شماره ۲۱۷۷ - سال هشتم - چهارشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۱
Wed, Jul 10, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
سفر يك هيأت بلندپايه ازسوي اتحاديه ناشران انگليس به تهران
• در تركيب اين هيأت اسامي افرادي چون نماينده اتحاديه ناشران انگليس، نماينده دانشگاه آكسفورد، مديرانتشارات مك ميلان، ملوري،BNG، جان وايلي و… به چشم مي خورد

امروز با محمدنجفي
071283.jpg
محمدنجفي فارغ التحصيل زبان و ادبيات انگليسي است. او با ترجمه رمان «ناتور دشت» اثرمعروف نويسنده آمريكايي جي.دي.سلينجر شناخته شد. ترجمه وي از اين اثر همه خوانندگان و منتقدان را به تحسين واداشت و هم اكنون به چاپ چهارم رسيده است.
«كيش و تمدن مصرباستان» با همكاري اميرامجد، كتاب «شكنجه و قتل...» اثر پيتروايس و «اختراع والس» نمايشنامه اي از ولاديميرناباكوف از ديگر آثار ترجمه شده نجفي است. گفت وگوي كوتاه ما را با وي مي خوانيد.

\ آقاي نجفي شما پيش از اين ترجمه اي موفق از ناتوردشت ارائه داده ايد، چطور به فكر ترجمه ديگر آثار اين نويسنده نبوده ايد؟ آثاري مثل «فراني و زويي» و يا...
* من قصد ترجمه «فراني و زويي» را داشتم اما متأسفانه كار به تعويق افتاد. ازطرفي متن «فراني و زويي» واقعاً متني مشكل و پيداكردن زبان ولحن آن درفارسي كاردشواري است. من نمي خواستم ترجمه اي كه از «فراني و زويي» منتشرمي كنم، ضعيف تر از ناتوردشت باشد. سلينجر چهاراثر شاخص دارد، به غير از داستان هايي كه در نيويوركر چاپ كرده و بعد جلوي چاپ آنها را به شكل كتاب گرفته است؛ از سلينجر ناتور دشت هست كه مي گويند شاهكار نويسنده است. فراني و زويي است و كتاب «تيرك سقف را بالابكش» كه باعنوان «بالابلندتر از هربلندبالايي» چاپ شده و مجموعه نه داستان كه درايران آقاي گلشيري با اسم «نقاش خيابان چهل و هشتم» منتشركرده است.

\ شما براي پيداكردن زبان و لحن يك اثر به چه تمهيداتي مي انديشيد و يا چه آثاري از ادبيات كلاسيك و معاصر را مي خوانيد تا برزبان يك اثر تسلط پيداكنيد؟
* من فكرمي كنم براي رسيدن و پيداكردن لحن يك اثر بايد به دو حوزه مشخص رجوع كرد. يكي حوزه اي است بالاتر ازمتن، يعني بافت فرهنگي و اجتماعي و بافت موقعيت يعني بافت كوچكتري كه دردل بافت فرهنگي است.
بنابراين مترجم بايد بداند يك اثر در كدام بافت موقعيتي و كدام بافت فرهنگي ـ اجتماعي وجوددارد، آن بافت بايد شناخته شود و جايگاه نويسنده و جايگاه اثر درآن بافت اجتماعي را بايد پيداكرد. اين مسائل به مترجم براي پيداكردن زبان و لحن اثر كمك خواهدكرد.
اين مسائل به مترجم كمك مي كند اما به تنهايي تعيين كننده نيست. بايد به خودمتن هراثر رجوع كرد، يعني به مسائل ريزمتن و به جملات متن اثربايد توجه كرد.

\ يعني خواندن ادبيات كلاسيك و معاصر به مترجم هيچ كمكي نمي كند؟
* چرا، مسلماً مطالعه ادبيات به مترجم كمك مي كند. خواندن، با پشتوانه اي كه ما در ادبيات فارسي داريم، خيلي براي مترجمان مهم است. ما كه با جمله و نحو كلام سروكارداريم و با واژه سروكار داريم مجبورهستيم از اين انبان واژگان در ادبيات كلاسيك و معاصر سودببريم و آن را مورداستفاه قراربدهيم.

\ به غير از آنچه كه گفته ايد، ديگر چه آثاري را دردست ترجمه داريد؟
* كارهاي من يكي اش «نيلوفرآبي» است كه ترجمه اثري ازحميد امجد به انگليسي است كه واقعاً كارمشكلي بود. دو كتاب ديگر نيز دردست داشته ام كه يكي «ترانه هاي باران» و ديگر «لالايي هاي ايران» است كه هردو را به زبان انگليسي برگردانده ام. يك «فرهنگ ايزدان و نمادهاي مصرباستان» است كه به صورت الفبايي، نصف كارش انجام شده. غير از اين از كيپلينگ «مردي كه مي خواست سلطان باشد» را كاركرده ام و كتاب بعدي هم «افسانه هاي گنجي» نام دارد كه درواقع مجموعه داستان هاي كهن ادب ژاپن است كه در زبان انگليسي حجمش به دو جلد مي رسد و درواقع اين آثار يك نوع «هزارويك شب» ژاپني است.
ما الآن آثاري را مي بينيم كه بيش از آنچه كه استحقاقش را دارند موردتوجه قرارمي گيرند و بالعكس آثار خوبي هستند كه به آنها توجه نمي شود. من فكرمي كنم مقداري تقصيرماست كه كتابخواني اصولي را به فرزندان خودمان نياموخته ايم.

در نگارخانه هاي تهران
• گالري سيحون ـ نمايشگاه كاريكاتور «داود شهيدي» ۲۲ الي ۲۷ تيرماه، ساعت ۱۰ تا ،۱۹ نشاني خيابان خالداسلامبولي، تلفن: ۸۷۱۱۳۰۵

• نگارخانه ۷ثمر ـ آثار نقاشي «مريم شهيدزاده»، ۱۴ الي ۱۹ تيرماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان استادمطهري تلفن: ۸۷۳۱۴۰۳

• نگارخانه سعدآباد ـ مجموعه اي از دستباف هاي عشاير ايران، ۱۳ تا ۲۴ تيرماه، ساعت ۱۰ الي ،۱۹ خيابان سرلشگر فلاحي تلفن: ۲۲۸۲۰۷۴

• نگارخانه هنر ـ نمايشگاه گروهي عكس، ۲۴ الي ۳۱ تيرماه، ساعت ۹ تا ،۱۹ خيابان شريعتي، تلفن: ۲۰ـ۸۶۴۸۱۸

• فرهنگسراي قانون ـ آثار نقاشي «نازنين آيگاني»، ۱۱ الي ۱۷ تير، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ شهرك قدس، تلفن: ۸۰۷۰۴۰۳

فيلمهاي برتر با «جشن افتتاحيه» روانه اكران مي شوند
071289.jpg
براي اولين بار در سينماي ايران «جشن افتتاحيه» براي يك فيلم از سوي معاونت سينمايي وزارت ارشاد برگزارمي شود.
روابط عمومي اين معاونت ضمن اعلام خبر فوق افزود: اين مراسم با هدف ارج نهادن به فيلمهاي برجسته برگزارمي شود و در اولين برنامه نيز به نمايش فيلم «آوازهاي سرزمين مادري ام» ساخته بهمن قبادي اختصاص يافته است. براساس همين گزارش، مديرروابط عمومي معاونت سينمايي تأكيدكرد: ازاين پس مراسم جشن افتتاحيه را در تكريم و معرفي آن گروه از فيلمهايي كه حاوي موارد و نكات برجسته و ارزشمندي به لحاظ محتوا، فرم و ساختار هستند، به صورت مداوم برگزارخواهيم كرد. وي در ادامه گفت: بخشي از مجموعه اموراجرايي مراسم افتتاحيه با همكاري انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران انجام خواهدشد. گفتني است، نخستين مراسم جشن افتتاحيه، پنجشنبه شب با حضور هنرمندان و منتقدان برگزارمي شود.

سفر يك هيأت بلندپايه ازسوي اتحاديه ناشران انگليس به تهران
تبديل ايران به پايگاه تجاري كتاب در منطقه
• در تركيب اين هيأت اسامي افرادي چون نماينده اتحاديه ناشران انگليس، نماينده دانشگاه آكسفورد، مديرانتشارات مك ميلان، ملوري،BNG، جان وايلي و… به چشم مي خورد
071292.jpg
يك هيأت انگليسي براي رايزني پيرامون برقراري روابط تجاري درحوزه كتاب به ايران مي آيد. اين هيأت ۱۵نفره كه به سرپرستي بخش بين الملل اتحاديه ناشران لندن واردايران مي شود به مدت ۱۰روز ميهمان وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي خواهدبود.
به گزارش خبرنگار «ايران» اين سفربنا به درخواست و اظهارتمايل اتحاديه ناشران انگليس و اعلام آمادگي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي، ازسوي دفتر مجامع و فعاليت هاي فرهنگي انجام خواهدشد.
در تركيب هيأت مذكور حضور نماينده اتحاديه ناشران انگليس، نماينده دانشگاه آكسفورد، مديرانتشارات مك ميلان، ملوري، BNG، جان وايلي و ديگر ناشران عمده انگليسي به چشم مي خورد.
بنابراين گزارش محور بحث هايي كه ازجانب اين هيأت پيشنهادشده عبارت است از: كپي رايت فروش كتاب هاي اين ناشران در ايران، ايجادامنيت درمقابل چاپ افست كتاب هاي اين ناشران توسط ناشران ايراني، فروش نمايشگاهي و...
گفتني است وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي نيز باتوجه به رغبت و استقبالي كه درميان ناشران داخلي براي قبول نمايندگي شعب ناشران خارجي وجوددارد، موقعيت تجاري و جغرافيايي ايران (مناطق آزاد) و امنيت گمركي، قصددارد در محور بحث هاي خود، تبديل ايران به يك Bookpoint (انبار كتاب يا پايگاه تجاري كتاب در منطقه) را مطرح سازد.
وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي مي خواهد تا با اعلام آمادگي جهت چاپ كتاب هاي خارجي در ايران، شرايطي را فراهم سازد تا امكان تحقق قصد مذكور (پايگاه تجاري كتاب درمنطقه) و جلب حمايت هاي اين هيأت را ممكن سازد كه دراين صورت ايران مي تواند درخاورميانه و آسياي ميانه به عنوان يكي از نبض هاي تجاري كتاب منطقه عمل كند.
بديهي است كه تحقق يافتن اهداف مذكور، رونقي را نصيب ناشران داخلي وصنعت نشر كشورمان خواهدكرد؛ اما آنچه مهمتراست تحول صوري و محتوايي ساختار نشر ايران، طي اين مذاكره تجاري است كه بطورطبيعي و با گذرزمان به وقوع خواهدپيوست.
تمايل اين هيأت را مي توان به عنوان اولين دستاورد برگزاري همايش كپي رايت در نمايشگاه بين المللي كتاب امسال برشمرد. تمركز و توجه اخير وزارت ارشاد به اين مقوله و همكاري سازمان هاي مرتبط باعث تشويق مجامع فرهنگي سايركشورها به برقراري روابط تجاري درحوزه كتاب بوده است.
گفتني است، هيأت مذكور ۱۴شهريورماه جاري (۵سپتامبر) وارد تهران خواهندشد.

فيلمهاي جديد به شبكه ويديويي وارد شدند
۱۲ عنوان برنامه ويديويي پروانه ورود به شبكه ويديويي كشور را دريافت كردند. به گزارش رسيده ازمعاونت امور سينمايي وزارت ارشاد مجوز ورود ۱۲ عنوان برنامه به شبكه ويديويي كشور از سوي شوراي بازبيني صادر شد. اين فيلمها عبارتند از تارزن و تارزان (ايران)، چتري براي دو نفر (ايران)، از جان گذشته (كلمبيا)، نان و گل سرخ (انگلستان)، اي برادر كجايي(آمريكا)، ماجراهاي راكي و بولوينكل (آمريكا) و همچنين برنامه هاي كنسرت ايرج، كنسرت عليرضا عصار، كنسرت داريوش خواجه نوري و مجموعه تلويزيوني كيف انگليسي.

كارگردان پراجراترين نمايش موزيكال برادوي درگذشت
071286.jpg
لورنوتو، كارگردان نمايش محبوب "the Fantasticks" كه به مدت چهاردهه دربرادوي برروي صحنه برده مي شد، درسن ۷۹سالگي از دنيارفت. به گزارش آسوشيتدپرس، نمايش موزيكال «فانتاستيك» كه لقب پراجراترين نمايش موزيكال را از آن خودكرد به مدت ۴۲سال بطورمدام برصحنه بود.
اين نمايش ابتدا درسال ۱۹۵۹ با نمايشنامه اي از تام جونز و هاروي اشميدت به صورت يك نمايش تك پرده در دانشكده برنارد نيويورك آماده شد اما بعدها به سفارش «نوتو» به صورت يك نمايش موزيكال درآمدو درسال ۱۹۶۰ دريكي از تماشاخانه هاي دهكده گرينويچ براي نخستين بار به صحنه رفت.
برپايه اين گزارش نوتو طي همه اين سالها تمام تلاش خود را صرف تداوم اجراي اين نمايش موزيكال كرد و درنهايت در ژانويه سال جاري با هفده هزار و صدوشصت و دو اجرا به كار خود خاتمه داد. گفتني است، نمايش موزيكال «فانتاستيك» داستان عاشقانه دختر وپسرجواني است كه بالاخره توسط پدرانشان به هم مي رسند. نوتو در اوايل اجراي اين نمايش موزيكال، علاوه بر كارگرداني، به عنوان پدر اين پسرجوان نيز به ايفاي نقش پرداخت و تا ۱۷سال بعد همچنان به بازي و حضور گرم خود در اين نمايش ادامه داد.

«پاتوق فرهنگي تهران» تعطيل شد
فعاليت «پاتوق فرهنگي تهران» كه با مديريت شهلا لاهيجي اداره مي شد توسط اداره اماكن نيروي انتظامي متوقف شد.
به گزارش خبرنگار «ايران» «پاتوق فرهنگي تهران» كه طي دوره فعاليت اش برنامه هايي براي بزرگداشت هنرمندان، سينماگران و نويسندگان و شاعران معاصر برگزار مي كرد از سه شنبه هفته گذشته تعطيل شد.
يك منبع آگاه در اين باره به خبرنگار ما گفت: آخرين برنامه اي كه سه شنبه گذشته (۱۴ خردادماه) در پاتوق فرهنگي برگزارشد، بزرگداشت دوتن از شاعران كشور و سخنراني مراسم جواد مجابي بود اما اكنون بر در ورودي آن نوشته شده «به علت اشكال در سيستم تهويه، برنامه هاي اعلام شده اجرا نمي شود».
همين منبع در ادامه افزود: سيستم تهويه اين مكان فرهنگي، سالم است.
شهلا لاهيجي نيز درباره اين تعطيلي گفت: ما هيچ حرفي در اين مورد براي گفتن نداريم و ترجيح مي دهيم كه فعلاً سكوت كنيم.
بنا به گزارش رسيده قرار بود روز يكشنبه ۱۶ تيرماه دنباله بحث هرمنوتيك فلسفي را بابك احمدي پي بگيرد و در روز دوشنبه برنامه سينماي مستند به نمايش گذاشته شود.
برنامه روز گذشته نيز قرار بود به بزرگداشت مهدي اخوان ثالث اختصاص داشته باشد و مرتضي كاخي و شفيعي كدكني به عنوان سخنران انتخاب شده بودند كه به علت اين تعطيلي ناگهاني، كليه برنامه هاي فوق متوقف شده است.
همين گزارش مي افزايد: وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي درباره تعطيلي پاتوق فرهنگي تهران و مسائل پيش آمده در حال پيگيري است.

اسامي نامزدهاي معتبرترين جايزه شعر بريتانيا اعلام شد
اسامي نامزدهاي مرحله نهايي معتبرترين جايزه شعر بريتانيا، مجموعاً به ارزش شانزده هزار پوند، روز گذشته اعلام شد.
به گزارش بي.بي.سي اين سه جايزه تحت عناوين جايزه «فوروارد» به ارزش ۱۰ هزار پوند براي بهترين مجموعه شعر، جايزه «واتر استون» به ارزش ۵ هزار پوند براي بهترين دفتر اول شعر يك شاعر و جايزه «تولمن كونارد» به ارزش هزارپوند براي بهترين شعر، سالانه طي مراسمي ويژه به شعرا و نويسندگان معروف بريتانيايي و ايرلندي اهدا مي شود.
برپايه اين گزارش هيأت داوران مراسم سال جاري، به رياست «مايكل دوناگي» (برنده جايزه بهترين مجموعه شعر سال ۲۰۰۰) نامزدهاي نهايي خود را از ميان ۱۰۵ مجموعه شعر كه سال گذشته در بريتانيا و ايرلند به چاپ رسيده باشند بر مي گزيند.
كانديداهاي جايزه فوروارد براي بهترين مجموعه شعر عبارتند از: پاول فرلي براي مجموعه «عصر يخ»، جان فولر براي مجموعه «حالا و براي يك زمان»، وناگروارك براي مجموعه «پرواز»، ديويد هارسنت براي مجموعه «ازدواج»، پيتر پارتر براي مجموعه «ماكس كم است». كانديداهاي جايزه واتراستون براي بهترين دفتر اول شعر يك شاعر شامل: كريس كونسيداين براي «دفتر طراحي سوالديل»، تام فرنچ براي «لمس استخوانها» ، استوارت پيكفورد براي «اساس»، هنري شوكمن براي «درباغ دكترنو» و جوليا ترنر براي «عبور از حومه».

گردهمايي شاعران و قصه نويسان جوان در همايش «شبهاي شهريور»
اولين همايش سراسري شاعران و قصه نويسان جوان ايران با عنوان «شبهاي شهريور» توسط كانون ادبي مركزي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و «خانه داستان ايران» برگزار مي شود. به گزارش رسيده، اين رويداد فرهنگي هنري در يكي از شبهاي شهريور ماه امسال برگزارو شاعران وقصه نويسان سراسر كشور را گردهم خواهد آورد.
لازم به ذكر است اين همايش در دو موضوع آزادو ويژه برگزار خواهد شد كه عنوان موضوع ويژه «حسين(ع) سلطان عشق» نام دارد و شاعران و قصه نويسان جواني كه از ۱۵ تا ۲۹ سال سن دارند مي توانند در آن شركت نمايند. بنابر همين گزارش مهلت ارسال آثار، كه شامل شعر و قصه تا پايان وقت اداري روز ۳۰ مردادماه سال جاري بوده و كليه آثار بايد به دبيرخانه جشنواره واقع در خيابان شريعتي، روبروي خيابان بهار شيراز، خيابان كاج، خانه داستان ايران و يا به فرهنگسراها ارسال شود.

صنعت نشر، روبه رشد يا بحران؟
071169.jpg
پانزدهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران نيز به اتمام رسيد. با مراسم افتتاحيه آغاز شد وبا مراسم اختتاميه نيز پايان داده شد. رسانه هاي جمعي نيز مثل سالهاي قبل تنها در ۱۰روز برگزاري نمايشگاه به آن پرداختند. گفته شد كه حدود ۲‎/۲۰۰‎/۰۰۰نفر از نمايشگاه امسال بازديد كردند كه نسبت به سال قبل ۱۰ درصد رشد داشته است. گفته شد كه ۱۹۰۰ ناشر در نمايشگاه شركت كردند كه نسبت به سال قبل ۱۵درصد رشد داشته است. گفته شدكه اين ناشران ۷۴هزارعنوان كتاب ارائه كردند كه نسبت به سال قبل ۲۳درصد رشد داشته است. گفته شد كه متراژ تخصيصي در نمايشگاه امسال ۱۸۵۰۰مترمربع بوده كه آن هم نسبت به سال قبل ۱۵۰۰متر اضافه تر شده است. گفته شد كه ۳۰۸۸۵ عنوان كتاب درسال ۸۰ منتشر شده كه نسبت به سال قبل حدود ۲۶درصد رشد داشته است (۲۴۴۰۶ عنوان در سال ۷۹).
خوب شكر خدا همه چيز مثل هميشه خوب بود . آمارها هم ، چنين حكايتي دارند. به ظاهر كه علاقه و شور و شوق مردم به بازديد از نمايشگاه كتاب افزايش يافته بود. اما چرا محوطه نمايشگاه خلوت تر از سال قبل احساس مي شد؟ با وجود اين كه اگر فردي علاقه مند به موضوع خاصي بود بايد براي يافتن آن تمامي نمايشگاه و غرفه ها را زيرپا مي گذاشت ودرنتيجه شلوغي كاذب نيز ايجاد مي شد. چرا ناشران حوزه هاي مختلف، بهره برداري مالي ضعيف تري نسبت به سال قبل داشتند؟ درحالي كه به نظر مي رسد سياستهاي حمايتي از ناشران تأثيرگذار بوده است؛ چرا كه ، تعداد عناوين چاپ شده افزايش چشم گيري يافته وازطرفي يا اين صنعت رونق بسياري يافته، يا علاقه مندان به فعاليت هاي فرهنگي بيشتر شده اند و يا هردو كه تعداد روي آورندگان به اين حرفه ( ببخشيد فعاليت فرهنگي ) افزايش يافته اند. پس «بحران نشر» چه معنايي دارد؟
به نظر نگارنده با سياستگذاريهاي فعلي در وضعيت نشر كشور تغييري اساسي ايجاد نخواهد شد. تا زماني كه دل به كميت ها و آمارها خوش كرده ايم ، تا زماني كه نگاهمان به نشر، نگاهي حرفه اي نشده است ، تا زماني كه با توصيه ها و به صرف ارايه مدرك كارشناسي (ليسانس) درهررشته اي، براي هرمتقاضي كارت نشر صادر مي شود بايد هم با توليد هزاران عنوان كتاب بدون مخاطب وبه تبع آن «بحران نشر» مواجه باشيم.
به خاطر دارم وقتي درسال ،۷۱ تصميم گرفتم كتابي را كه گردآوري وبا سرمايه شخصي چاپ كنم ، براي اخذ مجوز به اداره كتاب وزارت ارشاد مراجعه كردم وبدون داشتن كارت نشر با پركردن فرم پيش از چاپ، مجوز چاپ كتابم را دريافت كردم. اين موضوع در مورد ۴عنوان كتاب ديگر نيز انجام شد وموظف شدم در شناسنامه كتاب قيد كنم «ناشر: دكترفرهاد تيمورزاده» واز آن جايي كه تمامي موارد منتشرشده با استقبال مخاطبان روبرو شد، درتصميم خود براي دريافت مجوز نشر مصر شدم. جالب است بدانيد كه هيأت نظارت بر مراكز فرهنگي با وجود نتيجه مثبت كتابهايي كه منتشر كرده بودم ودلايلي كه براي تصميم خود داشتم ، درابتدا به درخواست من پاسخ منفي داد ودرملاقاتي كه با مرحوم حديثي داشتم ، اظهار كردند كه شما بهتراست به طبابت بپردازيد؛ اما ، به هرحال با توضيحات اينجانب و تشريح وضعيت نابسامان كتابهاي پزشكي، قانع شدند كه اين امكان در اختيار من گذاشته شود تا براساس ادعاي خود بتوانم در رفع كمبود كتابهاي پزشكي تأثيرگذار باشم.
اما متأسفانه اكنون شاهد صدور كارت هاي متعدد نشر هستيم كه معتقدم يكي از دلايل عمده ايجاد بحران در نشركتاب است. (براساس آمارهاي ارائه شده درسال ،۱۳۸۰ ۱۰۰۰ناشرنوپا وارد حوزه نشر شده اند) صدور كارت نشر براي علاقه منداني كه شناخت درستي از فنون، ظرايف ومخاطرات چاپ كتاب وتوزيع آن ندارند به جز اتلاف سرمايه هاي ملي وايجاد نابساماني درتوليد و عرضه كتاب چه حاصلي مي تواند داشته باشد ؟ با صدور هركارت نشر، فردي را وارد جامعه نشر مي كنيم كه توقع تخصيص تسهيلات اعم از كاغذ ، فيلم ، زينك ومقواي دولتي دارد. او انتظار دارد كه براي چاپ كتابهاي موردنظرش كه به موفقيت مالي آنها بااستفاده از ماشين حساب و «دودوتا چهارتا» اطمينان يافته است ، وام دريافت كند. او انتظار دارد كتابي كه چاپ كرده است به نحو مطلوبي توزيع شود و سرمايه اش را به موقع به او برگرداند. واگر چنين نشود تقصير را به گردن مردم مي اندازد كه : «فرهنگ كتاب خواني ندارند!» او انتظار دارد حال كه سرمايه اش به مخاطره افتاده ويا به سيستم بانكي مقروض شده است ، دولت كتاب هايش را خريداري كند تا بتواند بدهي هايش را بپردازد!؟
071172.jpg
در هر صورت چه او در جلب نظر هيأت خريد كتاب موفق شود يا نشود نتيجه ي امر همين است كه اكنون شاهد هستيم؛ تعداد زيادي كتاب كه معلو م نيست چرا توليد شده اند و چرا در انبار ناشران يا موزعان باقي مانده اند؟ كه ديگر راه گريزي نيست. ديگر نمي توان كاغذ كتاب را به كاغذ خام تبديل كرد و يا حتي فيلم و زينك آن را.
در اين جا سخن يكي از افراد پيشكسوت در صنعت نشر و استاد خود «جناب آقاي دكتر فريور»، «مدير محترم انتشارات وزين چهر» را نقل مي كنم. ايشان مي گويند: «ناشر كارش تبديل كاغذ، فيلم و زينك كه همگي كالاهايي قيمتي و با ارزش هستند، به كتاب است كه در اصل كالا نيست كه بخواهيم درباره ي ارزش آن بحث كنيم»؛ چرا كه، هر صاحب كالايي در موارد بحران مالي مي تواند كالاهاي خود را با درصدي پايين تر از ارزش معمول (۳۰،۲۰ يا حتي ۵۰ درصد) به فروش برساند؛ اما كدام ناشر در مورد كتاب و بدون اعمال روابط خاصي مي تواند چنين كاري را انجام دهد؟
نگارنده به عنوان ناشري كه سالها در حوزه پرمخاطب و تخصصي علوم پزشكي فعاليت دارد، راهكارهاي عملي ذيل را براي جلوگيري از گسترش اين بحران پيشنهاد مي كنم:
۱ـ صدور كارت نشر متوقف شود. چه اشكالي دارد كه اگر فردي تمايل به چاپ اثر خود داشت و نخواست چاپ آن را به يك ناشر واگذار كند، به او مجوز چاپ موردي داده شود؟ مگر داشتن كارت نشر توانايي جديدي به فرد مي دهد؟ در ابتداي عرايضم اشاره كردم كه من نيز تمايل نداشتم كتاب خود را به ناشري واگذار كنم و تدبير مديركل وقت باعث شد كه ضمن دستيابي به اين هدف، توان خود را نيز در عرصه ي نشر بيازمايم (كتاب يادشده در ۳ نوبت جمعاً پانزده هزارنسخه به چاپ رسيد كه ۹۰ درصد آن فروش رفت) و ۱۰۰ درصد شمارگان ۴ كتاب بعدي قبل از دريافت كارت نشر نيز فروش رفتند (هر يك به شمارگان ۵۰۰۰ نسخه).
۲ـ برخلاف نظر بسياري از همكارانم پيشنهاد مي كنم كه خريد كتاب از طرف دولت متوقف شود. به چه دليلي دولت بايد از بيت المال هزينه هاي عملكرد غلط يك ناشر را كه ـ البته به دنبال سياستهاي غلط ـ وارد اين عرصه شده و كتاب غيرقابل فروش توليد كرده است، بپردازد؟ يكي از مهمترين مشكلات اين شيوه، عدم بررسي بازار و سليقه ي مخاطب از طرف ناشر و اميدواري به فروش كتابهايش به وزارت ارشاد است. اگر كتابي پس از كارشناسي چاپ شود، خود به فروش خواهد رسيد. بديهي است نبايد خسارت هاي سنگين ناشي از اين سياست را با منافع محدود و سطحي آن در يك تراز ببينيم.
البته اين پيشنهاد به اين مفهوم نيست كه تا خريد كتاب از سوي دولت ادامه دارد، ضوابط صحيح تري براي آن در نظر گرفته نشود چرا كه گاهي شاهد هستيم كتابهاي علمي ارزشمند و پرمخاطب به كناري گذاشته شده اند ولي كتابهايي كه حتي در كتابخانه ها نيز به امانت گرفته نخواهند شد خريداري شده اند.
۳ـ در نحوه ي توزيع بن خريد كتاب نظارت بيشتري انجام شود. متأسفانه حتي در بسياري از مراكز دانشگاهي از بن خريد كتاب براي خريد رايانه و ساير ملزومات مورد نياز استفاده مي شود.
۴ـ قطع كامل سياست ارائه ي كاغذ، فيلم و زينك با استفاده از ارز دولتي و پايين تر از قيمت بازار آزاد، چرا كه معتقدم اين رويه بستر نامناسبي در يك زمينه فرهنگي و حتي تجاري سالم، ايجاد كرده است و تشويق كاذبي براي ورود به عرصه نشر است. علاوه بر اين كه صرفنظر از آمارهاي غيرواقعي توليد كتاب كه به قصد دريافت سهميه ي كاغذ و فروش آن در بازار آزاد و … اعلام مي شوند، خود عاملي براي توليد كتابهاي بدون كارشناسي و بدون مخاطب است. پيشنهاد مي كنم ارز ناشي از اين امر را به تقويت بنيه نشر تخصيص دهيم. لطماتي كه اختصاص ارز و ورود كاغذ خارجي بر پيكره ي توليدكنندگان داخلي كاغذ وارد كرده است، نيز در نظر آوريم.
۵ـ تلاش خود را براي افزايش تعداد كتابفروشي ها صرف كنيم و اگر فردي علاقه مند به خدمت فرهنگي است به جاي ورود به جرگه ي ناشران او را در اين جهت راهنمايي كنيم و با كارشناسي دقيق نيز به اين اقدام دست يابيم.
۶ـ ايجاد رشته ي دانشگاهي نشر حداقل تا مقطع كارشناسي (پس از بررسي همه جوانب امر) از مواردي است كه برآن اصرار دارم. بي شك تحقق اين امر از بنياني ترين اقدامات در راه ايجاد نشر حرفه اي است.
۷ـ نگاهمان را به نشر تغيير دهيم و نشر را يك حرفه ببينيم و نشر حرفه اي را تقويت كنيم. نگاه حرفه اي در نوع حمايت ها ـ نگاه حرفه اي در نمايشگاهها ـ نگاه حرفه اي در آيين نامه هاي اجرايي ـ نگاه حرفه اي در افزايش كيفيت.

ويترين نشريات
071166.jpg
دنياي تصوير ۱۰۳ روي پيشخوان دكه ها
يكصدوسومين شماره ماهنامه سينمايي «دنياي تصوير» ويژه تيرماه منتشر شد.
در شماره جديد «دنياي تصوير» مهمترين مطالب به گزارشهاي جشنواره كن با تيتر «تناقض تاكسيدو و تعهد» و پرونده كامل بازيگران و بازيگري در تاريخ سينما با عنوان «تنها آنها به چشم ما آمدند» اختصاص دارند. ساير مطالب اين شماره عبارتند از: ميزگردي درباره پديده ادبي / سينمايي هري پاتر، گفت وگو با رسول صدرعاملي، بررسي شباهت الگويي شب دهم با فيلمفارسي و ..



|   شناسنامه   |   آرشيو   |