نيكي كريمي در آستانه بيست سالگي اش به عرصه بازيگري سينما پاگذاشت. او اكنون در آستانه سي سالگي اش به عرصه كارگرداني پاگذاشته است. آيا او خواهد توانست توفيق خودش را در عرصه بازيگري در عرصه كارگرداني هم تكرار كند؟
* چطور شد به سراغ كارگرداني رفتيد.
** ببينيد من دنبال چيزي هستم كه در بازيگري نيست. آن هم يك پديده كاملاً انفرادي است. يك محصول انفرادي است.
* آفرينشگري؟
** دقيقاً. براي من فقط خلاقيت بوده و آفرينشگري. ماندگاري به نظرم يك امر كاملاً دم دستي است.
* جمله اي از «چخوف» مانده كه مي گويد «هنر خودفروشي نيست» شما فكر مي كنيد شرايط اقتصادي يك هنرمند چقدر در انتخابگر شدنش دخيل است؟
** قطعاً تأثير دارد. من اصلاً منكر اين موضوع نيستم. ولي به نظر من اگر كسي خلاقيت داشته باشد مي تواند توان خود را در راه ديگري بيندازد. نه اينكه حالا چون من مي خواهم پول دربيارم پس بهتره دائماً فيلم بازي كنم.
* يعني اصلاً بخاطر اين وسوسه كه همه بازيگران دارند كه «منهم مي توانم كارگردان شوم» انگيزه كشيده شدن شما به سمت كارگرداني نبود؟
** خب احساس مي كردم كه بايد اين كار را انجام دهم.
* يعني از اول تصميم كارگردان شدن داشتيد؟
** بله. چون من از اول هم ذهنيتي داشتم كه هميشه دلم مي خواست اين ذهنيت را پياده كنم. حالا فعلاً يك فيلم مستند ساختم ولي سال ديگه حتماً فيلمم را مي سازم.
* پس شما بخاطر همان سقفي كه در سينما وجود دارد تصميم گرفتيد كارگردان شويد؟
** كاملاً. اصلاً سينما نه، سقف خودآدم. آدم بايد هر روز بتواند كار نويي انجام بدهد و هر روز بايد بتواند چيز نويي ياد بگيرد. هدف اصلي يادگرفتن است و بعد ساختن چيزي از خودمان. در بازيگري واقعاً اين مسأله يك حد مشخصي دارد.
* حالا كه تصميم گرفتيد به سمت كارگردان شدن برويد، مشكل خاصي نداشتيد؟
** اصلاً.
* اطرافيان چه نظري داشتند؟
** كاملاً موافق بودند و تشويق كردند. البته من كسي را قرار نبوده كه قانع كنم، چون اين موضوعي است كه به نظرم خود آدم بايد به يك نتيجه اي درباره آن برسد.
* شنيده بودم كه تصميم گرفتيد كار بازيگري را كنار بگذاريد، اين موضوع اصلاً صحت دارد؟
** به هيچ عنوان. من فقط با خودم قرار گذاشتم كه «تا زماني كه فيلمنامه مورد علاقه ام وجود نداشته باشد، بازي نمي كنم.»
* براي يك هنرپيشه زن چقدر نفس بازيگري اهميت دارد تا چهره شدن؟
** نمي دانم بايد از خودشان بپرسيد. به هرحال بازيگري هنر نمايش است. يعني اينكه آدم خودش را دائماً نمايش مي دهد. اين البته يك امر اوليه آن است. لايه هاي زيرينش به اين صورت است كه يك نفر فكر مي كند، خودش را اصلاً دوست دارد بشناسد، يا اينكه روانشناسي شخصيت ها برايش مهم است. همه اينها هست… نمي دانم… هركسي بايد خودش جوابگو باشد.
الف ـ دبير