله براي خانواده راه گشا و مؤثر خواهد بود به شرط آنكه انتظار نداشته باشيم خانواده به سرعت قادر به انجام همه اموري باشد كه ما تشخيص مي دهيم. در موردانتظار از خانواده هفته آينده صحبت خواهيم كرد.

درمان بدون دارو
انگور
زادگاه اوليه انگور در ايران است. اعراب آن را عنب مي نامند. خشك كرده آن مويز و كشمش خوانده مي شود. انگور داراي مقدار زيادي پتاس، آهن، منيزيم، منگنز، كلر، يد، فسفر و سيليس مي باشد. همچنين داراي مقدار زيادي قند ـ تانن ـ اسيدتارتاريك وعوامل زنده اي مانند دياستازها و فرمانها مي باشد. اگر به اين تركيبات مفيد ويتامين هاي D,C,B,A را اضافه كنيد تصديق خواهيد فرمود كه انگور مجموعه اي از عناصر مفيد و سودمند و ضدسرطان بوده وتنهاميوه اي است كه وقتي خشك شود ارزش غذايي آن بالا مي رود و از نظر تركيبات غذايي شباهت زيادي به شير مادر دارد. قند انگور بطور مستقيم و آسان وارد خون شده و در عضلات وكبد ذخيره مي شود. ميوه نارس آن غوره و آب آن آب غوره ناميده مي شود و يكي از چاشني هاي مفيدي است كه در رژيم مؤثر مي باشد. انگور سوءهاضمه را برطرف مي كند.
بابك متشرع زاده

ايرانگردي
حجاري تنگه واشي فيروزكوه
حجاري هاي تنگه واشي توسط گروهي از هنرمندان طراح، نقاش، حجار و خطاط كه نام آنان در كتيبه كناري نقوش برجسته حك شده، ايجاد شده است.
معمار باشي آن استاد قاسم حجار است كه نامش با تاريخ ۱۲۳۳ هجري قمري در انتهاي كتيبه مشاهده مي شود.
ارتفاع حجاري از سطح رودخانه يك و نيم متر است. در قسمت بالا داراي ۴ رديف و در پايين دو رديف حاشيه شامل اشعار است. نقوش اصلي شامل شاهزادگان و همراهان فتحعلي شاه سوار بر اسب است.
اين بناي تاريخي در ۲ كيلومتري شمال روستاي جليز خبد در كنار ديوارهاي تنگه واشي يا ساواشي واقع شده و قدمت آن به دوره فتحعلي شاه قاجار مي رسد.

اخبار علمي
071220.jpg
خوابيدن در روشنايي
محققان انگليسي خوابيدن در روشنايي را براي جلوگيري از ايجاد مشكلات بينايي كه در ديابت شايع مي باشد را پيشنهاد كرده اند. مشكلات بينايي ناشي از ديابت در اثر پارگي عروق خوني كوچك شبكيه رخ مي دهد. علت اين پارگي بخوبي شناخته نشده است ولي دانشمندان احتمال داده اند كه اين پديده در نتيجه كمبود اكسيژن درلايه داخلي شبكيه در طي تاريكي مي باشد. مطالعات قبلي نشان داده است كه سطح اكسيژن در شبكيه در طي سازش چشم به تاريكي پايين مي افتد. دانشمندان معتقدند كه اين روش درمان بايد مداوم باشد زيرا حدود ۲ دهه وقت لازم است تاتخريب شكبيه (retinopathy) درافراد ديابتي پيشرفت كند. همچنين آثار طولاني مدت اين نوع درمان مشخص نشده است. لازم به ذكر است كه اثبات اين يافته نياز به تحقيقات بيشتري دارد و استفاده از آن به علت احتمال وجود خطرات احتمالي توصيه نمي شود.

071214.jpg
گذراندن وقت پشت كامپيوتر
محققين معتقدند كه استفاده از كامپيوتر توسط كودكان، آنها را درمعرض خطر صدمات ناشي از استرسهاي تكرار شونده قرارمي دهد . صدماتي مانند دردكمر و گردن، مشكلات مچ دست مانند سندرم تونل كارپال و اشكالات بينايي، سر درد و نزديك بيني به صورت زودرس دركودكان بروز مي كند.
دانشمندان براي جلوگيري از بروز اين صدمات استراحت كردن در بين ساعات استفاده از كامپيوتر ، قرارگيري در وضعيت مناسب و ورزش عضلات خسته را پيشنهاد مي كنند. نكته قابل توجه ديگر اين است كه كامپيوتر ها براي آقايان طراحي شده است و كودكان براي استفاده از صفحه كليد بزرگ و احتمالاً صندلي ناراحت بامشكل روبرو مي شوند. جهت به حداقل رساندن اين مشكل مي توان از پيشنهادهاي ارزان مانند استفاده از پشتي براي صندلي و يا گذاشتن زيرپايي را مطرح نمود.

071217.jpg
يك سيب در روز
باوركردني نيست. يك سيب در روز شما را از دكتر رفتن بي نياز مي كند.
اين يك ضرب المثل قديمي انگليسي است كه ظاهراً به اثبات رسيده است.
صدگرم سيب تازه فعاليت آنتي اكسيداني معادل هزارو پانصد گرم ويتامين C دارد. لازم به توضيح است كه فرايند هاي طبيعي بدن موجب ايجاد راديكالهاي آزاد در بدن مي شوند كه براي بدن مضر بوده و توسط فعاليت آنتي اكسيدانها خنثي مي گردند.
همچنين در مطالعات انجام شده در آزمايشگاه ، عصاره سيب از پيشرفت سلولهاي سرطاني روده و كبد جلوگيري مي كنند.
اين پديده وابسته به دوز بوده و در مقادير بيشتر مؤثرتر مي باشد.

مسموميت با سرب در جنين
مطالعات جديد نشان داده است زناني كه استخوانهايشان حاوي سرب مي باشد، در طي حاملگي قادر به انتقال آن به جنين خود هستند و بدين ترتيب احتمال بروز مشكلات جدي فيزيكي و فكري براي كودك وجود دارد.به طور طبيعي ، استخوان باجذب فلزات سنگين ، آنها ر ا از گردش خون خارج مي سازد. درطي حاملگي استخوانهاي زنان جهت كمك به استخوان سازي جنين خورده مي شود و در طي اين مراحل سرب آزاد مي شود و از طريق جريان خون وارد بدن جنين مي گردد. محققين بر روي عدم تماس دختران جوان با اين سم تأكيد مي كنند. همچنين با استفاده از مكمل هاي كلسيم در طي حاملگي مي توان مانع از تخريب استخوان شد.

پوست جاويدان
خانم آلن هوفمان مدت ده سال بر روي بيولوژي پايه پوست عكس untitled7 تحقيق كرده است. وي طي مطالعات خود متوجه تكثير سلولهاي پوست در ظروف آزمايشگاه شد.
اين كشف ارزشمند امروزه يك وسيله مهم براي آزمايشات زيبايي ، نمونه جهت مطالعه بر روي بيماريهاي پوست مانند سرطان پوست و درمان آنها و تحليل اثرات زيان بخش مواد شيميايي بر روي پوست مي باشد.
يك شركت توليد پوست ، ليسانس انحصاري توليد سلولها را گرفته است.

واكسن براي سرطان كليه
يك واكسن درماني جهت سرطان كليه پيشرفته ابداع شده است كه از طريق اتصال الكتريكي سلولهاي ايمني حاوي دندريت با سلولهاي توموري همان بيمار عمل مي كند.
اين موجب يك حمله ايمني عليه آنتي ژنهاي اختصاصي تومور مي شود و بدين ترتيب مانع پيشرفت تومور مي شود.
لازم به توضيح است كه دندريت زائدهاي نازك و كوتاهي است كه از درون برخي سلولها بخصوص سلولهاي عصبي خارج مي شود.

پزشك خانواده
دندانهاي سالم
دكتر ابوالحسن مصاحب
متخصص كودكان و تغذيه نوزادان
ساختمان هايي كه از نظر پايه محكم و قوي باشندكمتر در اثر حوادث طبيعي و غيرطبيعي تخريب مي شوند. قصد ونيت اين است دنداني كه دردوران شيرخوارگي جوانه مي زند چگونه آن را محكم و قوي نماييم. قديمي ترها مي گفتند هركس دندان هاي سالم داشته باشد هيچ عيبي ندارد ودر اكثر بيماريها ابتدا به دندان ها توجه مبذول مي شد.
نقش پزشكان كودكان در اين مهم خيلي حساس و با ارزش مي باشد زيرا دندان هاي شيري سالم به تبع آن دندان هاي دائمي خوبي را نويد مي دهد.
بهداشت دندان و خرابي آن به سه عامل بستگي داردكه شامل : رابطه سطح دندان و قسمت هاي دروني آن ـ خوردن مواد قندي ـ وسوم باكتريهاي اختصاصي دهان.
* درمان : درمان خرابي دندان ترميم آن مي باشد پركردن دندان با آمالگام نقره كه تركيبي از (قلع ـ مس ـ روي ـ نقره ) مي باشد و در صورت پيشرفت خرابي دندان اقدامات درماني گسترده نياز مي باشد.
درمان آبسه هاي دنداني شامل درمان دندانپزشكي و آنتي بيوتيك كه بهترين آن در صورت نبودن حساسيت تركيبات پني سيلين و در صورت حساسيت به پني سيلين، كليندامايسين و اريترومايسين مي باشد ودر مواردي كه عفونت دنداني پيشرفت كند بايستي دارو از طريق تزريقي استفاده شود.
* پيشگيري : مؤثرترين راه پيشگيري افزودن فلورايدبه آب آشاميدني است و در مواردي كه فلورايدآب كافي نباشدبايستي به رژيم غذايي ودرماني افزوده شود مقدار ضروري فلورايد براي سنين مختلف متفاوت است وهمچنين مقادير زياد آن برعكس سبب ظهور لكه هاي زرد يا قهوه اي رنگ روي دندان ها مي شود و دوز بالاي اين ماده سمي وكشنده است.
در ۴۰ سال اخير در بيش از ۳۰ كشور جهان افزودن فلورايد به آب آشاميدني تجربه شده است.
و سبب جلوگيري از پوسيدگي تاج و ريشه دندان شده است و فلورايد بطور معمول در آب و غذاهاي دريايي وبافت هاي حيواني و گياهي وجود دارد و در چاي خشك وماهي ميزان فلورايد بالا مي باشد لذا چاي بدون شيريني و قند براي دندان مفيد مي باشد.
غلظت فلورايد شيرمادر ppm0.05 و در شير گاو ppm0.1 مي باشد لذا در هر دو مورد بايستي فلورايد به شيرخواران داده شود در ضمن دادن فلورايد به مادر چون از شير مادر خوب عبور نمي كند نمي تواند كمبود را جبران نمايد.
در اكثر كشورها مقدار فلورايد آب ppm1 تا ppm2 مي باشد (ppm1 برابر يك ميلي گرم فلورايد در يك ليتر آب مي باشد). و چون داروي ارزاني مي باشد مقرون به صرفه ترين راه افزودن به آب آشاميدني است.
اگر ميزان فلورايد آب آشاميدني كمتر از ppm0.3 باشد بايستي فلورايد از ۶ ماهگي تا سن سه سالگي به ميزان (۰‎/۲۵ ميلي گرم ) و در سن سه تا ۶ سالگي (۰‎/۵ ميلي گرم) و در سن ۶ ـ ۱۶ سالگي مقدار (يك ميلي گرم) فلورايد روزانه مصرف شود . و در صورتي كه فلورايد آب بين ۰‎/۳تا ۰‎/۶ باشد فلورايد بايستي در سنين بالاتر و از سه سالگي شروع شود و مقدار (۰‎/۲۵ تا ۰‎/۵ ميلي گرم) روزانه كافي مي باشد.
مطالعات جديد همكاران نشان از كافي نبودن فلورايد آب آشاميدني تهران دارد وبطور متوسط آب تهران ppm0.35 فلورايد دارد در بعضي مناطق فلورايد در حداقل كه شميرانات و مناطق شمالي تهران (به مقدار ppm0.29) و در مناطق جنوبي تهران ppm0.40 بطور متوسط را نشان مي دهد و لذا افزودن فلورايد در صورت امكان به آب تهران اين نقيصه را برطرف و در صورت عدم امكان، بايستي اين عنصر به صورت دارويي از ۶ ماهگي به رژيم ويتاميني افزوده شود.
توجه شودقرص هاي فلورايد در دسترس كودكان قرار نگيرد چون مصرف زياد اين قرصها مسموميت هاي خطرناك وكشنده ايجاد مي كند و همچنين خميردندان هاي حاوي فلورايد دور از دسترس باشد چون خوردن زياد اين مواد نيز سبب مسموميت مي شود. در صورت اتفاقي اين عنصر بايستي با تحريك استفراغ به وسيله داروي اپيكا و همچنين دادن شير و مايعات ديگر و داروهاي آنتي اسيد حاوي هيدروكسيد آلومينيوم و يا منيزيم جذب فلورايد را به تأخير بيندازيم.
* نكات عملي وكوتاه: تغذيه مناسب مادر در طول حاملگي ـ جلوگيري از تولد نوزادان نارس ـ عدم مصرف آب قند و مايعات شيرين با شيشه ـ عدم استفاده از شيرمادر يا خشك در طول شب بطور مداوم و مستمر ـ كنترل مصرف شيرينيجات وآب نبات و حداقل مصرف اين مواد مستمر نباشدواگر بعداز مصرف دهان و دندان شست وشو داده شود خطر تخريب كم مي شود. استفاده از شير مادر خطر تخريب را كمتر مي نمايد.
مصرف فلورايد درمواردي كه آب كمتر از ppm0.6 فلورايد دارا باشد.
دور از دسترس نگاه داشتن قرص ها و خميردندان هاي حاوي فلورايد ودر صورت خرابي دندان هرچه زودتر به دندانپزشك مراجعه فرماييد تا خرابي گسترده وعفونت به اعضاي همجوار سرايت نكند.
ادامه دارد

دوران بارداري
تغييرات فيزيكي و رفتاري در دوران بارداري:
زنان باردار تغييرات فيزيكي و رفتاري متفاوتي را تجربه مي كنند كه بروز اين تغييرات گاهاً موجب تعجب و نگراني آنان مي شود. اگر چه اين عوارض طبيعي است ولي به محض احساس ناراحتي، مشكل خود را با دكتر درميان بگذاريد. چه بهتر كه در تمام مدت بارداري تحت نظارت پزشك متخصص قرار بگيريد. در زيرشماري از رايج ترين مشكلات زمان بارداري آمده است:
ـ ناتواني در تمركز و بروز فراموشي: نگراني طبيعي مادر در مورد سلامت وضع جنين و چگونگي زايمان موجب مي شود تمركز او كاملاً براين موضوع قرار گيرد و در موارد ديگر دچار فراموشي شود. بهتر است ليستي از كارهاي روزانه كه بايد انجام شوند، تهيه كنيد. در سه ماهه اول بارداري احساس خستگي مفرط و حالت تهوع (خصوصاً صبح هنگام) وجود دارد. اين حالت حتي در زناني كه به خوبي به استراحت پرداخته اند نيز پديدار مي شود چون علت اصلي تغييرات شديد هورموني درون بدن است.
ـ بي حوصلگي: علايم قبل از قاعدگي زنان بسيار شبيه به علائمي است كه در دوران بارداري تجربه مي كنند. علت اصلي حالت عصبي و بي حوصلگي تغيير در ميزان ترشح هورمونهاست. شما مي توانيد در لحظه اي شاد بوده، دقيقه اي بعد گريه كنيد يا اينكه بحث بي موردي را با كسي راه بياندازيد و يا زود رنج شويد. در هر حال اين حالت در بين زنان باردار بسيار رايج است. حدود ۱۰ درصد از آنان در زمان بارداري افسردگي (depression) را تجربه كرده اند. اگر مشكلات جدي شما درخواب و خوراك و كنترل اعصاب، بيش از دو هفته به طول كشيد، با پزشك خود مشورت كنيد.ـ بزرگ شدن سينه: افزايش ترشح هورمونهاي استروژن و پروژسترون (خصوصا در سه ماهه اول بارداري) از طرفي و افزايش ظرفيت شش مادر براي جذب اكسيژن بيشتر مورد نياز بدن مادر و بچه از طرف ديگر، سبب حجيم شدن قفسه سينه و سينه مي شود.

چگونه يك شغل مناسب انتخاب كنيم
071184.jpg
آرزوي استقلال مالي و پوشش هزينه هاي عمر زندگي، فرهنگ كار و مفيدبودن در جامعه، استفاده مطلوب از فرصتها، تعادل روحي و گريز از بي هويتي ناآرامي احساس پوچي و بيهودگي و… از جمله مواردي است كه اولويت توجه به اشتغال جوانان را مي افزايد.
بيكاري داراي ابعاد اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و رواني مي باشد. در بعد اقتصادي مؤلفه هايي مانند گسترش فقر، افزايش بارتكفل، كاهش بهره وري نيروي كار، اتلاف منابع انساني، عدم رونق پايدار اقتصادي، افزايش عرضه نيروي كار، كاهش ضريب اشتغال بهره وري، كاهش توليد ملي، گسترش مشاغل كاذب و… را به وجود مي آورد. در بعد اجتماعي و فرهنگي بي تفاوتي، بي اعتمادي، عدم مشاركت همگاني، مسؤوليت زدايي، انحطاط فرهنگ كار،سقوط ارزشها و در نهايت رشد ناهنجاريهاي اجتماعي را پديدار مي سازد. در بعد روانشناختي افسردگي، نااميدي، اضطراب، زوال علايق، خودانكاري، پوچي، انحراف اخلافي، خشونت و… را فراهم مي كند. در جامعه ما موضوع اشتغال همواره از ابعاد اقتصادي مورد توجه واقع شده و كمتر ابعاد روانشناختي آن مورد توجه بوده است.
در سال ۱۹۳۱ ميلادي كه بحران بيكاري در فاصله بين دو جنگ جهاني در آمريكا مسأله ساز شده بود، مؤسسه اي در دانشگاه مينه سوتاآمريكا ايجاد و مأموريت يافت تا راهكاري براي نابساماني هاي حاصل از بيكاري پيداكند. پاترسون به عنوان مجري پروژه، برنامه اي را تدوين و اجرا نمود تا به اهداف زير نائل شود.
۱ ـ شناسايي كامل استعدادهاي افراد بيكار با استفاده از آزمونهاي متعدد.
۲ ـ تهيه و اجراي برنامه هاي مناسب براي آموزش مجدد بيكاران.
۳ ـ شناسايي مشاغلي كه احتمالاً مي توانست باتوجه به شرايط موجود در آن زمان شاغلين را از موفقيت بيشتري برخوردار سازد.
و همين موضوع نيز زمينه ايجاد رشته علمي راهنمايي و مشاوره شغلي را فراهم نمود.
سپردن مشاغل به افرادي كه فاقد توانايي و استعداد لازم براي انجام آن هستند يا علاقه اي به شغل موردنظر ندارند علاوه برآنكه موجب كاهش شديد كارايي و رضايت شغلي فردمي شود از سوي ديگر موجب اتلاف سرمايه كشور مي شود. بويژه زماني بيشتر شاهد اتلاف سرمايه هاي كشور هستيم كه عدم تناسب شغل و شاغل در بين مديران بطور گسترده ديده مي شود.
در دنيا توجه به اشتغال زمينه ايجاد و گسترش رشته هاي راهنمايي و مشاوره شغلي را فراهم نموده است، در ايران نيز اين رشته به اقتباس از غرب در زيرگروه رشته مشاوره ايجاد شد، اما توسعه نيافته است و به دليل عدم رويكرد علمي نسبت به پديده اشتغال، اين رشته در خدمت حل بحران بيكاري قرارنگرفته است، به عقيده پارسونز (پدرراهنمايي شغلي و حرفه اي) انتخاب شغل با عوامل متعددي مرتبط است:
۱ـ شناسايي كامل توانايي ها، استعدادها، رغبت ها و نيز محدوديت هاي فرد.
۲ ـ شناسايي مشاغل متعدد و آگاهي از عواملي كه به موفقيت و رضايت شغلي منجر مي شود.
۳ ـ ايجاد سازش منطقي بين خصوصيات شغلي و شرايط شغلي كه به موفقيت و رضايت شغلي منجر خواهدشد. باور پارسونز براين بود كه راهنمايي شغلي و حرفه اي عبارت از كمك به فردمي باشد كه شغلي را انتخاب كنند و براي انجام آن آماده شود و بطور موفقيت آميزي بدان ادامه دهد.
به نظر ساندرسون راهنمايي شخصي و حرفه اي باطرح ريزي، آمادگي و سازش فرد با شغل انتخاب شده سروكار دارد. طرح ريزي حرفه اي فعاليت مشترك مراجع و مشاوراست و از اين طريق مراجع به شناخت كامل خصوصيات فردي و نير شناخت حرفه و مشاغل متعدد موفق مي شودو با كمك مشاور سازش و تلفيقي مناسب بين خصوصيات فردي و نوع شغل مناسب به وجود مي آيد. در طرح ريزي حرفه اي بايد عوامل زير بررسي شود.
توانايي ذهني
در انتخاب شغل بايد نسبتي قابل قبول بين توانايي ذهني شاغل و شغل وجود داشته باشد اگر فردكم هوش شغلي كه به توانايي ذهني بالايي نياز دارد انتخاب كند دچار سركوفتگي و حقارت خواهدشد و برعكس اگر شخصي هوشمند شغلي كه به توانايي ذهني كمي نياز دارد برگزيند دچار خستگي و بي حوصلگي خواهدشد.
استعداد
هر شغلي استعداد يا استعدادهاي خاصي را مي طلبد لذا دقيقاً بايد فرد از طريق فرايند مشاوره به شناخت كاملي از استعدادهاي خود نائل شود تا بتواند شغل مناسبي را انتخاب نمايد. به عنوان نمونه بعضي مشاغل مانند طراحي هاي صنعتي نياز به استعداد و ادراك فضايي دارند يا بعضي مشاغل مانند منشيگري نياز به حافظه خوب دارند و بعضي مشاغل مانند حسابداري نياز به توانايي عددي دارند. پژوهش هاي انجام شده نشان مي دهد كه براي مشاغل مختلف استعدادها و توانايي هايي لازم است كه عبارتند از:
«توانايي كلامي» به معني درك كلمات و افكار مترادف، معاني ضرب المثل ها و قياس ها، «توانايي عددي» مانند محاسبات عددي و كار با اعداد، «ادراك فضايي» به معني توانايي تجسم اشكال دو يا سه بعدي، «عامل سرعت و دقت ادراك» به معني تشخيص تفاوت يا شباهت بين دومحرك، «سرعت صورت بندي عامل»، «حافظه تداعي يا طوطي وار» «توانايي مكانيكي»، «قضاوت زيباشناختي» يعني توانايي كشف اصول بنيادي يك اثر هنري خوب، «سيالي انديشه» به معني توانايي توليد سريع انديشه ها در مورد يك موضوع، «سيالي كلامي» به معني توليد سريع كلماتي كه يك يا چند حرف آنها و بدون ذكر معنا داده شده است، «ابتكار» ، «هدفگيري» اين عامل مستلزم هماهنگي چشم ـ دست در سرعت است، «توانايي ترسيم تصاوير» و «قضاوت» بعضي آزمونهاي روانشناختي مي توانند استعدادهاي گوناگون را شناسايي و به افراد در انتخاب شغل كمك برسانند.
رغبت
در فرهنگ لغت وبستر رغبت عبارت از «تحريك احساساتي است كه باتوجه و علاقه زياد نسبت به چيزي توأم باشد.» رغبت زماني ايجاد مي شود كه انسان چيزي را دوست بدارد، به آن توجه كند و درباره آن فكر كند و از آن لذت ببرد. رغبت ها بين اشياي دوست داشتني و غيردوست داشتني تمايز ايجاد مي كند به همين دليل «استرانگ» رغبت ها را مهمترين عامل در انتخاب شغل به شمار مي آورد.
شخصيت 
به عقيده هالند شخصيت فرد مي تواند نقش مهمي در انتخاب شغل داشته باشد. به نظر هالند هدف مشاوره شغلي و حرفه اي آن است كه به افراد كمك شود تا مشاغلي را كه با خصوصيات شخصيتي آنها سازگارتر است، انتخاب نمايند و سازش و هماهنگي بين تيپ شخصيت و نوع محيط باعث سازگاري بيشتر با شغل و حرفه مي شود كه به رضايت شغلي منجر مي شود و چنين سازشي باعث انتخاب شغل مناسبتر، پيشرفت شخصي مقبول تر، ثبات عاطفي رواني، فعاليت و خلاقيت بيشتر و رشد خصوصيات فردي مي شود. ازسوي ديگر عدم سازگاري بين تيپ شخصيت و نوع محيط موجب نارضايتي، تغيير شغل، عدم موفقيت و بي ثباتي عاطفي و رواني خواهدشد.
عوامل محيطي
هالند معتقد بود انتخاب شغل براثر تعامل بين عوامل ارثي، فرهنگي و محيطي نظير تأثير دوستان، والدين، بزرگترها و طبقه اجتماعي انجام مي پذيرد. اين تعامل باعث مي شود كه انسان يك سلسله عادات، رفتار و فعاليت ها را در محيط زندگي براي خود ايجاد نمايد و برخي از عوامل محيطي را برعوامل ديگر ترجيح دهد.
مشاور مراجع را در بررسي ويژگي هاي خود ياري مي دهد. وي در عين حال ميزان هوش، علايق، توانايي هاي خاص، آرزوها، نيازها، ارزشهاي مراجع را مشخص مي كند و براي رسيدن به اين اطلاعات، مشاور از روشهاي گوناگوني شامل چك ليستها، پرسشنامه ها، آزمونها، سوابق موجود و اطلاعات حاصل از مصاحبه استفاده مي كند.
لذا براي انتخاب شغل مناسب، رضايت شغلي و افزايش كارايي بايد در انتخاب شغل علمي ، عملكرد و با دقت و ظرافت اين امر بررسي شود. البته بعضي مشاوران شغلي معتقدند انتخاب شغل يك فرايند است كه در طول زندگي يك فرد تحقق مي يابد «كينزبرگ» معتقد است انتخاب شغل بريك سلسله اصول و تصميمات قبلي متكي است كه در طول ساليان متمادي و بطور مداوم حاصل مي شود. براين مبنا راهنمايي شغلي بايد از دبستان به كودكان ارائه شود و آنها بتوانند دنياي مشاغل را به مرور بشناسند و موفق به شناسايي توانايي هاي خود شوند تا در مرحله ورود به بازار اشتغال انتخابي دقيق تر داشته باشند.

آخرين انتخاب خودكشي دانشجويي و چالشها
افت تحصيلي
در شرايط نا اميدي عملكرد تحصيلي جوان، كار يا ديگر فعاليتهاي معمول او رو به نقصان مي گذارد (گاهي اوقات برعكس مي شود و شخص داوطلبانه وظايف و تكاليف زيادي را مي پذيرد، زيرا نياز دارد با آنها اوقات خودش را پر كند). البته افت تحصيلي در دوران دانشجويي كه معمولاً نتيجه عدم انطباق شرايط موجود با توانمنديهاي فكري و رواني دانشجويان مي باشد، خود از عواملي است كه باعث افزايش و گسترش احساس نا اميدي و افسردگي در جوانان مي گردد.
تغيير در روابط اجتماعي
كاهش علاقه به دوستان يا فعاليتهايي كه قبلاً جوان از آنها لذت مي برد، باعث انزواي اجتماعي يا پيوستن به گروهي با معيارهاي اخلاقي متفاوت از معيارهاي خانوادگي مي گردد.
افسردگي دوران دانشجويي:
مهمترين علت اقدام به خودكشي، تمايلات افسردگي است و افسردگي قشر دانشجو به دلايل متعددي بروز و عمق مي گيرد. دانشجويان يك طيف آرمانگرا هستند كه با اميد و نشاط زيادي پا به دوره جديد زندگي خود يعني محيط دانشگاهي مي گذارند، با تصور اينكه دنيا همان رنگي كه آنها مي خواهند، بايد باشد كه اين با واقعيتهاي موجود بسيار فاصله دارد. دوري از خانواده، روبرو شدن با فرهنگهاي مختلف كه گاهي با باورهاي قبلي او در تناقض مي باشد، خستگي ناشي از فشارهاي تحصيلي دوران متوسطه و كنكور، مواجه با جنس مخالف و عدم آشنايي با الگوهاي ارتباطي مشخص و تعريف شده، محيطهاي غمگين و غير فعال كه شاد زيستن و تحرك را از دانشجويان سلب مي مايد و... همگي از عواملي است كه باعث بروز احساس عدم كفايت و افسردگي مقطعي در دانشجو مي گردد و در طولاني مدت به صورت بيماري اي كه مي بايد پيگيري و درمان شود، ظهور مي يابد.
عوامل اجتماعي
و اقتصادي خودكشي
اميل دوركيم جامعه شناس فرانسوي در مورد خودكشي معتقد است: «ميزان خودكشي نمودار خصايص يك ايالت، كشور يا منطقه است. اين ميزان به نحوي تصادفي تغيير نمي كند، بلكه تغييرات آن تابعي از اوضاع و احوال متعدد آن جامعه است.»
از ديدگاه جامعه شناسان، مسائل اجتماعي جامعه از شرايط ساختاري و الگوهاي كنشي هستند كه در مسير تحولات اجتماعي در راه توسعه، يعني بين وضعيت موجود و وضعيت مطلوب قرار مي گيرند. چنين موضوعاتي مانع تحقق اهداف، تهديد كننده ارزشها و كمال مطلوب مي شوند و در هنگامه بروز چنين مشكلاتي، اين مسائل به عنوان پديده هايي نامطلوب اذهان نخبگان و افكار عمومي مردم را به خود مشغول مي دارند.
به نظر مي رسد آمارها، افزايش فراواني خودكشي ها را در دوره هاي بحران اقتصادي و نيز جالب تر از آن در مراحل شكوفايي و رونق بي حد اقتصادي نشان مي دهند و همزمان با رويدادهاي بزرگ سياسي، فراواني خودكشي رو به كاهش مي رود. (در زمان جنگ و يا انقلاب نرخ خودكشي كاهش مي يابد). اين نمودها، يعني افزايش فراواني خودكشي ها در مراحل آشوب اجتماعي و كاهش آنها در مواقع رويدادهاي بزرگ، به اين باور منتهي مي شود كه فكر خودكشي ناشي از نابه ساماني اجتماعي است. منشأ اين جريان در فرد نيست، بلكه در اجتماع است. البته اين جريانهاي خودكشي در جوانان به صورت تصادفي به وجود نخواهد آمد. اگر فردي دست به خودكشي مي زند، علتش اين است كه آنان به سبب مشكلات روحي و رواني و آشفتگي هاي عصبي (نسبت به پذيرش جريان خودكشي زا) آمادگي قبلي داشته اند و مسلماً همان اوضاع و احوال اجتماعي پديدآورنده جريان خودكشي زا، آمادگي رواني را هم به وجود مي آورند.
جواناني كه در شرايط جامعه جديد زندگي مي كنند، داراي احساسات لطيف و در نتيجه آسيب پذير هستند، خودكشي هر فرد به ريشه دارترين عناصر سازنده يك جامعه مربوط مي شود. خودكشي بيانگر خصوصيات و طبع جوامع مي باشد و طبع جوامع، مانند طبع افراد، بازتابنده بنيادي ترين و اساسي ترين احوال و شرايط ارگانيزم زنده است. افزايش آمار خودكشي جوانان در جامعه جوان ما (به عنوان دومين كشور جوان دنيا) نشاندهنده اجتماعي است كه عميقاً منقلب گرديده كه نمادهاي گذشته در آن ريشه كن گرديده و جايگزين مناسبي نيز براي آن در نظر گرفته نشده است. در اين شرايط جوانان تضادهاي درون خود را از حالت رسمي و از خانواده خارج كرده و در بيرون آن را تعريف مي كنند و در چنين شرايطي احتمال بروز رفتارهاي نابهنجار در او شديد مي گردد. جوانان و نوجوانان ما به لحاظ رواني و اجتماعي نيازمند راهي براي ارائه توانمنديهاي خود مي باشند و به شدت به دنبال اين هستند كه خود را به نحوي نشان دهند كه مهمترين اين تظاهرات جنبه مالي پيدا مي كند و اگر از اين لحاظ مانع يا موانع را احساس نمايد، دچار سردرگمي و احساسات متعارض مي گردد.
او سالها تلاش مي نمايد كه وارد محيط دانشگاه و عرصه علم و كار گردد، اما شرايط واقعي جامعه از لحاظ بازار كار، شرايط اشتغال مناسب و ايجاد يك زندگي نسبتاً مرفه و... كاملاً متناظر با آن چيزي است كه او تصور مي نمايد. آينده اقتصادي و اجتماعي نامشخص و مبهم يكي از دلايلي است كه باعث بروز احساس پوچي، بطالت و يأس مي گردد و شايد كه ارزشهاي او به سوي مصرفي شدن كوچ نمايد.
تسلط عرصه سياسي بر ساير عرصه ها از جمله عواملي است كه بسياري از ارزشهاي اجتماعي را متأثر نموده است.
در جامعه اي كه بسياري از رفتارهاي فرد در مجموعه اي بزرگ جنبه سياسي مي يابد (هرچند كه سياسي نباشد) مانند ابراز احساسات در مسابقات ورزشي، تفريحات، ارتباطات بين فردي و... ديگر نمي توان حس خودباوري و اعتماد را در جوانان كه هر آن در معرض تهديدات سياسي قرار دارند، تقويت نمود. درحالي كه اين تمايلات خود از جنبه هاي مثبت يك شخصيت كامل مي باشد.
دگرانديشي و باورهاي مذهبي:
بنابر اعتقادات مذهبي مردم، خودكشي امري بسيار مذموم و زشت محسوب مي گردد و بسياري از مردم حتي ذكر اين موضوع كه نزديكان آنها در اثر خودكشي جان خود را از دست داده اند، امتناع مي نمايند و به همين دليل خودكشي در بسياري از جوامع مذهبي و بخصوص در ميان اقشاري از جامعه كه تمايلات مذهبي و اعتقادي بالاتري دارند، كمتر صورت مي گيرد. در اين ميان مسلمانان به دليل تأكيدهاي صورت گرفته در دين اسلام، حتي بيشتر از بعضي از اديان ديگر ممكن است از اين كار پرهيز نمايند.
مسلماً يكي از دلايل افزايش ميزان خودكشي در قشر جوان و تحصيلكرده جامعه مبين سست شدن باورهاي مذهبي و ديني مي باشد. عليرغم اينكه جوانان ما ضديتي با مفاهيمي چون دين و مذهب ندارند، ليكن اصولاً ارتباط آنها با چنين مفاهيمي كمرنگ و يا قطع شده و در آنها انكار همه چيز ديده مي شود، به نوعي كه مي توان گفت نسل جوان ما دچار نوعي انكار تصنعي به عنوان يك مكانيزم دفاعي در مقابل عقايد غير قابل قبول، تجهيز گرديده است. نسل سوم انقلاب، نسلي است كه در جامعه تحت آموزشهاي مذهبي نيز قرار گرفته است، نسلي كه تاريخ، ادبيات، سياست، هنر، اقتصاد و... او اسلامي است، چگونه به چنين فرجامي مي رسد؟ اين نكته جاي تأمل و بررسي بسياري دارد، زيرا جامعه عاري از باورهاي عميق ديني و مذهبي جامعه اي بي سلاح در برابر بسياري از معضلات اجتماعي خواهد بود.
بر اساس آخرين آمار رسمي در سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ هفده و نيم ميليون نفر از سن ۱۵ سالگي عبور مي كنند و هر روز بر تعداد دانشجوياني كه از كشور مهاجرت مي كنند، افزوده مي شود. ديگر از آن همه شور و نشاط و حرارت دانشجويي خبري نيست و گرد يأس و نا اميدي ناشي از سرخوردگي هاي روحي و اجتماعي، دانشجويان جوان كشور را فرا گرفته است.
جوان ايراني نيازمند حقوق اجتماعي است، نيازمند رفاه و امنيت و مشاركت است، نيازمند شغل مناسب، مسكن مناسب است و فرصت هم براي او فراهم باشد كه ازدواج نمايد و زوج مناسب خودش را انتخاب نمايد. فراهم نشدن چنين فرصتهايي باعث مواجه شدن با مشكلات فراوان در جامعه است. بيش از سه ميليون بيكار و چند ميليون معتاد به ما اين واقعيت را يادآور مي شود كه به نسل بعد از خود چه آموخته ايم و نتيجه آن چه شد؟ پس از بروز اين مشكلات در بهترين حالت ممكن ايجاد گسلهاي بين نسل امروز و ديروز جامعه است. فرزند از پدر فاصله مي گيرد و مابين امروز و ديروز مغاكهاي عميق رشد مي كنند. ديگر هيچ حاشيه امنيتي براي نسل امروز حتي تحصيلكرده باقي نمي ماند. عشق و شور جواني تضعيف مي شود و وادي نا اميدي، وسيع ترين چشم انداز جواني مي گردد. بياييد بينديشيم تا بتوانيم امروز و فردا ديگري را بسازيم تا نسل امروز و فرداي در آن به عشق، شادي، ايمان و به زيستن فكر نمايد.
مدير مركز مشاوره
دانشگاه علم و صنعت ايران

پاسخ به مشكلات شما توسط گروه مشاوره « ايران خانواده»
جهت مشاوره با تلفن ۸۷۶۱۶۲۰ تماس گرفته و مشكلات خودرا با ما مطرح كنيد، متخصصان ما نظرات كارشناسانه را در صفحه مشاوره ويژه نامه ايران خانواده پيش روي شما خواهند گذاشت. اگر به تلفن دسترسي نداريد به آدرس خيابان خرمشهر ـ شماره ۲۱۲ ـ روزنامه ايران ـ ويژه نامه ايران خانواده ـ بخش مشاوره نامه بفرستيد.
تعامل با خانواده پدري
دوسال پيش ازدواج كردم و امروز با داشتن فرزندي يك ونيم ساله با همسرم مشكل دارم، او اجازه نمي دهد با خانواده پدري ام رفت وآمد داشته باشم چرا كه معتقداست آنها در زندگي ما دخالت مي كنند. حال آنكه هيچگونه اعمال نظر و تأثيري در زندگي ما ندارند و من براساس تشخيص خودم عمل مي كنم.
نكته ديگر اينكه با خواهرشوهر و مادرشوهرم هم رابطه خوبي ندارم. لذا از رفت وآمد با آنها نيز محروم شده ام. چندي پيش ازسوي همسرم در دوراهي انتخاب او يا خانواده ام قرارگرفته ام و الآن نمي دانم چه كنم، نگران آينده فرزندم هستم.
خانمي ۲۳ساله
داشتن انعطاف يكي از مهمترين اصول زندگي مشترك است. باتوجه به اينكه سليقه ها، علايق، ارزشها و ديدگاههاي افراد متفاوت است، درك اين تفاوت ها، احترام گذاشتن و پذيرش آن لازمه يك زندگي موفق است. ايجاد تعارضات جدي در خانواده و تحت فشار قراردادن و تحميل يكي از دو يا چندگزينه پيش رو مي تواند منجر به تلخي زندگي و ناكامي شود.
درعين حال وقتي همسر شما مي گويد «خانواده ات در زندگي مان دخالت مي كند» آيا مواردي را هم ذكرمي كند و آيا اگر مواردي وجوددارد شما وقتي با خود خلوت مي كنيد مي پذيريد كه خانواده شما دخالت مي كند و حق به جانب همسرتان مي دهيد يا معتقديد همسرشما حساسيت نشان مي دهد بهتر است موردبه مورد با همسرتان موضوعاتي كه پيش مي آيد را تجزيه و تحليل كنيد. اگر موارد بسيارحادي بين شما و خانواده شما وجودندارد طرح اين جمله ازسوي همسرتان (يا من يا خانواده ات) بسيار غيرمنطقي است. خانواده ها مي توانند به عنوان عوامل حمايت كننده و مقوم يك زندگي به شمار آيند اگر شما و همسرتان مرزهاي خانواده خود را حفظ كنيد مي توانيد ضمن حفظ روابط با خانواده طرفين، اجازه مداخله بيجا به ديگران درخصوص زندگي تان ندهيد و طبيعي است اگر خانواده ها احساس كنند كه دخالتهايشان موجب رنجيدگي فرزندانشان مي شود بيشتر ملاحظه مي كنند. شمابايد با همسرتان صحبت كنيد و بگوييد طرح نكاتي از اين دست، نه تنهانمي تواند مفيد باشد بلكه منجر به پاشيده شدن شيرازه خانواده نيز مي شود. ما نمي توانيم همسر خود را از خانواده اش محروم نماييم. كاهش سطح ارتباطات نيز درصورت وجود مسائل جدي بهتر از قطع كامل روابط با خانواده پدري مي باشد.
تأثير سن در ازدواج
با دخترخانمي كه يك سال ازمن بزرگتراست تصميم به ازدواج دارم، خانواده ما هم با اين وضعيت موافقند، مي خواهم بدانم بعد از ازدواج، با اين موضوع مشكلي پيدانمي كنيم.
س.ن از تهران
براي يك ازدواج موفق مجموعه اي ازملاك ها مي تواند اثرگذارباشد، سن به عنوان يك ملاك به تنهايي نمي تواند تأثير چنداني داشته باشد خصوصاً آنكه اين موضوع ازسوي شما و دختر موردنظرتان و خانواده هايتان پذيرفته شده است، لذا نمي تواند اثري منفي داشته باشد.
درزندگي مشترك درك متقابل زوجين، پذيرش يكديگر و انعطاف اساسي تر از ملاكهايي چون سن است. البته براي درك مشترك طبيعي است كه طبقه اجتماعي، تحصيلات، بينش و تفكر نسبت به ازدواج، هماهنگي نسبي بين تيپ شخصيتي زوجين و هماهنگي نسبي خانواده ها مي تواند مؤثرباشد.
بي تفاوتي شوهر به زندگي
همسرم راننده اتوبوس است و درمسير خارج از كشور كارمي كند. وي هيچ اهميتي به مسائل خانه نمي دهد و مرتب مي گويد خودت بايد مشكلات را برطرف كني. بي تفاوتي او مراافسرده و از زندگي خسته كرده است. نمي دانم با اين مشكل چگونه كناربيايم و او را به زندگي مان حساس نمايم.
اعظم قنبري از تهران
چون همسرشما راننده خارج از كشور است، يعني مدت زمان بسيارزيادي به دور ازخانواده بسرمي برد، طبيعي است كه كمتر از شما در امور خانه و خانواده دخالت داشته باشد و محدوديت هاي مربوط به شغل همسرتان را بايد بپذيريد و با آن كنار بياييد و سعي در تقويت خوداتكايي خويش داشته باشيد نه اينكه افسرده شويد. لكن برخي از وظايف همسرتان قابل انتقال نيست و طبيعتاً ايامي كه دركنار شما مي باشد بايد به آن وظايف بپردازد.
به عنوان نمونه وظايفي كه يك همسر درقبال همسرش به عنوان مونس، هميار درك متقابل، شريك درشادي ها و غم ها، سختي و آساني هاي زندگي دارد حمايت و پشتيباني يك اصلي است كه همواره بايد زن و شوهر به آن توجه داشته باشند و غفلت نكنند و دروضعيت شغلي همسرتان كيفيت رابطه مي تواند بطورنسبي جبران كننده خلأ و كميت حضور و رابطه اش با شما باشد. ازديگر وظايف غيرقابل انتقال وظايف پدري است. توجه عاطفي به فرزندان، رسيدگي به امور و نيازهاي آنها، گفت وگو با آنها، صرف اوقاتي خاص بافرزندان از نكات قابل توجه است به علاوه اين دو مورد اساسي مشاركت در گردش زندگي علاوه بر تأمين مادي نكته سومي است كه همسر شما بايد توجه كند.
خانواده منبع تأمين نيازهاي اساسي افراد به شمارمي رود فضاي امن و آرامش رواني حاكم بر آن توسط اعضاي خانواده ساخته و تداوم مي يابد گاهي اوقات پدران سنتي تصورمي كنند تأمين مادي خانواده تنها وظيفه شوهر و پدراست.
درحالي كه غفلت از نيازهاي اساسي ديگر دارند تأمين مادي مقدمه اي براي تأمين نيازهاي اساسي تر زندگي اعم از امنيت، تعلق، احترام، خودشكوفايي مي باشد. همسرتان بايد نسبت به اين امور واقف شود ضمن اينكه شما بايد محيطي پذيراتر و گرمتر براي همسرتان ايجادنماييد و خواهشها و درخواست هايتان را با زباني اثرگذار با همسرتان درميان بگذاريد

ترانه زندگي
رمز در حال زيستن
كليد يافتن لحظه حال، فهم رفتارهاي توأم با احساس تقصير و نگراني است. ياد بگيريد كه در زمان حال زندگي كنيد و اوقات كنوني را با انديشيدن درباره گذشته يا آينده، راكد نگذاريد. هيچ لحظه ديگري غير از حال براي زيستن وجود ندارد. تمامي احساس تقصيرها و اضطرابهاي بيهوده شما ثمره اي جز اتلاف وقت ندارد.
شما مي توانيد هركاري را كه مي دانيد درست است تنها به اين دليل كه آن را دوست داريد، انجام دهيد و دليل ديگري لازم نيست. اين شيوه تفكر افقهاي جديدي از تجربيات نو به روي شما مي گشايد و شما را ياري مي دهد تا ترس از ناشناخته ها را كه به عنوان راه و رسم زندگي پذيرفته ايد از خود دور سازيد.
بخاطر داشته باشيد كه آنچه ضد رشد است يكنواختي و مرگ است. پس تصميم بگيريد كه هر روز به شيوه تازه اي زندگي كنيد تا زنده و مبتكر باشيد. البته مي توانيد از تغيير بترسيد و همان كه هستيد بمانيد و اين يعني يك مرده از نظر فكري و رواني.

قانون ؛ اعسار در پرداخت مهريه
سعيد به برگ احضاريه اي كه در دستش بود، نگاه كرد. اين اولين باري نبود كه از طرف ماندانا براي او احضاريه مي آمد.
عرق سردي در روي پيشاني اش نشسته بود . چه سرنوشت شومي دراين سن و سال نصيب اش شده بود، به ياد شيطنت هاي كودكي افتاد ونفرين هايي كه مادر از سرخستگي به جانش روانه مي كرد.
ـ الهي خير نبيني سعيد . چقدر اذيت مي كني.
حالا سالها بود كه از آن شيطنت ها دور شده بود. حالا سالها بود كه اسير شيطنت هاي ماندانا شده بود.
چرا گول نگاههاي پرفريب اين زن را خورده بود، نمي دانست. خودش هم نمي دانست چطور شد كه در دام اين زن افتاد.
تصوير آشنايي ۸سال پيش جلوي چشمانش به نمايش درآمد.
ـ سلام!
سرش را بالا كرد . اين زن با ظاهرآراسته به دنبال چه كاري آمده بود و چه مشكلي داشت.
ـ آگهي استخدام شركت شما رو ديدم، متقاضي ام.
سعيد با احترام يك صندلي به او تعارف كرد. ماندانا روي صندلي نشست و شروع به پركردن فرم كرد.
همان شده بود. انگار ماندانا براي پركردن فرم نيامده بود انگار آمده بود تا روح او را با خودش ببرد.
درست يك ماه بعد بود كه او هنوز احساس مي كرد چيزي را از دست داده است. خودش خوب مي دانست كه گره مشكلش كجاست. خودش خوب مي دانست كه دلش به دنبال چه مي گردد.
به سراغ فايل رفت . از اينكه مديرعامل شركت با انتخاب احمقانه اش ماندانا را براي استخدام مناسب تشخيص نداده بود، از كار دلزده شده بود. آرام آدرس را برداشت نگاهي به عكس ا نداخت . «ماندانا»
آهي كشيد واز جا بلند شد.
دو روز بعد با مادرش به طرف خانه ماندانا راه افتاده بود . خانه كوچك ومحقر ماندانا و پدر پير بازنشسته اش چقدر به چشم مادر او كوچك آمده بود.
ـ براي ما خيلي بده كه با يك خانواده فقير وصلت كنيم.
ـ مادر اين چه حرفيه؟ فقير چيه! اگر يك نفر درست زندگي كنه كه عيب نيست.
ـ چرا نمي فهمي دختري با آن وضعي اگر توي يك رفاه بياد خودش رو گم مي كنه. مراقبت مي خواد. تازه نمي تونه آدم توي فاميل درش بياره.
چقدر دليل آورده بود. چقدر پافشاري كرده بود. چقدر ماندانا را بزرگ كرده بود. آنقدر بزرگ كه حالا خودش درمقابل او به يك كاه تبديل شده بود.
ماندانا اگرچه از خانواده فقيري بود ، ولي وقتي خواستن هاي او را ديده بود، با سياست از ازدواج با او مخالفت كرده بود.
ماندانا براي زندگي با سعيد شرايط گذاشته بود. سعيد بي چون وچرا تمام شرايط را قبول كرده بود. براي او اين چيزها مهم نبود. مهم خود ماندانا بود. وقتي هردو زير يك سقف مي رفتند اين چيزها حل مي شد.
مادر و پدر از سعيد دوري كردند. سعيد با مخالفت هايي كه همه كردند ، بازهم ماندانا ر ا ترجيح داد.
خانه اي با آنچه كه از قبل پس انداز داشت ، اجاره كرد و بعد ماندانا را عقد كرد. ماندانا براي مهريه اش ۶۰۰سكه طلا خواسته بود وسعيد اين مهريه را پذيرفته بود. ماندانا به خانه اش آمده بود. اما اخلاقش همان بود. ماندانا در زندگي چون مي دانست او دوستش دارد، آزارش مي داد. كم كم درطول چند سال زندگي سعيد احساس مي كرد بعد از كار رفتن به خانه را دوست ندارد. انگار ديگر آن عشق وعلاقه اول را به زنش از دست داده بود.
ماندانا بعد از چندسال چهره واقعي اش را نشان داده بود . يك زن پرخاشگر كه حتي دوست نداشت به خاطر از دست دادن زيبايي ظاهري اش مادر شود.
براي او خيلي سخت بود با اين زن زندگي كند. دراين چند سال به اندازه انگشتان دست هايش درخانه غذاي گرم نخورده بود. دلش براي عطر غذاهاي مادرش تنگ شده بود.
آن روز از سركار به خانه آمده بود. خسته بود. مثل هميشه ماندانا در خانه نبود. دريخچال را باز كرد . به كاسه پنير كپك زده نگاه كرد. گوشه يك بشقاب كمي تخم مرغ مانده بود كه سعيد فكر مي كرد مال چند ماه قبل باشد. چند ميوه گنديده دريخچال بود.
بوي بد درون يخچال حالش را به هم زد. دراين چندسال يادش نمي آمد كه ماندانا حتي يكبار يخچال را تميز كرده باشد. هر بار او مثل بچه آدم اين كار را كرده بود.
احساس غم و خشم از دلش موج مي زد.
ـ چرا خودش را گرفتار اين كثافت بازار كرده بود؟
به طرف اتاق خواب رفت. خوب مي دانست كه آنجا هم وضعيتي بهترندارد. خوب مي دانست كه تباه شده است. حالا مي فهميد چرا مادرش برايش اينقدر دل مي سوزاند.
ـ سعيد وقتي حرف منو مي فهمي كه اسيرش بشي. از چشمان اين دختر شرارت و بدجنسي مي باره. گوشه اتاق خواب برگه اي بود.
ـ سعيد! من براي هميشه رفتم. از دستت خسته شدم. اگر شرايط منو نپذيري، مطمئن باش كه به جايي نمي رسي.
دركيف اش را باز كرد. زنش يك چهارم از مهريه اش را به اجرا گذاشته بود. ماشين حساب را جلوي خود گذاشت وشروع به حساب كتاب كرد.
دادگاه وقتي ديد او نمي تواند يك چهارم مهريه ماندانا را پرداخت كند ، به درخواست زن او را پشت ميله هاي زندان فرستاد.
چند هفته زندگي در زندان برايش تجربه تازه اي بود. تمام اين تجربيات را ماندانا يكجا به او مي داد. دراين ۶سال به اندازه ۶۰سال زندگي تجربه اندوخته بود وهمه اينها را زنش به او ياد داده بود.
بالاخره درخواست اعسارش به نتيجه رسيد. به خانه اي رفت كه از زندان بدتر بود. در زندان لااقل…
مهريه زنش قسطي از حقوقش كم مي شد. او سعي مي كرد با رفتار به زنش بفهماند كه اين كار او براي او هيچ مشكلي ايجاد نكرده است. هنوز سه ماه نگذشته بود كه بار ديگر احضاريه اي از دادگاه براي او آمد.
ماندانا دوباره او را به دادگاه احضار كرده بود.
زنش، زني كه هيچ گاه درخانه نقش يك زن را نداشت ، اين بار مي خواست او را بخاطر يك چهارم بقيه مهريه اش زنداني كند. سعيد به فكر فرو رفته بود. اگراين بارهم چندهفته اي در زندان مي ماند ، بايد چه مي كرد.
حالا خوب مي دانست كه زنش درادامه نقشه اش چه بلايي سراو خواهد آورد. نقشه اي كه تنها هدف از اجراي آن زجركش كردن سعيد بود.
سعيد دستي به پيشاني اش كشيد. قانون چه اختياراتي به زنش داده بود. حالا او درمقابل تمام اين اختيارات، چه كار بايد مي كرد كه لااقل براي حفظ آبروي خود، براي ا ينكه بيشتراز اين درجلوي ديگران انگشت نما نشود، به زندان نرود.

پاسخ
071196.jpg
اعسار يك امر مقطعي است. زيرا ممكن است يك فرد در زماني معسر باشد ولي مدتي بعد ازاين حالت اعسار خارج شود.
به طور كلي معسر به كسي اطلاق مي شود كه به هيچ وجه توانايي پرداخت كردن بدهي خود رابه صورت يك جا ندارد. يا اينكه در شرايطي است كه به اموال خودش دسترسي ندارد، تا بتواند بدهي و دين خود را ادا كند.
مهريه طبق قانون پس از جاري شدن خطبه عقد به زن تعلق دارد و اگر زني بعد از اجراي عقد تمام مهريه اش را درخواست كند، مرد موظف است آن را به صورت يكجا يا اگر زن بخشي از آن را بخواهد، آن بخش از مهريه را به وي بپردازد، مرد موظف به پرداخت مهريه است.
بحث اعسار در هر مقطعي بر آن موضوع دين مطرح مي شود، امكان دارد مرد مدتي بعد ارثيه اش را بگيرد يا شرايط مالي اش بهبود پيدا كند.
در صورتي كه مرد هنوز اقساط يكچهارم اول مهريه را نپرداخته باشد، مي تواند با تهيه مداركي كه دلالت به اعسار اوليه اش باشد و ارائه آن به دادگاه براي دادگاه ثابت كند كه حتي در پرداخت يك چهارم اوليه مهريه همسرش معسر بوده است.
در اين حال دادگاه با اين شواهد و تحقيقات حكم به خروج او از اعسار خواهد داد. اما در مورد يك چهارم دوم مهريه بايد گفت: بعد از مدتي زن اقدام به اجرا گذاشتن يك چهارم دوم مهريه همسرش كرده است. اين مرد بايد طبق قانون دادخواست اعسار خود را مبني بر پرداخت يك چهارم دوم از مهريه زوجه به دادگاه تقديم كند.
اگر زوجه بتواند با آوردن دلايل و مدارك خروج زوج را از اعسار براي دادگاه ثابت كند مرد به زندان خواهد رفت. ولي اگر زوجه نتواند اين كاررا بكند، اين بار اثبات معسر بودن به مراتب سهل تر از نخستين بار است.

يك مشت
اوايل سال،۷۷ يك مرد كه براي مسافركشي از خانه اش در جنوب تهران خارج شده بود، به طرزمرموزي ناپديدشد.
باغيبت اين مرد ۴۷ساله به نام «حسن» همسروي به همراه بستگانش شبانه به جست وجوي بيمارستان ها، پزشكي قانوني و كلانتري ها دست زد و با به دست نياوردن سرنخي از شوهرش به مجتمع امورجنايي تهران مراجعه كرد.
با ادعاهاي اين زن، پرونده دراختيار كارآگاهان دايره ۱۱اداره آگاهي تهران قرارگرفت و سرگرد به گذر مأموريت يافت تا پرده از سرنوشت مردناپديدشده بردارد.
درنخستين اقدام، شماره خودروي «حسن» براي توقيف به سايت پليس مخابره شد و ازسوي ديگر همسر اين مرد تحت تحقيق قرارگرفت.
مدتي از تحقيقات پليس نگذشته بود و درحالي كه هيچ سرنخي براي يافتن «حسن» دردست نبود، يك مرد با دردست داشتن مدرك دستنويس و حكم قضايي از دادگاه عمومي آبيك قزوين به دايره ۱۱اداره آگاهي مراجعه كرد.
اين مرد كه خود را «محمود» و از قهرمانان رشته رزمي فولكونتاكت معرفي مي كرد وقتي دربرابر افسرپرونده راننده مسافركش حضوريافت با ارائه حكم قضايي خواستار صدور مجوز تحويل خودروشد.
سرگرد به گذر وقتي حكم قضايي را ديد باخواندن جمله درصورت احرازمالكيت، مجوز تحويل خودرو صادرشود، پي برد اين مرد با ادعايي مبني بر اينكه خودروي توقيف شده را خريداري كرده است، سعي دارد، آن را تحويل بگيرد.
بدين ترتيب، قهرمان ورزش رزمي تحت بازجويي قرارگرفت.
* تو چه آشنايي با «حسن» داشتي؟
ـ زياد او را نمي شناختم، يكبار كه سوارماشين او شدم حسن، بين صحبت هايش گفت، مي خواهد پيكانش را بفروشد من كه مقداري پول داشتم، خواستم آن را به من بفروشد «حسن» هم پذيرفت.
* يعني تو ماشين را خريدي؟
ـ بله، البته پول آن را كامل پرداخت نكرده ام، دريك قولنامه دستنويس باهم قرارگذاشتيم با پرداخت همه پول خودرو در محضر ماشين را به نام من بكند.
* چه تاريخي اين قرار و مدارها را گذاشتيد؟
ـ به يادندارم و در قولنامه نيز تاريخي ننوشتيم اما به ياددارم كه «حسن» مي گفت مي خواهد به يكي از شهرهاي شمالي سفركند و مدتي درآنجا تفريح كند.
* كي شنيدي «حسن» ناپديدشده است؟
ـ خيلي منتظرش بودم تا سروكله اش پيداشود، هيچ نشانه اي از وي نداشتم بلاتكليف مانده بودم تا اينكه وقتي سواربرماشينم درآبيك قزوين ترددمي كردم مأموران گشت ازمن خواستند توقف كنم.
آنان به من گفتند دستور توقيف خودرو را دارند هرچه اصراركردم باورشان نشد ماشين را خريده ام و من را دستگيركردند.
* مگر مدرك نداشتي؟
ـ آنها كاري با مدرك نداشتند وقتي به دادگاه رفتم آنجا قولنامه را ارائه دادم و قاضي با صدور قراركفالت اين حكم قضايي را صادركرد تا با مراجعه به شما بيگناه بودن من مشخص شود.
* چه كسي كفيل تو شد؟
ـ برادرم، او و برادران ديگرم در اسلامشهر نمايشگاه ماشين دارند و با تأييد اعتباركاري شان من آزادشدم.
* اگر برادرانت نمايشگاه ماشين دارند، چرا قولنامه دستنويس است؟
ـ خيلي عجله داشتيم بخاطرهمين مهلت نبود در نمايشگاه قولنامه را تنظيم كنيم.
* شغل تو چيست؟
ـ گاهي در نمايشگاه خودروي برادرم كارمي كنم.
* پس چرا اينقدر ناشيانه قولنامه را تنظيم كرده اي؟
ـ چطور مگر، گفتم كه عجله داشتيم.
* چه جوري عجله داشتيد، توي خريدن ماشين هم خريدار و هم فروشنده سعي مي كنند خيلي دقت كنند، اينطور معامله كردن يه مقدار غيرعادي نيست؟
ـ توي اون شرايط چاره اي نداشتيم.
* بگو، حسن كجاست؟
ـ من اطلاعي از او ندارم، آخرين بار وقتي او را ديدم كه مي خواست به سفربرود.
* اگر از او اطلاع نداري، حتماً دست به قتل زده اي؟
ـ يعني چه، چرا قتل؟!
* يا بايد او را جايي زنداني كرده باشي يا اينكه سر به نيستش كرده اي؟
ـ من قهرمان ورزشي هستم، دان۵ دارم چرابايد آدمكش باشم.
* من هم نمي دانم، اگر او را كشته باشي امضا جعلي است وگرنه؟
ـ به چه چيزي بايد اعتراف كنم، مي دانم بالاخره رازهولناكم فاش مي شود.
* حالا شدي يك ورزشكار!
ـ وسوسه شدم، خيلي به پول نيازداشتم و ازسويي هميشه با ديدن برادرانم كه ماشين دارند حسرت مي خوردم تا اينكه سوارماشين «حسن» شدم، او مردمعتادي بود و ازمن خواست ماشينش را بخرم.
من كه مدتها منتظر چنين موقعيتي بودم او را به محله چهاردانگه كشاندم با به دست گرفتن دسته چكم از او خواستم قولنامه دستنويس را امضاكند وقتي «حسن» امضايش را پاي قولنامه انداخت با يك ضربه بوكس به ناحيه آبگاه، او را كشتم.
* جسدش را چه كردي؟
ـ بايد از دست جسد «حسن» خلاص مي شدم بخاطر همين با پيداكردن يك چاه جسد را به عمق ۱۷متري انداختم و فراركردم.
با اعترافات «محمود» به ارتكاب جنايت، اكيپي از مأموران با شناسايي چاه، اسكلت مردناپديدشده را بيرون كشيدند و اين قهرمان ورزش هاي رزمي باصدور حكم جنايي بعدازمدت ها زنداني بودن به دارمجازات آويخته شد.

كلاه گيس
071199.jpg
اميرخوشحال بود. يك نظرفرانك را در عروسي دخترخاله اش ديده بود. فرانك به لحاظ زيبايي رودست نداشت.
امير از اينكه توانسته بود با فرانك آشناشود خوشحال بود. دائم نگران بود كه نكند خواستگار ديگري فرانك را ازدست او بگيرد.
ـ مامان من هيچ علاقه اي به دختردايي زهرا ندارم. من اگر اجازه بدهيد خودم مي خواهم همسرم را انتخاب كنم.
اميرمي دانست كه مادرش به شدت با ازدواج او و فرانك مخالف است و لي هرطوربود بايد مقاومت مي كرد.
بعد از چندماه بالاخره مادرش با اكراه رضايت داد كه به خواستگاري فرانك برود. همه چيز به سختي اما به خوبي پيش مي رفت. فرانك براي ازدواج با امير همانقدر علاقه مندبود كه امير اصرار به ازدواج با او داشت.
زمان عقد فرارسيد. فرانك يك هفته قبل از عقد به اميرگفت:
ـ امير پدرمن آدم سختگيري است. يا بايد عقد و عروسي مان دريك روز باشد يا اينكه اگر پدرم اجازه نداد بعد از عقد به خانه مان رفت و آمدكني، ناراحت نشوي.
اميراز شنيدن اين حرف ناراحت شد. هيچوقت فكرنمي كرد پدرزنش اينقدر سختگير باشد، ولي چاره اي نبود. امير درست روز بعد به خانواده خودش و فرانك اعلام كرد كه عقد را تا سه هفته ديگر عقب مي اندازد و در عوض سه هفته بعد همسرش را به خانه اش مي برد.
اين پيشنهاد امير موردموافقت خانواده فرانك قرارگرفت.
امير به سختي خانه اي كرايه كرد. به هزار سختي و با قرض و قوله هزينه مراسم عروسي را تهيه كرد.
روزعروسي فرانك در لباس عروس زيباترازهميشه شده بود. مراسم عروسي پايان پيداكرد. فرانك و امير به خانه خود رفتند. اميربرخلاف انتظارش مي ديد كه فرانك رفتار عجيبي دارد. دلش نمي خواست ازهمان روزهاي اول با يك سؤال نابجا همسرش را ناراحت كند براي همين سعي كرد اين مسأله را اصلاً به روي خودش نياورد.
چندماه از زندگي مشترك امير و فرانك مي گذشت. فرانك دخترخوبي بود ولي بعضي از رفتار و كارهاي او باعث شده بود كه امير يك نوع احساس بيگانگي كند.
يك روز امير وقتي طبق معمول از سركار به خانه برگشت. متوجه يادداشت همسرش شد:
ـ امير من براي خريدكردن با يكي از دوستانم بيرون مي روم ولي تاقبل از ساعت ۹شب به خانه برمي گردم.
اميرنگاهي به عقربه هاي ساعت كرد ساعت ۶عصربود. براي اينكه سرخودش را گرم كند به سراغ كمدرفت تا آلبوم عروسي شان را بردارد ولي متوجه يك آلبوم قديمي شد.
اميرآلبوم را برداشت و روي تخت نشست. آلبوم تمام عكس هاي كودكي و نوجواني فرانك را داشت. ديدن كودكي هاي فرانك برايش جالب بود. فرانك در نوجواني چهره اش تغييركرده بود ولي او هيچ عكسي از قبل از ازدواج فرانك با خودش پيدانكرد.
باخودش فكركرد چقدر چهره فرانك تغييركرده است. چه علتي وجودداشت، چه مسأله اي بود، نمي توانست بفهمد. صداي زنگ آپارتمان او را از دنياي خودش بيرون آورد. حتماً فرانك بود.
آلبوم را سرجاي خودگذاشت و در آپارتمان را بازكرد.
فرانك خوشحال بود امير به چهره زنش خيره شد. احساس مي كرد چيزي وجوددارد كه او از آن غافل است.
فرانك روسري قشنگي را كه خريده بود، روي سرش انداخت:
ـ امير اين روسري به نظرت چطوره؟
امير به فرانك نگاه كرد و با شوخي دست درازكرد و روسري را از سر فرانك كشيد، فرانك جيغي كشيد و روسري را محكم نگه داشت.
امير تا صبح به فرانك فكرمي كرد. فرانك آرام و راحت خوابيده بود.امير در يك لحظه متوجه موهاي همسرش شد.چسب كلاه گيس از سر فرانك جدا شده بود.
فرانك از اين پهلو به آن پهلوشد. در تاريكي شب در زير نور چراغ خواب، امير باديدن فرانك يكه خورد. احساس كرد تمام بدنش به شدت مي لرزد. خشم و ناراحتي سراسر وجودش را گرفته بود.
آرام از تخت پايين آمد. ساعت نزديك پنج صبح بود، باورنمي كرد، دوباره به اتاق برگشت به فرانك نگاه كرد. يعني او را فريب داده بودند. يعني سر او كلاه گذاشته بودند. ازخانه بيرون زد درخيابان راه مي رفت. خودش را تا پشت درخانه پدرزنش رساند. دستش را بالابرد تا زنگ را فشار دهد. هرچه كرد نتوانست. به خانه برگشت فرانك بيداربود. اضطراب از وجودش پيدابود.
ـ كجابودي؟
ـ چرا حقيقت را ازمن پنهان كردي؟
فرانك به امير نگاه كرد.
ـ چه حقيقتي؟
ـ چرا منو فريب دادي؟
ـ من توي يك حادثه موهام رو ازدست دادم. من خيلي سختي كشيدم. من خيلي ناراحتي ديدم...
ـ اين دليل نمي شه كه به من دروغ بگي و منو فريب بدي.
اميرازجابلند شد و به طرف دادگاه خانواده راه افتاد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |