گروه اجتماعي ـ نيروي انتظامي،با شروع تابستان،طرحي جديد براي «برخورد با مفاسد و ناهنجاريها» آغازكرد. اجراي اين طرح واكنش هاي متفاوتي، گاه له و گاه عليه به دنبال داشته است. سردارطلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفت وگويي با «ايران» به اين واكنش ها پاسخ داد و سياست هاي نيروي انتظامي را در مورد تأمين امنيت عمومي و برخورد با مزاحمان و اوباش تشريح كرد.
** نيروي انتظامي در اجراي طرح اخير خود،مدعي برخورد با عاملان ناهنجاريهاست.آيا براي شناخت وتعريف اين ناهنجاريها، مطالعات و كاري صورت گرفته است؟
ـ استراتژي كلي ما در نيروي انتظامي براي برخورد با ناهنجاريهاي اجتماعي، برپايه«پيشگيري از ناهنجاريها» تدوين شده است. به نحوي كه بتوانيم باهمكاري، هماهنگي و مشاركت همه دستگاهها و آحادجامعه، مجموعه اقداماتي كه مي تواند جلوي بروز ناهنجاريهاي اجتماعي مؤثر واقع شود را مشخص كنيم. در اين رهگذر مجموعه اقداماتي را در ساختار كلانتري هادنبال كرديم. به شكلي با ايجاد دفاترمددكاري اجتماعي در كلانتري هاي تهران بزرگ چيزي بالغ بر۶۸درصد از پرونده هاي ارجاعي به كلانتري ها (موضوعاتي مانند اختلافات خانوادگي، دعاوي، مسائل حقوقي جامعه و...) را توانسته ايم ازطريق دفاترمددكاراجتماعي و مشاوره به نتيجه برسانيم و از ورود افراد به اقدامات قضايي جلوگيري كنيم.
همچنين ازطريق آموزش عمومي و آگاه سازي جامعه، بسترمشاركت مردم براي مقابله باآسيب ها و تهديدات اجتماعي را فراهم كرديم.
** اين آگاه سازيها چگونه بوده است؟
ـ وقتي مأموريت كوهستان راشروع كرديم. تقريباً حدود ۳۰درصد از افرادي كه به كوه مي آمدند از راديوپخش هاي گوناگون استفاده مي كردند و آلودگي صوتي ايجادمي شد. بعد از اجراي يكي دو برنامه و تفهيم اينكه اين آلودگي صوتي تعرض به حقوق شهروندان است و كسي كه به كوه مي آيد به دنبال آرامش و آسايش است، تعداد كساني كه از راديو وپخش استفاده مي كردند،به شدت كاهش يافت.
** شما براي هنجار و ناهنجارها چه تعريفي داريد؟ وقتي در جامعه اي ۳۰درصد از افراد به رفتارخاصي پايبند هستند، اين رفتار هنجاراست يا ناهنجاري؟
ـ جامعه ما استقبال خوبي از تعريف هنجارهاي اجتماعي و توجه به اين هنجارها دارد. اما مشكلي كه مي توان آن رابه عنوان يكي ازمشكلات اجتماعي برشمرد، همين بحث وجود تعريف مشخص از هنجارهاست. متأسفانه هم اكنون تعريف مشخصي از اين هنجارها كه با فرهنگ،دين،اخلاق،عرف، سنت و تمدن ملت ما متناسب باشد و ازسويي بحث زمان و مكان هم در آن درنظرگرفته شده باشد، وجودندارد.
** دراين ميان آيا به نقش «پليس اجتماعي» هم توجه داريد؟
ـ دقيقاً، نكته ديگري كه در استراتژي ما، بعد از بحث «پيشگيري» به آن توجه شده و حساسيت بسياري نسبت به آن داريم، اين است كه پليس بايد پليس اجتماعي باشد و با نگاهي «جامعه محور» به وظايف خود عمل كند، نه «تهديدمحور».
به همين دليل با پيگيري بحث نگاه «جامعه محوري» به دنبال فراهم كردن زمينه هايي هستيم كه حداكثر مشاركت مردم را به دنبال داشته باشد و در مأموريت ها بين مردم و پليس اجتماعي برخوردها به حداقل برسد.
** شما در سخنان خود به «پيشگيري اجتماعي» به عنوان يك استراتژي مهم اشاره كرديد؟ براي «پيشگيري انتظامي» هم اكنون وضعيت پليس ما، چگونه است؟
ـ بعد از «پيشگيري اجتماعي»، «پيشگيري انتظامي» مدنظرمابوده است. ما در اين باره سعي مي كنيم كه با حضور به موقع در محيط هايي كه زمينه هاي بروز ناهنجاريها وجوددارد، با قانون گريزي ها، قانون ستيزي ها، هنجارشكني ها و تعرض به حقوق شهروندان مقابله كنيم و با حضور فيزيكي پليس، اجازه ندهيم كه زمينه براي ارتكاب بزهكاري به وجودآيد. ازنمونه هاي آن هم مي توانم به مأموريت كوهستان، پارك چيتگر و لويزان اشاره كنم كه ما باحضور در اين اماكن،ضريب امنيت و پيشگيري از تعرضات به حقوق شهروندان را بالابرديم.
** باتوجه به اين دو استراتژي مي توان گفت كه با جوانان برخوردي صورت مي گيرد؟
ـ ما با جوانان برخوردنمي كنيم. استراتژي ما قسمت سومي هم دارد و اينكه پليس با رويكردي جديد و نگاه مثبت خواسته ها را دنبال كند. در هر جامعه اي، قانون شكني ها و قانون گريزي هايي انجام مي شود.
شرايط محيطي، مقوله اي است كه در فراهم شدن زمينه هاي وقوع جرم، نقش تعيين كننده اي دارد.
جغرافيا و محيط جغرافيايي براي بروز جرم هايي مشخص مناسب تر است. به عنوان مثال دريك منطقه مزاحمت براي بانوان زياداست و در منطقه اي ديگر، شرارت و نزاع و درگيري. اين برگرفته از رفتارها و آداب زندگي ساكنان آن منطقه است.
زمان نيز در شكل گيري بسترجرايم تأثيردارد. مثلاً زماني در اين كشور تهيه و توزيع مشروبات الكلي مجازبوده ولي درحاضر همين عمل جرم محسوب مي شود.
يكي ديگر از عوامل نيز خودانسانها هستند. انسانها ازنظر زيست شناسي، روانشناسي، آسيب شناسي رواني، فشارهاي محيط و فشارهاي بيولوژي و رواني، دربسترهاي بزهكاري گرفتارمي شوند.
به اين شكل مي توان نتيجه گرفت كه هميشه درطول تاريخ و دراين كره خاكي، بزهكاري، موضوع متداولي بوده و وجودداشته است.
ازسويي ديگر همه حكومتها و دولتها، به برخورد و جلوگيري از بزهكاريهاي اجتماعي تأكيدداشته اند.
آمارها نشان مي دهد كه در سه ماهه اول سال۸۱ ، ۲۵۰۰مورد تماس با پليس۱۱۰ براي جلوگيري از مزاحمت براي بانوان داشته ايم. مسائلي مثل خلاف عفت و اخلاق عمومي جامعه همچون تجاوز به عنف، تشكيل شبكه هاي فساد و فحشا، دايركردن مراكز قمار، رابطه نامشروع و... كه ۵۲۰۰مورد درخواست مردمي براي برخورد با اين موضوعات داشته ايم. براي برخورد با شرارت هايي مانند ايجاد رعب و وحشت، چاقوكشي و... هم دراين سه ماهه ۴۰۰۰موردتقاضا ثبت شده است. دربرخورد با نزاع و درگيري درسطح شهر نيز براساس آمارها ۹۵۰۰فقره درخواست مردمي گزارش شده است. اگر اين اعداد را دركنار هم قراردهيم، چيزي بالغ بر۲۰ هزار تماس از سوي مردم دراين سه ماهه داشته ايم كه به موضوعات فوق اختصاص دارد. اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه ما بايد چه كاركنيم؟ اگر شما به عنوان يك شهروند، ببينيد كه براي خانواده شما مزاحمت ايجادشده، چه كارمي كنيد؟ قطعاً از كنار اين موضوع به سادگي نمي گذريد. اينجاست كه نقش پليس به عنوان ناظم اجتماعي، براي تأمين و حفظ امنيت مردم معنا و مفهوم پيدامي كند.
** شما براي «امنيت» چه تعريفي داريد؟
ـ امنيت عبارت از يك فعاليت مشترك است كه ازسوي مردم و حاكميت بطور تركيبي انجام مي شود و پليس نيز وظيفه حفظ آن را برعهده دارد. ما معتقديم مردم با واگذاري اختيارات خود به تشكيلاتي به نام مجلس و دولت ساختاري را تعيين كرده و گفته اند كه پليس را براي حفظ نظم عمومي، تشكيل دهيم. درواقع قدرتي كه ما امروز داريم، متعلق به مردم ودرخدمت مردم است و ما اين قدرت ر ابراي پيشگيري و برخورد با كساني كه به حقوق مردم تجاوزمي كنند، به كارمي گيريم. اين افراد هم تعدادشان بسياراندك است و ماعدم برخورد با اين ناهنجاريها را نوعي توهين به جامعه (بويژه به نسل جوان) مي دانيم. نه اينكه اين برخوردها را برخورد با جوانان تلقي كنيم، بلكه عدم برخورد با قانون گريزان و متجاوزين به حقوق شهروندان را توهين به جامعه،بويژه توهين به جوانان مي دانيم.
** بسياري ازمردم مدعي اند كه يگانهاي ويژه درطرح جديد نيروي انتظامي پا را فراتر ازبرخورد با ناهنجاريها گذاشته و احياناً رفتارهاي غيرپليسي انجام مي دهند. ما بارها تماس هايي ازسوي مردم داشته ايم كه گفته اند يگان ويژه جوان بي گناهي را كتك زده است.
ـ كسي كه درمورد او قانون اعمال مي شود كه قرارنيست ازما بخاطر اين برخورد تعريف بكند.
** حتي برفرض اينكه شخص مجرم باشد، بازهم كتك زدن او در انظارعمومي، در افكارعمومي آزردگي ايجادمي كند و غيرقانوني است.
ـ اگر آن فرد، پليس را مورد ضرب و شتم قرارداد، پليس بايد چه كاركند؟
** شما فكرمي كنيد چندبار پليس موردضرب و شتم قرارگرفته و اصلاً چندنفر از جوانان جرأت مي كنند كه پليس را موردضرب و شتم قراردهند؟ و اصلاً چرا بايد يك پليس با مردم در خيابان زدوخوردكند؟
ـ ما نمي گوييم چنين كاري را انجام مي دهيم و اين كار را تأييد نمي كنيم. ما مي گوييم كارما في نفسه اقدام درستي است،اقدامي درجهت امنيت، آسايش و افزايش احساس امنيت مردم. اگر درموردي مأموري دچار اشتباه شده نبايد كل اين مأموريت را زيرسؤال برد.
** مردم ما دربرخورد با مفاسداجتماعي، هيچگاه اعتراض نكرده اند و حتي حمايت هم كرده اند. نمونه اش عملكرد پليس۱۱۰ است كه با استقبال و حمايت هاي خوب مردم مواجه شد و علت اين حمايت هم برخورد بسيارخوب و نگاه مثبت آنها به مردم بود. اما در برخي از مأموريت هاي اخير از برخوردها گلايه مي كنند. چراكسي از پليس۱۱۰ ايرادنمي گيرد؟ يگان ويژه كنارخيابان مي ايستد و جلوي خيلي ها را مي گيرد. دراين ميان كسي هست كه مشكل اعصاب دارد، كسي هست كه بيماري روحي دارد. شما با اين افراد هم روبه رو هستيد. دربرخورد با آنها چه كارمي كنيد؟
ـ من فكرمي كنم بايد يك مرز اعتدال بين نظرات قائل باشيم. مرز اعتدال هم به نظر من اين است كه اگر برخورد مأموران يك به صد، ناجوراست نبايد يك آن گرفته شود و ۹۹تاي بقيه فراموش شود. توقع من از رسانه هاي جمعي اين است كه در انعكاس اين موضوع، انصاف را رعايت كنند. اگر ۹۹مورد كار پليس خوب است ويك مورد ناصحيح، نبايد ۹۹مورد خوب را فداي يك كار بد كنيم. موارد برخوردهاي صحيح را در جاي خود ببينيد. اين اعتدال است.
ما نگاهمان به مردم «جامعه محور» است و به هيچوجه به جامعه به عنوان «مظنون» نگاه نمي كنيم. آموزش، كنترل و نظارت هم جزو موضوعاتي است كه بارها ازسوي فرماندهي ناجا تأكيدشده است. ولي با كساني كه به ناموس مردم تعرض مي كنند و اين گونه، قداره به كمر، حق و حقوق مردم را پايمال مي كنند، چه برخوردي مناسب است؟
** دسته اي از آسيب هاي اجتماعي هستند كه هم مردم برآن باور دارند و پليس هم نقش مقابله و حذف آنها را بازي مي كند، اما آسيب هايي هم هستند كه از تغييرات هنجاري جامعه، به وجودمي آيند. هنجارها ثابت نيستند و بعضي از آنها تغييرمي كنند. بعضي از آسيب هاي اجتماعي هم به هيچوجه با برخورد خشن حذف نمي شوند. مثلاً زنان خياباني، آسيبي است كه نمي توان با برخوردخشن آنها را حذف كرد.
ـ ما آشكارا موضوع مأموريت ها را تفهيم و به مردم اعلام كرده ايم. شما تاكنون ديده ايد كه ما به بحث رابطه دخترها و پسرها و يا به پوشش آنها بپردازيم؟ چون معتقديم كه اين آسيب ها بايد با كارفرهنگي اصلاح شود. موضوعي كه مابا آن برخوردمي كنيم، بحث اراذل و اوباش و شرب خمر و شرارت هاست. اينها موجب سلب امنيت عمومي است.
درباره مزاحمت هاي ناموسي هم ما با قاطعيت برخوردمي كنيم. ناهنجاري بعدي هم كه ما با آن برخوردمي كنيم، توليد آلودگي هاي صوتي است.
همچنين شما مي دانيد كه درشوراي اجتماعي كشور، ناهنجاريها دسته بندي شده و اعضاي آن شورا بحث برخورد با ناهنجاري هايي همچون كودكان خياباني، زنان ويژه، اراذل و اوباش،مزاحمت براي نواميس، مزاحمت دربوستانها و پاركها را تصويب كردند. يعني در اين راستا مسؤولاني همچون وزيركشور و نماينده دستگاه قضايي نيز در جريان روندكار هستند و ما به عنوان وظايف ذاتي به آن عمل مي كنيم.
** ميانگين سني مأموران يگان ويژه چقدراست؟
ـ ما يك سرتيم داريم و يكسري عوامل تحت امر او كه سرتيم هاي ما بالاي ۴۰سال و نيروهاي تحت امر بين ۲۵ تا ۳۰ سال سن دارند.
** قبول داريد كه اعضاي يگان هاي ويژه معمولاً بايد باتجربه ترين و آگاه ترين افراد باشند؟
ـ موضوع برخورد با متعرضان به حقوق و امنيت عمومي شهروندان نبايد تحت الشعاع تخلف احتمالي برخي مأموران قرارگيرد. هرشكايتي كه دراين باره وجودداشته باشد قطعاً پيگيري مي شود و ما معتقديم نقش رسانه ها، نقش بسيار تعيين كننده اي است كه بايد مرز بين هشدار و آگاهي به جامعه و تبيين ضدارزشها را رعايت كنند. موضوع مهم بعدي اين است كه سياست و تدبير پليس تحت هيچ شرايطي برخورد با جوانان نيست، بلكه مابرخورد با مجرمين را دفاع ازجوانان مي دانيم و معتقديم جوانان ما برخي خود قرباني ناهنجاريها هستند كه درجامعه به آن دامن زده شده است.
سياست ما اين نبوده و نيست كه جوان خود را درمقابل پليس و پليس خود را درمقابل جوانان احساس كنند.